X
تبلیغات
اشعار مذهبی - حضرت معصومه(س)
بانک اشعار اهلبیت
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما

با سلام و عرض ادب این وبلاگ جهت گردآوری و تهیه بانک اشعار مذهبی در فضای مجازی می باشد لذا از کلیه شاعران محترم که اشعارشان در این وبلاگ می باشد و نامشان درج نشده است تقاضا داریم جهت ساماندهی و درج نامشان به ما اطلاع دهند.
هدفم از راه اندازی این وبلاگ کمک به خطیبان و مداحان و نوکران اباعبدالله هستش لطف کنید با ارسال نظراتتون راجع به مطالب اشعار بنده حقیر را یاری کنین


سامانه دریافت پیام کوتاه - 50002010000764
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
طراح قالب
ثامن تم
دیگر امکانات
ذکر روزهای هفته
روزشمار فاطمیه دانشنامه عاشورا دانشنامه عاشورا
روزشمار محرم عاشورا آیه قرآن انقلاب اسلامی پخش زنده حرم حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل وصیت شهدا
مطالب اخیر وبگاه



ای کوثرِ کوثر محمّد

ای دخترِ دختر محمّد

معصومه ی دودمان عصمت

روح ادب و روان عصمت

سر تا قدمت همه معانی

مانند کتاب آسمانی

پاکی زتو اعتبار دارد

عصمت به تو افتخار دارد

قم مکّه تو مسجدالحرامش

خورشید، ستاره ای به بامش

مهر تو به حشر دست آویز

فیضیه، ز فیض توست لبریز

ای مصحف دامن ائمّه

ای پاره ای از تن ائمّه

یک نخله ز هفت قلّه ی طور

یک فاطمه از دو فاطمه نور

صحن تو پناه خلق عالم

ایوان طلات قلب مریم

مهر تو به سینه داغ خورشید

شمع حرمت چراغ خورشید

روی تو گُل بهارِ زهراست

قبر تو همان مزار زهراست

مهر تو چو جان درون سینه است

زوّار تو زائر مدینه ست

جود و کرم ائمّه داری

جا در حرم ائمّه داری

ای زینب دوّم ولایت

ثاراللّهیان همه فدایت

ای آل رسول را کریمه

معصومه، محدثه، علیمه

ایران حرم مطهّر توست

مرهون تو و برادر توست

چون باب تو بود طفل نوزاد

صادق ز ولادتت خبر داد

پیش از شب دل فروز میلاد

از آمدنت به قم خبر داد

بر زائرت ای فرشته حاجب

در حشر بود بهشت واجب

ذکر تو چراغ محفل ماست

قبر تو مدینه ی دل ماست

یک کعبه بود به دیده ی ما

قبر تو و زینبین و زهرا

قم شد حرم محمّد و آل

کردی تو در آن نزول اجلال

بر دوش خود آن فقیه کامل

می برد تو را زمام محمل

در نزد تو ای بزرگ بانو

پیران خرد زدند زانو

بستند همه لب از تکلّم

کردند به محضرت تعلّم

افسوس که بعد هیفده شب

جانت زالم رسید بر لب

تو فاطمه، شهر قم مدینه

داغت شرری درون سینه

در سوگ تو چشم مردم قم

بر دامن خاک ریخت انجم

هر گام هزار بار مردند

تابوت تو را به دوش بردند

هر چند که شد مکان به خاکت

شب دفن نگشت جسم پاکت

شد بسته دو چشم اشکبارت

سیلی نزدند بر عذارت

پوشیده ز خاک شد روی تو

دیگر نشکست پهلوی تو

بگذار کنم به چشم خون بار

این بیت از آن قصیده تکرار

آن قبر که در مدینه شد گم

پیدا شده در مدینه ی قم



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : غلامرضا سازگار
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 20 بهمن1392 |



گرچه دیدار برادر نرسیدی بانو !

بدنی زیر سم اسب ندیدی بانو !

خبرِ چند برادر تو شنیدی امّا

سرِ نی آیۀ قرآن نشنیدی بانو

داغ مرگ همه اصحاب چشیدی آری

درد کعب نی و سیلی نچشیدی بانو

شعلۀ هجر برادر جگرت را سوزاند

رأس او را سر بازار ندیدی بانو

عمه ات زینب مظلومه به ویرانه اسیر

تو به قم خلوت محراب گزیدی بانو

احترامت همه جا حفظ شد ای بنت رسول

چون نسیمی سوی قم پاک وزیدی بانو

مثل مولای غریبت که به غربت جان داد

به غریبانه ترین وجه ، شهیدی بانو

صبر تو زینبی و همت تو فاطمی است

با همین رتبه به اهداف رسیدی بانو

مکتب فاطمه را خوب که احیا کردی

دل ز دنیای پر از غصّه بریدی بانو

نهضت روح خدا را تو به بار آوردی

نهضت فاطمه را صبح سپیدی بانو

کربلا را ز مدینه تو به قم آوردی

مُلک ری را تو به ایثار خریدی بانو

قمِ تو بارگه نور و قیام و شرف است

همچو خورشید از این شهر دمیدی بانو

قطعه ای از حرم حضرت زهرا حَرمت

حرمش را تو به تصویر کشیدی بانو

پرچم علم و عمل را تو کشیدی بر دوش

زیر این بار گران گرچه خمیدی بانو



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : محمود ژولیده
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 20 بهمن1392 |



مهربانی ، کریمه ای خانم

بانوی بی بدیل ؛ معصومه

التماس قنوت گریه ی من

الدخیل الدخیل معصومه

 

شرف الشمس شهر قم هستی

از تبار و ذراری خورشید

پای دَرست ملائکه حاضر

ای پناه مراجع تقلید

 

صحن بالا سر تو منزل نور

مهبط جبرئیل این صحن است

بال جمله ملائک عرشی

زیر پاهای زائرت پهن است

 

حرم اهل بیت صحن شماست

حرم خانواده ی زهرا

کربلا و مدینه و مشهد

نجف و کاظمین و سامرّا

 

وقت تجدید عهد با زهرا

شهر یثرب اگر نشد قم هست

گره هایم نگفته واشده است

تا قسم به امام هشتم هست

 

گرچه چنگ خزان به جان تو و

جان ایل و تبارت افتاده

پاره پاره ولی نشد هرگز

نامه ای که رضا فرستاده

 

بین این کوچه ها خدا را شکر

محترم مانده گوشواره ی تو

لاأقل هلهله نشد بر پای

چشم گریان و پر ستاره ی تو

 

گرچه خم شد قدت ز فاصله ها

ذبح اطفال را ندیدی تو

حضرت زینب امام رضا

تلّ و گودال را ندیدی تو

 

تشنه ای را که زیر یک دشنه

دست و پا میزند که جان بدهد

حق او نیست شمر با پایش

جسم زخمیش را تکان بدهد

***

 از سایت بی پلاک



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : محسن حنیفی
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 20 بهمن1392 |



سلام بر تو که اسطوره ی حجاب شدی

جواب های سؤالات بی جواب شدی

سلام بر تو که در آسمان علم و ادب

شعاع نور شدی مثل یک شهاب شدی

به خاک کشور ایران دو نور تابان شد

رضا چو شمس شموس و تو آفتاب شدی

برای یاری دین و امام عصر خودت

شبیه عمه ی خود پای در رکاب شدی

ز بس که دست کریمت گره گشایی کرد

برای نام کریمه تو انتخاب شدی

برای شأن تو این واژه تا ابد کافی ست

رضا حسین شد و زینبش حساب شدی

خدا کند بنویسی مرا به نوکری ات

تو دختری ولی عالم فدای مادری ات

نگاه مرحمتی کن به این گدا بی بی

بده به حق رضا حاجت مرا بی بی

میان صحن تو جارو به دست میگیرد

برای خادمی ات صاحب عصا بی بی

قسم به جان خودم جبرئیل می میرد

اگر که پر نزند دور این سرا بی بی

پی زیارت زهرا به قم سفر نکنم

بگو کجا بروم من بگو کجا بی بی

مراجع و علما حلقه دور تو بستند

برای اینکه تویی باب علم ها بی بی

غمی نمانده برای اهالی ایران

دمشق ما توئی و کربلا رضا بی بی

غمی که سوخت دلت را شرار زهر نبود

تو از دیار خود افتاده ای جدا بی بی

تو آمدی که انیس دل رضا بشوی

تو آمدی که در ایران بزرگ ما بشوی

مرا خدات نوشته برای نوکری ات

برای بال زدن در هوای زائری ات

از آن زمان که به موسی بن جعفرت دادند

رضا همیشه بنازد به مهر خواهری ات

تو آمدی که سپاه برادرت باشی

رواست اینکه بنازد به این دلاوری ات

زبس مقام تو بالاست آفریننده ت

نیافت هیچ کسی را برای همسری ات

گل همیشه بهار امام هفتم ما

دلم شکسته برای خزان پرپری ات

اگرچه درد فراق آتش است و میسوزد

ولی نسوخت تمام دل کبوتری ات

مرا ببخش ولیکن در این مسیر خطیر

نرفت دست پلیدی به سمت روسری ات

ولی امان ز دل کوثر امام حسین

ز پنجه ها و سر دختر امام حسین



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : مهدی نظری
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 20 بهمن1392 |



تا کی به تو از دور سلامی برسانم

از تو خبری نیست برادر نگرانم

در می زند اینبار کسی...از  هیجانم...

شاید که تو برگشته ای ، ای پاره جانم

یک روز به یعقوب اگر جامه رسیده

حالا به من از سوی رضا  نامه رسیده...

ای کاش که از تو خبری داشته باشم

در آتش عشق تو پری داشته باشم

باید به خراسان سفری داشته باشم

در راه به قم هم نظری داشته باشم

با خاطر آسوده بمان چشم به راهم

یک قافله محرم به خدا هست سپاهم!

این جادّه ها چشم به راه قدم ماست

این که نرسد قافله تا طوس، غم ماست

انگار که این خاک عراق عجم ماست

حالا که به قول پدرم، قم حرم ماست...

شاید که فراموش کنم دلبر خود را

باید که بسازم حرم مادر خود را

باید نرسیدن به رضا را بپذیرم

حالا به شهادت برسم یا که بمیرم

وقتی که پریشانم و بیمار و اسیرم

خوب است که در حجره ی خود روضه بگیرم

با یاد غم فاطمه هق هق بنویسم

بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسم...

با گریه ی من هیچ کسی کار ندارد

قم کار به مهمان عزادار ندارد

در کوچه دری هست که مسمار ندارد

معصومه ی تو دست به دیوار ندارد

اینجا به عیادت همگی آمده باشند

آنجا به شکایت همه زخمی زده باشند

بین نظر آن همه با این همه فرق است

بین همه در پشت در و همهمه فرق است

بین اثر هلهله با زمزمه فرق است

مابین غم فاطمه با فاطمه فرق است

نامحرم اگر هست در این کوچه غمی نیست

اینجا زدن فاطمه ها حرف کمی نیست



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : مجید تال
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 20 بهمن1392 |



ای سایه ی بالا سرِ خواهر برادر

ای جانِ از جانِ خودم بهتر برادر

خواهر همان احساس مادر بر برادر

دارم برایت می شوم مادر برادر

ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز

یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز

یك بارِ دیگر بر سرم سایه بیانداز

بر خواهرانش سایه دارد هر برادر

چیزی به غیر از چشم تر دارم ندارم

از گوشه ی زندان خبر دارم ندارم

اصلاً نمی دانم پدر دارم ندارم

دیدم كمالاتِ پدر را در برادر

از جانب زُلفت صبایی می فرستی؟

با التماس من دعایی می فرستی؟

دارالشِفای من دوایی می فرستی؟

افتاده ام در گوشه ی بستر برادر!

اینجا مسیرِ كوچه ها خوب است خوب است

وقتی نگاهِ مردها خوب است خوب است

حالا كه احوالِ رضا  خوب است خوب است

از بس فنا گردیده ام من در برادر

در كوچه ها با حالِ بیمارم نبردند

وقتی رسیدم، سمتِ بازارم نبردند

این معجری را كه سرم دارم نبردند

اینجا چه شأنی دارد این معجر برادر

ای كاش مرغی را كسی بی پَر نبیند

جسمِ برادر را كسی بی سر نبیند

هر كس ببیند كاش كه خواهر نبیند

افتاده روی تلِ خاكستر برادر

نه تو جسارت دیده ای نه من جسارت

نه تو اسارت دیده ای نه من اسارت

نه تو به غارت رفته ای نه من به غارت

پس ما دو تا قربانِ آن خواهر برادر

با نیزه ای تا شاه را از حال بردند

یك یك تماماً رو سوی اموال بردند

هر آنچه را كه بود در گودال بردند

تسبیح، عبا، عمامه، انگشتر برادر



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 20 بهمن1392 |



نه من ز تو، نه تو از من نداشتی خبری

به ما خرابه نشینان شبی بکن گذری

سه سالگی من و پیری تو مثل هم است

قدم خمیده و سهم دل است خون جگری

سه ساله ها همه با ناز پیش باباها

سه سالگیِ من اما چه سخت شد سپری

مرا ببوس، بغل کن، کمی نوازش کن

دلم گرفته ازین لحظه های بی پدری

سه ساله را چه به سیلی و ضربه شلاق

سه ساله را چه به این روزهای در به دری

همین که دید ندارم پدر...عمو...حامی

برای من ز کتک ها نذاشت بال و پری

همیشه سایه عباس بر سرم بوده

به غیر راس تو دیگر نمانده سایه سری

برای این همه سیلی و گوشواره کشی

به غیر قامت عمه نداشتم سپری

میان کوچه اهل یهود جان دادم

نمانده بود کسی که نکرده او نظری

به این امید نشستم در این خرابه شام

دلت بسوزد و من را به پیش خود ببری



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : حسین ایزدی
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 15 آبان1392 |

 

مرغ دلم راهی قم می شود

در حرم امن تو گم می شود

***

عمه سادات سلام علیک

روح عبادات سلام علیک

***

كوثر نوری به كویر قمی

آب حیات دل این مردمی

***

عمه سادات بگو كیستی؟

فاطمه یا زینب ثانیستی؟

***

از سفر كرب و بلا آمدی؟

یا كه به دنبال رضا آمدی؟

***

من چه كنم شعله داغ تو را

درد و غم شاهچراغ تو را

***

کاش شبی مست حضورم كنی

با خبر از وقت ظهورم كنی



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : زنده یاد آقاسی
نویسنده ذاکر اهل بیت در شنبه 16 شهریور1392 |

حروف فاطمه پنج است ای دل

اصول الدین بود زین پنج کامل

ف اول همان فرمان توحید

الف دارد نشان از عدل و توحید

ز طای فاطمه طاهرشوی تو

همی راه نبوت را روی تو

به میم فاطمه مهر امام است

نبوت بی امامت ناتمام است

ه آخر هدایت در معاد است

معاد ما همان اخذ مراد است

نوشتم پنج اصل دینمان را

بنام فاطمه بشمردم آن را

به هر جا که نشان از در و گنج است

کلید رمز آن گنجینه ، پنج است

قلوب خلق ،شکل پنج دارد

دلی که پنج دارد گنج دارد

درخت و میوه و باغ وطبیعت

همه زیبایی آثار خلقت

میان سیب ، ان نقش ستاره

تورا از پنج تن دارد اشاره

دو گونه پنج تن داریم ای دل

نخست اهل کسا انوار کامل

سپس آن پنج خاتون ، هاشمیات

جلال آل هاشم،  فاطمیات

بلی این فاطمیات ثنا خوان

به هر عصریشدند الگوی نسوان

یکی ز آنها جلال هر دو جمع است

جهان پروانه و زهرا چون شمع است

همانی که نبی را نور عین است

امیر عشق ف فرزند حسین است

بگو یا فاطمه با نیت او

بلند است از همه شخصیت او

فقط یک فاطمه آورده ایزد

به پایشمصطفی از جای خیزد

فقط یک فاطمه بین زنان است

زند پیغمبر او را بوسه بر دست

دهد زهرا پیام فاطمیات

فدای او تمام فاطمیات

ز دیگر فاطمیات آرم نام

دهد هر یک مرا از لطفش الهام

نخستین فاطمه پاک و موقر

بود بنت الاسد مادر به حیدر

همانی که خدا گل کاشت بر او

شبی کعبه ترک برداشت بر او

حریم حق نیایشگاه او شد

چه گویم ، کعبه زایشگاه او شد

کنم با رخصت رب السماوات

سلامی به دیگر فاطمیات

به جز بنت الرسول و ام حیدر

بود سه فاطمه ، هر سه مطهر

یکی ز آنها که ماه برج دین است

گل آل کلاب ام البنین است

همان مادر که فخر الناس دارد

خوشا بر دولتش ، عباس دارد

چه عباسی دهد جان را نتایج

چه عباسی همان باب الحوائج

پدر او را امیرالمومنین است

عزیز فاطمه ام البنین است

اجازه خواهم از اهل تولا

قلم کامل کند این مثنوی را

ز جام فاطمیاتم همی مست

چهارم فاطمه بنت الحسین است

بفرموده حسین ان شاه مطلق

دهد صدها مرافرزند دیگر

پسرها را علی خوانم در ایام

به دخترها نهم هم فاطمه نام

شمردم چار نور فاطمی را

زنان با وقار هاشمی را

یکی مانده که او آرام جان است

امید و ملجا ایرانیان است

پناه امت مرحومه باشد

که پنجم فاطمه ، معصومه باشد

از او ایران ما تا حشر بیمه است

که بین فاطمیات او کریمه است

تعال الله کریمه منصبش را

به شهر قم ضریح اطیبش را

همی گویند مرئی با مباهات

موقر مرجعی از نسل سادات

همیشه در دلش این بود نجوا

چرا قبری ندارد مادر ما

چرا انکه جلال عرشیان است

مزارش در مدینه بی نشان است

چرا آن مادر پهلو شکسته

در رحمت به روی خلق بسته

چرا از بهر مادر مرقدی نیست

چرا صحن و رواق و گنبدی نیست

غرض آن سید دانا و بینا

به رویا دید یک شب مادرش را

سلامی کرد گویا از ارادت

که ای مادر فدای عز و جاهت

چرا اهل حجاز اینگونه پستند

چرا بیت تو را با قفل بستند

چرا تو قبر و ایوانی نداری

چرا شمع و شبستانی نداری

به او فرمود آن بانوی دو عالم

که ای فرزند زار و خسته حالم

مگو ، مادر چرا فبرت نهان است

که زهرا در قلوب شیعیان است

نیازی نیست ما را صحن و ایوان

به دست اهلبیت است عرش رحمان

مگو زهرا چرا مرقد ندارد

چرا گلدسته و مرقد ندارد

مرا عهدی است با حی یگانه

که در دنیا بمانم بی نشانه

اگر خواهی ببینی شوکتم را

مزار و زائران تربتم را

ببین در قم چه آثاری نهادم

که من خودهدیه بر معصومه دادم

بداند امت مرحومه ما

که نورالله بود معصومه ما

اگر من بی نشانم او با نشان است

جلالش تا قیامت جاودان است

رود هرکس به قبر آن حزینه

مرا کرده زیارت در مدینه

قم و مشهد به ایران سنگر ماست

برادر خواهری مهمان آنجاست

ستوده حق ، حقایق بانیان را

امانتداری ایرانیان را

سپرده حضرت موسی بن جعفر

به دست ملت ایران دو گوهر

رضا در مشهد و معصومه در قم

کنار خواهرش معصوم دهم

قم ومشهد پر از زوار باشد

بلی ایران دیار ، یار باشد

حجازیون که حیران در مسیرند

ز ما مهمان نوازی یاد گیرند

که ما ایرانیان در عز ونازیم

قسم بر فاطمه مهمان نوازیم

کس ار بر قولمان تردید دارد

بگو پا بر قم و مشهد گذارد

بلی قم جایگاه اهلبیت است

خراسان پایگاه اهلبیت است

خدا را معرفت اندیشه ماست

تولا و تبرا پیشه ماست

خدا لعنت کند وهابیان را

منافق مسلکان بی امان را

خدا لعنت کند بر اولین کس

که زدشعله به باب مقدس

لگد بر پهلوی مادر زد آن قوم

به قلب فاطمه خنجر زد این قوم

مگو خیر النسا پشت در آمد

بگو زهرا به داد حیدر آمد

صدا زد یار دین اطهرم من

جماعت پیشمرگ حیدرم من

رود گر سر ، علی می گویم امروز

به پشت در علی می گویم امروز

دلی دارد که پر درد است حیدر

الا نامردمان مرد است حیدر

بس است این فتنه و بیداد و تحقیر

علی شیر است علی شیر است علی شیر

قسم بر اقتدارش بر وقارش

قسم بر شعله های ذوالفقارش

قسم بر سطوت و اجلال و فرش

قسم بر حمله های مستمرش

قسم بر غرش و برق نگاهش

قسم بر کعبه ، یعنی زادگاهش

حق و باطل همیشه در ستیزند

ولیکن یا علی گویان عزیزند

موحد ناقض پیمان نگردد

علی تسلیم نامردان نگردد

قسم بر زخمهای از نود بیش

که در جنگ احد زند قوم بد کیش

قسم بر قهرمان آزموده

که با دستی در خیبر گشوده

قسم بر ضربتش در یوم خندق

که زان شد عمر ، در میدان معلق

علی کنز ادب در سینه دارد

که با حق الفت دیرینه دارد

جبون آنکه به دستش ریسمان بست

مگر دست خدا را می توان بست

حدیث عشق با صوت جلی گو

((کلامی)) یاعلی گو یا علی گو

استاد کلامی زنجانی(تکیه گاه)












مربوط به موضوع : امام علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 4 اردیبهشت1392 |

شکر بر منّت خدا داریم

باز هم شوق ربّنا داریم

ما ز یمن حضور سبز شما

دلی از عشق با صفا داریم

امشب از لطف یک نگاه شما

حال زیبای یک گدا داریم

ما گدا و تویی کریمه ی عشق

چشم امید بر شما داریم

با حساب دو شهر قم – مشهد

ما در ایران دو کربلا داریم

گرچه از خاک کربلا دوریم

لا اقل مشهدالرضا داریم

ما درون حرم کنار ضریح

از تو امید اعتنا داریم

قبر مخفی فاطمه اینجاست

باز حس مدینه را داریم

تا نگاه تو را به خود بخریم

روی لب ذکر یا رضا داریم

ای دل آرام حضرت سلطان

خواهر با کرامت سلطان

 

دست خالی ما و رحمت تو

چشم داریم بر عنایت تو

سالها بوده ایم مهمانِ

چشمه ی فیض با کرامت تو

قدر تو بی حساب چون شب قدر

بی حساب است قدر و قیمت تو

بر دلت ماند حسرت دیدار

ای فدای نگاه حسرت تو

آسمان با همه بزرگی اش

خیره مانده است بر جلالت تو

غصّه ها از دل رضا می رفت

تا که می دید قد و قامت تو

در تو می دید روح زهرا را

بس که چون فاطمه است هیبت تو

به زنان درس بندگی داده است

چادر تو ، شکوه و عفّت تو

پیش مردم بدم نکن بی بی

دست خالی ردم نکن بی بی

 

بی شمار و عدد گدا داری

به غم عشق مبتلا داری

اینکه ما را کشانده ای یعنی

نظر دیگری به ما داری

درد دوری چه درد جانکاهیست

حسرت دیدن رضا داری

پیر کرده تو را غم دوری

از زمانه گلایه ها داری

عمّه ی دوم امام زمان(عج)

صبری از جنس کربلا داری

بی بی از عمّه ات بخوان امشب

ای امان از غم دل زینب

 

پیش چشمت برادر تو نرفت

سایه اش بود و از سر تو نرفت

از کنارت به کهنه پیراهن

آه امّید آخر تو نرفت

دست کم محرمی کنارت بود

بر سرت بود و معجر تو نرفت

بدنی زیر سمّ مرکب ها

روی نی رأس دلبر تو نرفت

جرعه آبی کنارتان بود و

طفل شش ماهه از بر تو نرفت

آخرین لحظه ها رضا آمد

به سرت بود و از سر تو نرفت

تازیانه به پیکرت نزدند

طعنه بر داغ مادرت نزدند



مربوط به موضوع : امام رضا(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در جمعه 11 اسفند1391 |

و به همراه همان ابر که باران آورد

مهربانی خدا در زد و مهمان آورد

باد یک نامهء بی واژه به کنعان آورد

بوی پیراهنی از سوی خراسان آورد

به سر شعر هوای غزلی زیبا زد

دختر حضرت موسی به دل دریا زد

چادرش دست نوازش به سر دشت کشید

دشت هم از نفس چادر او گل می چید

چه بگویم که بیابان به بیابان چه کشید

من به وصف سفرش هیچ به ذهنم نرسید

باور این سفر از درک من و ما دور است

شاعرانه غزلی راهی "بیت النور" است

آمد اینگونه ولی هر چه که آمد نرسید

عشق همواره به مقصود به مقصد نرسید

که اویس قرنی هم به محمد(ص) نرسید

عاقبت حضرت معصومه(س) به مشهد نرسید

ماند تا آینهء مادر دنیا باشد

حرم او حرم حضرت زهرا(س) باشد

صبح شب می شد و شب نیز سحر هفده روز

چشم او چشمه ای از خون جگر هفده روز

بین سجاده ، ولی چشم به در هفده روز

چشم در راه برادر شد اگر هفده روز

روز و شب  پلک ترش روضه مرتب می خواند

شک ندارم که فقط روضهء زینب می خواند.

سید حمیدرضا برقعی



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |



منت ز بخت دارم و نصرت ز کردگار

کافکند در دیار قمم روزگار، بار

خوش بار یافتم به حریمى که جبرئیل

بى‏اذن خادمان به حریمش نجسته بار

این بارگاه بضعۀ باب الحوائج است

کز وى رواست، حاجت مخلوق روزگار

این پیشگاه فاطمه بنت موسى است

کز بعد فاطمه به زنان دارد افتخار

خارى اگر به کف پاى زائرش گیرد

ملک، به سوزن مژگان، ز پاش گیرد خار

دختر بدین جلال، نپرورده مام دهر

دختر بدین مقام، نیاورده روزگار

چشم فلک ندیده و نشنیده گوش دهر

دختر بدین جلالت و بانو بدین وقار

اى بانوى بلند مقام فلک جناب

اى خانم رفیع  مکان بزرگوار

هم دختر امامى و هم خواهر امام

هم عمۀ امامى  و هم نور هشت و چار

تنها نه چشم من به در توست منتظر

چشم دو عالم است ‏بر این در، به انتظار

اى والى ولایت عصمت! به عصمتت

چشم  کرم  ز بندۀ این  آستان، مدار

مسکین «طرب‏» ز درگه لطفت کجا رود؟

امیدوار بر توأم، امید من  بر آر


محمد نصیر طرب اصفهانی


مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : حضرت معصومه, س
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |



چشم دلم به سمت حرم باز می شود

با یک سلام، صبح من آغاز می شود

پر می کشد دلم به هوای طواف تو

وقتی که لحظه، لحظه ی پرواز می شود

قفل دلم شکسته کنار درِ حرم

از مرقدت دری به جنان باز می شود

فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه

این جا دل شکسته سبب ساز می شود

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم

هر روز چند مرتبه اعجاز می شود

اعجاز توست این که دلم یا کریم توست

قلب تپنده ی حرم قم، حریم توست

این جا بهشت دختر موسی بن جعفر است

از نفحه ی شهود و تجلّی معطر است

بر پا شده است مکتب قرآن و اهل بیت

دارالعلومِ مریم آل پیمبر است

این جا کلید علم و فقاهت ارادت است

خاک در حریم تو علامه پرور است

چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست

این جا چقدر چشمه ی جوشان کوثر است

تنها پناهگاه دلم صحن آینه ست

وقتی دلم از آه زمانه مکدر است

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل

دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است

صحن تو غرق بوی گل یاس می شود

این جا حضور فاطمه احساس می شود  

با آن که هست هر دو جهان مال فاطمه

این جا دمیده کوکب اقبال فاطمه

بی اختیار پای ضریحت رسیده است

هر زائری که آمده دنبال فاطمه

دارد تمام مرقد تو بوی آسمان

این جاست سایه سار پر و بال فاطمه

فرمود آشیانه ی‌ امن الهی است

صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه

خورشید آل فاطمه از راه می رسد

هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

ای عمه ی امام زمان! کاش در حرم

یک صبح جمعه لایق دیدار می شدم

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا!

محبوبه ی حبیب خدا إشفعی لنا!

آرامش و قرار دل ثامن الحجج

ای زینب امام رضا إشفعی لنا!

عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت

ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا!

در هر سحر به سوی ضریح اجابتت

می آورم دو دست دعا إشفعی لنا!

روی سیاه و بار گناهان ما کجا؟!

لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا!

مهر و ولایتت شده حبل المتین ما

در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا!

یوم الحساب تو همه امید شیعه ای

تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه ای

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده

طعنه به پارسایی حور و ملک زده

سرشار از زلالی نور یقین شود

در مرقد منور تو قلب شک‌زده

از چشمه های فیض تو سیراب می شود

هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده

تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست

بر گنبد تو دست توسل فلک زده

شب های جمعه طوف حرم می‌ کنم ولی

گویا کسی به زخم دل من نمک زده

دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا

قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده

امشب گره گشاست دم یا رضا رضا

در دست توست تذکره ی کربلای ما


یوسف رحیمی


مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : حضرت معصومه, س
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |



دلم سه شنبه شبی باز راهی قم شد

کنار درب حرم، بین زائران گم شد

نگاه چشم ترم تا به گنبدت افتاد

دوباره شیفته ی رنگ زرد گندم شد

به یاد مسجد و باب الجواد افتادم

سرود عاشقی ام، یا امام هشتم شد

به محض بردن نام امام آینه ها

لبان آینه هایت پر از تبسّم شد

به استحاله کشاندی مرا به لبخندی

دو چشم مملو اشکم، دو خمره ی خم شد

سلام بر تو و بر خاندان اطهارت

سرم به زیر قدوم تمام زوّارت

از آب شور حرم، شوق و شور می گیرم

وضو برای تشرّف به طور می گیرم

ستاره ام، که در این آسمان ظلمانی

از آفتاب حضور تو نور می گیرم

چقدر زائر عاشق شبیه کودکی ام

ضریح مرقدتان را به زور می گیرم

چه افتخار عظیمی ست آمدی این جا

عجیب نیست که حسّ غرور می گیرم

برای رد شدنم از پل صراط جزا

ز دست لطف تو برگ عبور می گیرم

سلام بر تو و بر خاندان اطهارت

سرم به زیر قدوم تمام زوّارت  

نسیم مرقدتان عطر کوچه باغ بهشت

بَرَد ز خاطره ها غصّه ی فراق بهشت

رواق های حریمت بهشت نور و بلور

بلند گنبد نورانیت، چراغ بهشت

مدام روز قیامت پی تو می گردم

نمی روم به جهنّم، و یا سراغ بهشت

شکسته باد دو پایم، اگر که روز حساب

بدون تو بگذارم قدم به باغ بهشت

منم مدیحه سرایی که آرزو دارم

جوار باغ تو باشم، شده کلاغ بهشت!

سلام بر تو و بر خاندان اطهارت

سرم به زیر قدوم تمام زوّارت


وحید قاسمی


مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : حضرت معصومه, س
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |

حضرت معصومه(س)


دل من باز گرفته به حرم می آید

درد دلهاست که از چشم ترم می آید

باز هم پیش ضریح تو نشستم با اشک

لطف تو باز فقط در نظرم می آید

در همه زندگی از بی تو شدن می ترسم

که اگر دست نگیری به سرم می آید

کاش آن لحظه ی پر غصه به دادم برسی

آه آن لحظه که وقت سفرم می آید...

زائری بود که هر روز حرم می آمد

چقدر پیش تو بوی پدرم می آید

می روم از حرمت حس من این است انگار

که کسی تا دم در پشت سرم می آید

شعر می خواند و می گرید و می گریاند

طبع من باز هم از سمت حرم می آید


 سیدمحمدرضا شرافت


مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |



سفره دار قدیمی دنیا

ای كریم شفیعه ی فردا

گنبدت را نگاه می كرم

خوش به حال پرِ كبوترها

پیش تو بی اراده می گویم

السلام علیك یا زهرا

طعم سوهان شهر تو برده است

تلخی كام روزه دار مرا

كار خورشید می كند آری

ذره ای را كه می بری بالا

با همین شور و حال و تاب و تبم

راهی جاده ی سه شنبه شبم

سجده ها و قیام های منی

‌هدف احترام های منی

السلام علیك یا بانو

تو علیك السلام های منی

زینب دومی و بعد رضا

عمه جان امام های منی

لحظه های خوش حرم رفتن

استواری گام های منی

در دلم با تو درد و دل كردم

یكی از هم كلام های منی

انعكاس جمالی زهرا

حضرت زینب امام رضا


مسعود اصلانی


مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : حضرت معصومه, س
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |


 

ای سورۀ نامت تفسیر اعطینا

زهرا ترین زینب، زینب ترین زهرا

خیر کثیر تو، آئینه کوثر

نامت سرآغاز تکثیر خوبی ها

روشن تر از نوری، در نور مستوری

پیدا ترین پنهان، پنهان ترین پیدا پیدا

ماه مقیم قم، خورشید «بیت النور»

در سایه سار توست سرتاسر دنیا

وقتی که معصومان، معصومه ات خواندند

در وصف تو لال است، شعر و شعور ما

فهم زمین عاجز، از درک اوصافت

والا مقامی تو، در عالم بالا

از آه لبریزم، از اشک سرشارم

این قطره را دریاب، دریاب ای دریا


جواد شرافت


مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : حضرت معصومه, س
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |


 

تا آسمانت را کمی در بر بگیرد

یک شهر باید عشق را از سر بگیرد

گنجایش ات در سینۀ این خاک‏ها نیست

باید تو را دستان پیغمبر بگیرد

هر کس مزار مادرش را آرزو کرد

باید سراغش را از این دختر بگیرد

بانو رهایی را نمی‏خواهم که ننگ است

بی‏جذبۀ مهرت کبوتر پر بگیرد

قلب مرا از سینه‏ام بردار نگذار

دار و ندارم را کس دیگر بگیرد

دلواپس اما دلخوشم شاید که دستت

دست مرا هم لحظۀ آخر بگیرد


فاطمه نوری


مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : حضرت معصومه, س
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |



خاتون قم ای حضرت معصومه سلامت

 آغاز شود دفتر اعجاز به نامت

 در وصف کمالات تو شد زمزمه پرداز

 عمری به رواقِ تو کبوتر سر بامت

 از زینب و از فاطمه داری تو نشان ها

 ای خوی و مرام علوی خوی و مرامت

 آنی که احادیث شریفی ز امامان

 بر جا همه حاکی بود از شان و مقامت

 در بارگه قدس تو حوا به کنیزی است

 آن گونه که آدم شده از شوق غلامت

 بر چهره ی نورانی تو رشک برد ماه

 خورشید جهانتاب زند بوسه به گامت

 مانند تو معصومه کجا ذوب ولا شد؟

 قربان تو و پیروی از خط امامت

 آیین و مرام رضوی گشت جهانگیر

 ای قم ز تو احیا شده با سعی تمامت

 فیضیه که سرچشمه ی انوار الهی است

 پاینده و جاوید شد از فیض مدامت

 جان در ره مقصود به اخلاص نهادی

 آکنده شد از بوی ولایت چو مشامت

 تا روز قیامت که بود حشر خلایق

 ثبت است به لوح دل و جان حرف و پیامت

 از فیض وجود حرمت مرحمتی کن

 ای مرغ دل شیعه گرفتار به دامت

 سیراب شوند از قدح خاص تولا

 زوار تو کآیند سر سفره ی عامت

 بر رشته ای از معجرت آویختم امروز

 دریاب کنون «خوش عمل» این پیر غلامت


 عباس خوش عمل کاشانی


مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : حضرت معصومه, س
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |



جایی که کوه خضر به زحمت بایستد

شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد

نزدیک می‌شوم به تو چیزی نمانده است

قلبم از اشتیاق زیارت بایستد

بانو سلام کاش زمان با همین سلام

در آستانۀ درِ ساعت بایستد

و گردش نگاه تو در بین زائران

روی من – این فتاده به لکنت – بایستد

تا فارغ از تمام جهان روح خسته‌ام

در محضر شما دو سه رکعت بایستد

بانو اجازه هست که بار گناه من

در کنج صحن این شب خلوت بایستد؟

در این حرم هزار هزار آیۀ عذاب

هم وزن با یک آیۀ رحمت بایستد

باید قنوت حاجت بی‌انتهای ما

زیر رواق‌های کرامت بایستد

شیعه به شوق مرقد زهرا به قم رسید

طاقت نداشت تا به قیامت بایستد

آن کس که جای فاطمه در قم نشسته است

در روز حشر هم به شفاعت بایستد

تو خواهر امام غریبی و این غزل

با بیت‌هاش در صف بیعت بایستد

من واژه واژه عطر تو را پخش می‌کنم

حتی اگر نسیم ز حرکت بایستد

این شعر مست تکیه زده بر ضریح تو

مستی که روی پاش به زحمت بایستد


هادی جانفدا


مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : حضرت معصومه, س
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |

دوباره آمده ام تا به من بها بدهی

مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی

گره به کار من افتاده ای کلید بهشت

خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

من از زیارت قبلی خراب تر شده ام

خداکند به من بی پناه جا بدهی

من از زبان رضا با تو درد دل دارم

مگر که پاسخ این اشفعی لنا بدهی

توآمدی و مقام رضا مشخص شد

تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی

دلم برای محرم چه زود تنگ شده

مگر که باز تو امضای کربلا بدهی

هزار عید فدای دو روز ماتم تو

اگر اشاره کنی٫رخصت عزا بدهی...

تمام سال برای تو روضه می گیریم

هزار مرتبه هم در عزات می میریم
 مجید تال


مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |


برای بار غمت سوگوار باید شد

تمام عمر از این غصه زار باید شد

برای خضرشدن در کنارصحن تو با

غلام و نوکر تو همجوار باید شد

نوشته اند برای زیارت زهرا

بسوی مرقد تو رهسپار باید شد

برای مثل سلیمان شدن فقط بی بی

به روی فرش حریمت سوار باید شد

برای اینکه امام رضا مرا بخرد

ز داغ روضه ات ابر بهار باید شد

ندیدی آخر کاری برادر خود را

از این مصیبت تو غصه دار باید شد

نوشته اند: کریمه، به مصحف نامت

به شوق دانه رسیدم دوباره بربامت

تو آمدی و همه آمدند دیدن تو

بهار شد همه جا با تب رسیدن تو

شبیه خیمه و گودال کربلا که نبود

کریمه،پشت امام رضا دویدن تو

اگرچه از نفس افتادی و شدی پرپر

ولی نبود چو زینب نفس بریدن تو

تو آمدی و در این شهر دلسپرده کسی

به تازیانه نیامد برای چیدن تو

تو را نبرد کسی بر دهانه بازار

فقط فراق شده علت خمیدن تو

عنان ناقه ی تو دست محرمان بود و

نیامدند برای اسیر دیدن تو

ولی زسینه ی زینب زبانه بالا رفت

به هرکجا که رسید تازیانه بالا رفت

سه ساله دخترکی زیر دست و پا افتاد

به روی گونه ی این تک ستاره جا افتاد

هزار مرتبه جای همه کتک زدنش

هزار مرتبه از ناقه بی هوا افتاد

به تازیانه کتک خورد و پاشد از جایش

ولی دو مرتبه با ضربه های پا افتاد

زمین که خورد سه ساله کنار او عمه

به یاد صحنه گودال کربلا افتاد

کنار دیده درخون نشسته اش صد بار

سر عموی رشیدش ز نیزه ها افتاد

شبی که گم شد و آن زجر رفت دنبالش

به روی ناقه روان بود و بی صدا افتاد

ولی به عمه پر از بوی فاطمه برگشت

به سوی قافله زخمی تراز همه برگشت

مهدی نظری




مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |



حرم امن تو کافی است هراسان شده را
مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت
تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است
خارج از دست خلیل است ، گلستان شده را

گندم ری به تنور کرمت پخته شود
از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را

هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است
از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را

به درخانه ی تو بسته و وابسته شدیم
چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را

گر قرار است جبینش به قدومت نرسد
کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را

در محلّه خبر لطف تو بهتر پیچید
پخش کردند اگر قصه مهمان شده را

شدنی نیست کرم داشته باشی ، امّا
دستگیری نکنی دست به دامان شده را

پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت

تا ببندند به آن زلف پریشان شده را

ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم
گذری نیست به معراج ِ تو حیران شده را

علی اکبر لطیفیان



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |


 

بانو سلام، دختر موسای طورها

هر جا قدم زدی شده کوهی ز نورها

من عاشقِ قدیمیِ این خانواده ام

 راهی شدم به محضرت از راه دورها

پیش شما هوای بهشت از سرم پرید

 این جا پر است بهجت و شور و سرورها

آن قدر هیبت و عظمت دارد این حریم

 جایی نمانده است برای غرورها

وقتی که آشیانه ی آل علی قم است

 فرش حریم آن شده گیسوی حورها

من چشم بسته ام به عطای کریم ها

راضی نیم به تکه نان مثل مورها

در قم همه ز بودن تو فیض می برند

 تنها نه زنده ها، که گرفتار گورها

هم چون عقیله عالمه ی بی معلمی

 طعنه زده کلام شما بر زبورها

گفتم عقیله و دل من رفت کربلا

 آخر به سمت قتلگه افتد عبورها

در پیش صبر زینب ما صبر هم شکست

 حرفی نمانده بود برای صبورها

شکر خدا برادر تو نیزه ای نخورد

 شکر خدا نرفته سرش در تنورها

بر روی پیکرش همه گل هدیه کرده اند

 جسمش نماند زیر هجوم ستورها



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |


رنگ و بوی مدینه داری تو دلم آرام نه پریشان است
قدمت روی چشم"بیت النور" واژه ها یک به یک غزلخوان است
خسته از راه آمدی تا قم قم به پا خواست پیش تو خانم
ناقه ات بین جمعیت شد گم همه گفتند تازه مهمان است
افتخاری بده به چشمانم عاشقی از تبار سلمانم
پس می افتم به پای چادرتان عشق عشقی که بهتر از جان است
فاطمه...فاطمه...که هفده روز فاطمه...فاطمه...که هجده سال
فاطمه...زینبی که در گودال روضه ی تو گریز پایان است
گرد و خاکی به چشم می آید دو سواره...گمان کنم...شاید
حرم اهل بیت شد اینجا کاظمین است یا خراسان است
...

صبح من با تو می شود آغاز باز چشمم به گنبدت شد باز
السلام علیک یا بانو صحن آیینه غرق باران است



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : حضرت معصومه, س, شهادت
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 2 اسفند1391 |

در خواب شنیدم که مقیمت شده ام

من خادم این صحن کریمت شده ام

از شوری آب حرمت بود که من

یک عمر نمک گیر حریمت شده ام

شاعر: یحیی نژاد سلامتی،


مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 18 مهر1391 |

حضرت معصومه(س)-مناجات


با روی سیاه و بارِ سنگین گناه

با خجلت و شرمساری و حال تباه

بر حضرت معصومه گرفتیم پناه

یا فاطمه اشفعی لنا عندالله



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 29 شهریور1391 |

حضرت معصومه(س)-مناجات


در خواب شنیدم که مقیمت شده ام

من خادم این صحن کریمت شده ام

از شوری آب حرمت بود که من

یک عمر نمک گیر حریمت شده ام


مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 26 شهریور1391 |



ای خاک پاک ملک ری حریمت

قم قطعه ای از جنت نعیمت

هرکس که این منظومه را شناسد

اخت الرضا معصومه را شناسد

غم را جدا از بخت شیعه کردی

قم را تو پایتخت شیعه کردی

درگاه تو جنات عالمین است

شهرت سه باب از جنت الحسین است

آنانکه تاریخ تو را بدانند

ام تو را ام البنین بخوانند

وقتی گل زهراییت سرشتند

میلاد نوری تو را نوشتند

چون در ازل دل از همه گرفتی

زینت به نام فاطمه گرفتی

تو بانی احیای کربلایی

تو زینب از نوع گل رضایی

مهری و مهتاب امام هفتم

ماهی و همزاد امام هشتم

در منزلت کفو برادری تو

در عصمتت با او برابری تو

میلاد تو از مرتضا بگوید

اخبار میلادت رضا بگوید

اصلاب پاکی حامل تو بودند

ارحام نوری قابل تو بودند

ای بهترین یاور برای رهبر

از کودکی آشفتۀ برادر

چون مادرت شد آن کنیز لایق

شد نو عروس کاشف الحقایق

در خواب او می رفت بهر یاری

پیغمبر اکرم به خواستگاری

چون نور پیغمبر در او درخشید

نور تو و نور رضا در او دید

نورت چو از آن حجره سر برآورد

از شادمانی نجمه پر درآورد

از بس تحیت آمدت زبالا

شد خانۀ نجمه چو عرش اعلا

ای خواهر مولای با عطوفه

او شد رئوف و تو شدی رئوفه

پرورده ی همد ولایتی تو

پوئیده ی راه هدایتی تو

دامان پر مهرت پدر سرایت

فرمود بابایت: (پدر فدایت)

از بسکه خوش فکر و اراده بودی

کانون فضل خانواده بودی

از نام های پاکت ای نقیه

مرضیه و صدیقه و رضیه

بنت الامام از نام های نابت

شیعه کند اخت الرضا خطابت

ای عالمه علمیه پروری تو

آیینۀ موسی بن جعفری تو

ای حوزۀ علمیه از تو بنیاد

وی گلشن فیضیه از تو آباد

هستی حدیث عشق را تو راوی

نوآوری کردی تو در فتاوی

در هجرتت چون خون عاشقان ریخت

علم و عمل از نو به هم در آمیخت

روح پیام قاطعیت از توست

مهر مقام مرجعیت از توست

ای اسوۀ ما مرجعیت تو

وی الگوی شیعه شهادت تو

باب شهادت از تو باز مانده

اینگونه محراب و نماز مانده

مرجع کسی که راه تو بپوید

وز آستان درگهت بروید

هر مرجعی، تقلید کردنی نیست

هر مدعی نامش که بردنی نیست

مرجع که از بیگانگان بگوید

اخبار چون دیوانگان بگوید

مرجع تمام نیتش حسینی است

راهش ز راه نهضت خمینی است

مرجع که با دشمن ولی نگردد

ضد تولای علی نگردد

ای رفته راه منطق امامت

با آن برادرهای با کرامت

تو کاخ ظالم را خراب کردی

مانند زینب انقلاب کردی

گرچه تو دیدی هجمه ی حرامی

اما ندیدی ازدحام شامی

بالای تل زینبیه هیهات

دیدی امام خویش در مناجات؟

در پیش چشمت کی سری بریدند

کی معجری را از سری کشیدند

راه تو و زینب طریقۀ ماست

جان دادن در خون سلیقه ماست



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در شنبه 25 شهریور1391 |



ای حج دل بر گرد حائـر تو

وی چـارده معصوم، زائـر تو

گنج خدا پنهان به سینۀ قم!

معصومـه! زهرای مدینۀ قم!

درّ یتیـم گنجِ مهـر عصمت!

انسیه‌الحورا، سپهـر عصمت!

ســر تـا قـدم آیینـۀ ولایت

قــرآن روی سینـۀ ولایـت

زهرای مرضیه است مادر تو

مریم توسل جسته بر در تو

جبریل اگر رو جانب قم آرد

بـر تـو یریـدالله عنکـم آرد

آینـــۀ روی امــام هفتــم

روح دو پهلـوی امـام هفتم

فیضیه را بر تربتت سجود است

فیضیـۀ تـو عالـم وجود است

ریحانـة الــروح محمـدی تو

سیب بهشت هشت احمدی تو

زهـرا کتـاب الله، کوثـرش تو

قم مسجدالحرام و هاجرش تو

نــور جهانتــاب ائمـه‌ای تو

معصومه‌ای بـاب ائمـه‌ای تو

با آن که در قلب زمین نهانی

بـاب‌المــراد اهــل آسمانـی

زهرا و زینب تو یک جمـالید

مرآت حسن ذات ذوالجلالید

توحیـد دریـا و تـو دُر نابش

زهراست خورشید و تو آفتابش

عصمت گلی از نقش دامن تو

پیراهن زهـراست بـر تن تو

بالای هـر گلـدستۀ تو جبریل

زیبد که بگشاید زبان به تهلیل

بایـد در ایوان تـو بـا حلاوت

روح‌الامیـن قرآن کند تلاوت

صحنین تو برتر ز عرش اعلا

قبر تو قبر زینب است و زهرا

ایوان تو ای دخت پاک موسی

دارالسلام مریم است و عیسی

شفیعـۀ فـردای محشـری تو

نایبــۀ عمّــه و مــادری تو

خورشید را نور رخت وضو داد

ذیقعـده را میـلادت آبرو داد

آیینــۀ بــرادری و بـابــی

یک مـاه در بیـن دو آفتابی

در سیر مصحف رخـت برادر

یاد آرد از قدر و جـلال مادر

جلال تـو جلال کبریـایی‌ست

شایستــۀ سیــدة النسـایی‌ست

پدر که چون جان به برت کشیده

بوی بهشت از سینه‌ات شنیده

زیبد که‌ ای یاس بهشت طاها

گویـد پــدر دربـاره‌ات فـداها

بستـان علـم و حکمت ائمــه

شـایستـۀ تـو عـصمت ائمــه

باغ جنـان تقــدیم تـار مویت

فردوس و رضوان دو گدای کویت

مـدح تـو از نطـق بشـر نیـاید

جــز از بــرادر و پـدر نیــاید

باید ز طـوس آیـد امام هشتم

وصف تو را گویـد به مردم قم

بالاتـری از وصف خلـق عالم

قدر و جلال تو کجا و «میثم»؟



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در شنبه 25 شهریور1391 |

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
برچسب‌ها