X
تبلیغات
اشعار مذهبی
20:27
3928
سلام بر پنج فاطمه

حروف فاطمه پنج است ای دل

اصول الدین بود زین پنج کامل

ف اول همان فرمان توحید

الف دارد نشان از عدل و توحید

ز طای فاطمه طاهرشوی تو

همی راه نبوت را روی تو

به میم فاطمه مهر امام است

نبوت بی امامت ناتمام است

ه آخر هدایت در معاد است

معاد ما همان اخذ مراد است

نوشتم پنج اصل دینمان را

بنام فاطمه بشمردم آن را

به هر جا که نشان از در و گنج است

کلید رمز آن گنجینه ، پنج است

قلوب خلق ،شکل پنج دارد

دلی که پنج دارد گنج دارد

درخت و میوه و باغ وطبیعت

همه زیبایی آثار خلقت

میان سیب ، ان نقش ستاره

تورا از پنج تن دارد اشاره

دو گونه پنج تن داریم ای دل

نخست اهل کسا انوار کامل

سپس آن پنج خاتون ، هاشمیات

جلال آل هاشم،  فاطمیات

بلی این فاطمیات ثنا خوان

به هر عصریشدند الگوی نسوان

یکی ز آنها جلال هر دو جمع است

جهان پروانه و زهرا چون شمع است

همانی که نبی را نور عین است

امیر عشق ف فرزند حسین است

بگو یا فاطمه با نیت او

بلند است از همه شخصیت او

فقط یک فاطمه آورده ایزد

به پایشمصطفی از جای خیزد

فقط یک فاطمه بین زنان است

زند پیغمبر او را بوسه بر دست

دهد زهرا پیام فاطمیات

فدای او تمام فاطمیات

ز دیگر فاطمیات آرم نام

دهد هر یک مرا از لطفش الهام

نخستین فاطمه پاک و موقر

بود بنت الاسد مادر به حیدر

همانی که خدا گل کاشت بر او

شبی کعبه ترک برداشت بر او

حریم حق نیایشگاه او شد

چه گویم ، کعبه زایشگاه او شد

کنم با رخصت رب السماوات

سلامی به دیگر فاطمیات

به جز بنت الرسول و ام حیدر

بود سه فاطمه ، هر سه مطهر

یکی ز آنها که ماه برج دین است

گل آل کلاب ام البنین است

همان مادر که فخر الناس دارد

خوشا بر دولتش ، عباس دارد

چه عباسی دهد جان را نتایج

چه عباسی همان باب الحوائج

پدر او را امیرالمومنین است

عزیز فاطمه ام البنین است

اجازه خواهم از اهل تولا

قلم کامل کند این مثنوی را

ز جام فاطمیاتم همی مست

چهارم فاطمه بنت الحسین است

بفرموده حسین ان شاه مطلق

دهد صدها مرافرزند دیگر

پسرها را علی خوانم در ایام

به دخترها نهم هم فاطمه نام

شمردم چار نور فاطمی را

زنان با وقار هاشمی را

یکی مانده که او آرام جان است

امید و ملجا ایرانیان است

پناه امت مرحومه باشد

که پنجم فاطمه ، معصومه باشد

از او ایران ما تا حشر بیمه است

که بین فاطمیات او کریمه است

تعال الله کریمه منصبش را

به شهر قم ضریح اطیبش را

همی گویند مرئی با مباهات

موقر مرجعی از نسل سادات

همیشه در دلش این بود نجوا

چرا قبری ندارد مادر ما

چرا انکه جلال عرشیان است

مزارش در مدینه بی نشان است

چرا آن مادر پهلو شکسته

در رحمت به روی خلق بسته

چرا از بهر مادر مرقدی نیست

چرا صحن و رواق و گنبدی نیست

غرض آن سید دانا و بینا

به رویا دید یک شب مادرش را

سلامی کرد گویا از ارادت

که ای مادر فدای عز و جاهت

چرا اهل حجاز اینگونه پستند

چرا بیت تو را با قفل بستند

چرا تو قبر و ایوانی نداری

چرا شمع و شبستانی نداری

به او فرمود آن بانوی دو عالم

که ای فرزند زار و خسته حالم

مگو ، مادر چرا فبرت نهان است

که زهرا در قلوب شیعیان است

نیازی نیست ما را صحن و ایوان

به دست اهلبیت است عرش رحمان

مگو زهرا چرا مرقد ندارد

چرا گلدسته و مرقد ندارد

مرا عهدی است با حی یگانه

که در دنیا بمانم بی نشانه

اگر خواهی ببینی شوکتم را

مزار و زائران تربتم را

ببین در قم چه آثاری نهادم

که من خودهدیه بر معصومه دادم

بداند امت مرحومه ما

که نورالله بود معصومه ما

اگر من بی نشانم او با نشان است

جلالش تا قیامت جاودان است

رود هرکس به قبر آن حزینه

مرا کرده زیارت در مدینه

قم و مشهد به ایران سنگر ماست

برادر خواهری مهمان آنجاست

ستوده حق ، حقایق بانیان را

امانتداری ایرانیان را

سپرده حضرت موسی بن جعفر

به دست ملت ایران دو گوهر

رضا در مشهد و معصومه در قم

کنار خواهرش معصوم دهم

قم ومشهد پر از زوار باشد

بلی ایران دیار ، یار باشد

حجازیون که حیران در مسیرند

ز ما مهمان نوازی یاد گیرند

که ما ایرانیان در عز ونازیم

قسم بر فاطمه مهمان نوازیم

کس ار بر قولمان تردید دارد

بگو پا بر قم و مشهد گذارد

بلی قم جایگاه اهلبیت است

خراسان پایگاه اهلبیت است

خدا را معرفت اندیشه ماست

تولا و تبرا پیشه ماست

خدا لعنت کند وهابیان را

منافق مسلکان بی امان را

خدا لعنت کند بر اولین کس

که زدشعله به باب مقدس

لگد بر پهلوی مادر زد آن قوم

به قلب فاطمه خنجر زد این قوم

مگو خیر النسا پشت در آمد

بگو زهرا به داد حیدر آمد

صدا زد یار دین اطهرم من

جماعت پیشمرگ حیدرم من

رود گر سر ، علی می گویم امروز

به پشت در علی می گویم امروز

دلی دارد که پر درد است حیدر

الا نامردمان مرد است حیدر

بس است این فتنه و بیداد و تحقیر

علی شیر است علی شیر است علی شیر

قسم بر اقتدارش بر وقارش

قسم بر شعله های ذوالفقارش

قسم بر سطوت و اجلال و فرش

قسم بر حمله های مستمرش

قسم بر غرش و برق نگاهش

قسم بر کعبه ، یعنی زادگاهش

حق و باطل همیشه در ستیزند

ولیکن یا علی گویان عزیزند

موحد ناقض پیمان نگردد

علی تسلیم نامردان نگردد

قسم بر زخمهای از نود بیش

که در جنگ احد زند قوم بد کیش

قسم بر قهرمان آزموده

که با دستی در خیبر گشوده

قسم بر ضربتش در یوم خندق

که زان شد عمر ، در میدان معلق

علی کنز ادب در سینه دارد

که با حق الفت دیرینه دارد

جبون آنکه به دستش ریسمان بست

مگر دست خدا را می توان بست

حدیث عشق با صوت جلی گو

((کلامی)) یاعلی گو یا علی گو

استاد کلامی زنجانی(تکیه گاه)











برچسب‌ها: سلام بر پنج فاطمه
0:16
3579
ما در ایران دو کربلا داریم . . .

شکر بر منّت خدا داریم

باز هم شوق ربّنا داریم

ما ز یمن حضور سبز شما

دلی از عشق با صفا داریم

امشب از لطف یک نگاه شما

حال زیبای یک گدا داریم

ما گدا و تویی کریمه ی عشق

چشم امید بر شما داریم

با حساب دو شهر قم – مشهد

ما در ایران دو کربلا داریم

گرچه از خاک کربلا دوریم

لا اقل مشهدالرضا داریم

ما درون حرم کنار ضریح

از تو امید اعتنا داریم

قبر مخفی فاطمه اینجاست

باز حس مدینه را داریم

تا نگاه تو را به خود بخریم

روی لب ذکر یا رضا داریم

ای دل آرام حضرت سلطان

خواهر با کرامت سلطان

 

دست خالی ما و رحمت تو

چشم داریم بر عنایت تو

سالها بوده ایم مهمانِ

چشمه ی فیض با کرامت تو

قدر تو بی حساب چون شب قدر

بی حساب است قدر و قیمت تو

بر دلت ماند حسرت دیدار

ای فدای نگاه حسرت تو

آسمان با همه بزرگی اش

خیره مانده است بر جلالت تو

غصّه ها از دل رضا می رفت

تا که می دید قد و قامت تو

در تو می دید روح زهرا را

بس که چون فاطمه است هیبت تو

به زنان درس بندگی داده است

چادر تو ، شکوه و عفّت تو

پیش مردم بدم نکن بی بی

دست خالی ردم نکن بی بی

 

بی شمار و عدد گدا داری

به غم عشق مبتلا داری

اینکه ما را کشانده ای یعنی

نظر دیگری به ما داری

درد دوری چه درد جانکاهیست

حسرت دیدن رضا داری

پیر کرده تو را غم دوری

از زمانه گلایه ها داری

عمّه ی دوم امام زمان(عج)

صبری از جنس کربلا داری

بی بی از عمّه ات بخوان امشب

ای امان از غم دل زینب

 

پیش چشمت برادر تو نرفت

سایه اش بود و از سر تو نرفت

از کنارت به کهنه پیراهن

آه امّید آخر تو نرفت

دست کم محرمی کنارت بود

بر سرت بود و معجر تو نرفت

بدنی زیر سمّ مرکب ها

روی نی رأس دلبر تو نرفت

جرعه آبی کنارتان بود و

طفل شش ماهه از بر تو نرفت

آخرین لحظه ها رضا آمد

به سرت بود و از سر تو نرفت

تازیانه به پیکرت نزدند

طعنه بر داغ مادرت نزدند


برچسب‌ها: ما در ایران دو کربلا داریم
13:51
3542
حرم او حرم حضرت زهرا(س) باشد

و به همراه همان ابر که باران آورد

مهربانی خدا در زد و مهمان آورد

باد یک نامهء بی واژه به کنعان آورد

بوی پیراهنی از سوی خراسان آورد

به سر شعر هوای غزلی زیبا زد

دختر حضرت موسی به دل دریا زد

چادرش دست نوازش به سر دشت کشید

دشت هم از نفس چادر او گل می چید

چه بگویم که بیابان به بیابان چه کشید

من به وصف سفرش هیچ به ذهنم نرسید

باور این سفر از درک من و ما دور است

شاعرانه غزلی راهی "بیت النور" است

آمد اینگونه ولی هر چه که آمد نرسید

عشق همواره به مقصود به مقصد نرسید

که اویس قرنی هم به محمد(ص) نرسید

عاقبت حضرت معصومه(س) به مشهد نرسید

ماند تا آینهء مادر دنیا باشد

حرم او حرم حضرت زهرا(س) باشد

صبح شب می شد و شب نیز سحر هفده روز

چشم او چشمه ای از خون جگر هفده روز

بین سجاده ، ولی چشم به در هفده روز

چشم در راه برادر شد اگر هفده روز

روز و شب  پلک ترش روضه مرتب می خواند

شک ندارم که فقط روضهء زینب می خواند.

سید حمیدرضا برقعی


برچسب‌ها: حرم او حرم حضرت زهرا, س, باشد
13:49
3541
حضرت معصومه(س)



منت ز بخت دارم و نصرت ز کردگار

کافکند در دیار قمم روزگار، بار

خوش بار یافتم به حریمى که جبرئیل

بى‏اذن خادمان به حریمش نجسته بار

این بارگاه بضعۀ باب الحوائج است

کز وى رواست، حاجت مخلوق روزگار

این پیشگاه فاطمه بنت موسى است

کز بعد فاطمه به زنان دارد افتخار

خارى اگر به کف پاى زائرش گیرد

ملک، به سوزن مژگان، ز پاش گیرد خار

دختر بدین جلال، نپرورده مام دهر

دختر بدین مقام، نیاورده روزگار

چشم فلک ندیده و نشنیده گوش دهر

دختر بدین جلالت و بانو بدین وقار

اى بانوى بلند مقام فلک جناب

اى خانم رفیع  مکان بزرگوار

هم دختر امامى و هم خواهر امام

هم عمۀ امامى  و هم نور هشت و چار

تنها نه چشم من به در توست منتظر

چشم دو عالم است ‏بر این در، به انتظار

اى والى ولایت عصمت! به عصمتت

چشم  کرم  ز بندۀ این  آستان، مدار

مسکین «طرب‏» ز درگه لطفت کجا رود؟

امیدوار بر توأم، امید من  بر آر


محمد نصیر طرب اصفهانی

برچسب‌ها: حضرت معصومه, س
13:48
3540
چشم دلم به سمت حرم باز می شود



چشم دلم به سمت حرم باز می شود

با یک سلام، صبح من آغاز می شود

پر می کشد دلم به هوای طواف تو

وقتی که لحظه، لحظه ی پرواز می شود

قفل دلم شکسته کنار درِ حرم

از مرقدت دری به جنان باز می شود

فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه

این جا دل شکسته سبب ساز می شود

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم

هر روز چند مرتبه اعجاز می شود

اعجاز توست این که دلم یا کریم توست

قلب تپنده ی حرم قم، حریم توست

این جا بهشت دختر موسی بن جعفر است

از نفحه ی شهود و تجلّی معطر است

بر پا شده است مکتب قرآن و اهل بیت

دارالعلومِ مریم آل پیمبر است

این جا کلید علم و فقاهت ارادت است

خاک در حریم تو علامه پرور است

چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست

این جا چقدر چشمه ی جوشان کوثر است

تنها پناهگاه دلم صحن آینه ست

وقتی دلم از آه زمانه مکدر است

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل

دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است

صحن تو غرق بوی گل یاس می شود

این جا حضور فاطمه احساس می شود  

با آن که هست هر دو جهان مال فاطمه

این جا دمیده کوکب اقبال فاطمه

بی اختیار پای ضریحت رسیده است

هر زائری که آمده دنبال فاطمه

دارد تمام مرقد تو بوی آسمان

این جاست سایه سار پر و بال فاطمه

فرمود آشیانه ی‌ امن الهی است

صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه

خورشید آل فاطمه از راه می رسد

هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

ای عمه ی امام زمان! کاش در حرم

یک صبح جمعه لایق دیدار می شدم

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا!

محبوبه ی حبیب خدا إشفعی لنا!

آرامش و قرار دل ثامن الحجج

ای زینب امام رضا إشفعی لنا!

عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت

ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا!

در هر سحر به سوی ضریح اجابتت

می آورم دو دست دعا إشفعی لنا!

روی سیاه و بار گناهان ما کجا؟!

لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا!

مهر و ولایتت شده حبل المتین ما

در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا!

یوم الحساب تو همه امید شیعه ای

تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه ای

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده

طعنه به پارسایی حور و ملک زده

سرشار از زلالی نور یقین شود

در مرقد منور تو قلب شک‌زده

از چشمه های فیض تو سیراب می شود

هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده

تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست

بر گنبد تو دست توسل فلک زده

شب های جمعه طوف حرم می‌ کنم ولی

گویا کسی به زخم دل من نمک زده

دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا

قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده

امشب گره گشاست دم یا رضا رضا

در دست توست تذکره ی کربلای ما


یوسف رحیمی

برچسب‌ها: حضرت معصومه, س
13:47
3539
حضرت معصومه(س)



دلم سه شنبه شبی باز راهی قم شد

کنار درب حرم، بین زائران گم شد

نگاه چشم ترم تا به گنبدت افتاد

دوباره شیفته ی رنگ زرد گندم شد

به یاد مسجد و باب الجواد افتادم

سرود عاشقی ام، یا امام هشتم شد

به محض بردن نام امام آینه ها

لبان آینه هایت پر از تبسّم شد

به استحاله کشاندی مرا به لبخندی

دو چشم مملو اشکم، دو خمره ی خم شد

سلام بر تو و بر خاندان اطهارت

سرم به زیر قدوم تمام زوّارت

از آب شور حرم، شوق و شور می گیرم

وضو برای تشرّف به طور می گیرم

ستاره ام، که در این آسمان ظلمانی

از آفتاب حضور تو نور می گیرم

چقدر زائر عاشق شبیه کودکی ام

ضریح مرقدتان را به زور می گیرم

چه افتخار عظیمی ست آمدی این جا

عجیب نیست که حسّ غرور می گیرم

برای رد شدنم از پل صراط جزا

ز دست لطف تو برگ عبور می گیرم

سلام بر تو و بر خاندان اطهارت

سرم به زیر قدوم تمام زوّارت  

نسیم مرقدتان عطر کوچه باغ بهشت

بَرَد ز خاطره ها غصّه ی فراق بهشت

رواق های حریمت بهشت نور و بلور

بلند گنبد نورانیت، چراغ بهشت

مدام روز قیامت پی تو می گردم

نمی روم به جهنّم، و یا سراغ بهشت

شکسته باد دو پایم، اگر که روز حساب

بدون تو بگذارم قدم به باغ بهشت

منم مدیحه سرایی که آرزو دارم

جوار باغ تو باشم، شده کلاغ بهشت!

سلام بر تو و بر خاندان اطهارت

سرم به زیر قدوم تمام زوّارت


وحید قاسمی

برچسب‌ها: حضرت معصومه, س
13:47
3538
دل من باز گرفته به حرم می آید

حضرت معصومه(س)


دل من باز گرفته به حرم می آید

درد دلهاست که از چشم ترم می آید

باز هم پیش ضریح تو نشستم با اشک

لطف تو باز فقط در نظرم می آید

در همه زندگی از بی تو شدن می ترسم

که اگر دست نگیری به سرم می آید

کاش آن لحظه ی پر غصه به دادم برسی

آه آن لحظه که وقت سفرم می آید...

زائری بود که هر روز حرم می آمد

چقدر پیش تو بوی پدرم می آید

می روم از حرمت حس من این است انگار

که کسی تا دم در پشت سرم می آید

شعر می خواند و می گرید و می گریاند

طبع من باز هم از سمت حرم می آید


 سیدمحمدرضا شرافت

برچسب‌ها: دل من باز گرفته به حرم می آید
13:46
3537
حضرت معصومه(س)



سفره دار قدیمی دنیا

ای كریم شفیعه ی فردا

گنبدت را نگاه می كرم

خوش به حال پرِ كبوترها

پیش تو بی اراده می گویم

السلام علیك یا زهرا

طعم سوهان شهر تو برده است

تلخی كام روزه دار مرا

كار خورشید می كند آری

ذره ای را كه می بری بالا

با همین شور و حال و تاب و تبم

راهی جاده ی سه شنبه شبم

سجده ها و قیام های منی

‌هدف احترام های منی

السلام علیك یا بانو

تو علیك السلام های منی

زینب دومی و بعد رضا

عمه جان امام های منی

لحظه های خوش حرم رفتن

استواری گام های منی

در دلم با تو درد و دل كردم

یكی از هم كلام های منی

انعكاس جمالی زهرا

حضرت زینب امام رضا


مسعود اصلانی

برچسب‌ها: حضرت معصومه, س
13:46
3536
حضرت معصومه(س)


 

ای سورۀ نامت تفسیر اعطینا

زهرا ترین زینب، زینب ترین زهرا

خیر کثیر تو، آئینه کوثر

نامت سرآغاز تکثیر خوبی ها

روشن تر از نوری، در نور مستوری

پیدا ترین پنهان، پنهان ترین پیدا پیدا

ماه مقیم قم، خورشید «بیت النور»

در سایه سار توست سرتاسر دنیا

وقتی که معصومان، معصومه ات خواندند

در وصف تو لال است، شعر و شعور ما

فهم زمین عاجز، از درک اوصافت

والا مقامی تو، در عالم بالا

از آه لبریزم، از اشک سرشارم

این قطره را دریاب، دریاب ای دریا


جواد شرافت

برچسب‌ها: حضرت معصومه, س
13:45
3535
حضرت معصومه(س)


 

تا آسمانت را کمی در بر بگیرد

یک شهر باید عشق را از سر بگیرد

گنجایش ات در سینۀ این خاک‏ها نیست

باید تو را دستان پیغمبر بگیرد

هر کس مزار مادرش را آرزو کرد

باید سراغش را از این دختر بگیرد

بانو رهایی را نمی‏خواهم که ننگ است

بی‏جذبۀ مهرت کبوتر پر بگیرد

قلب مرا از سینه‏ام بردار نگذار

دار و ندارم را کس دیگر بگیرد

دلواپس اما دلخوشم شاید که دستت

دست مرا هم لحظۀ آخر بگیرد


فاطمه نوری

برچسب‌ها: حضرت معصومه, س
13:45
3534
حضرت معصومه(س)



خاتون قم ای حضرت معصومه سلامت

 آغاز شود دفتر اعجاز به نامت

 در وصف کمالات تو شد زمزمه پرداز

 عمری به رواقِ تو کبوتر سر بامت

 از زینب و از فاطمه داری تو نشان ها

 ای خوی و مرام علوی خوی و مرامت

 آنی که احادیث شریفی ز امامان

 بر جا همه حاکی بود از شان و مقامت

 در بارگه قدس تو حوا به کنیزی است

 آن گونه که آدم شده از شوق غلامت

 بر چهره ی نورانی تو رشک برد ماه

 خورشید جهانتاب زند بوسه به گامت

 مانند تو معصومه کجا ذوب ولا شد؟

 قربان تو و پیروی از خط امامت

 آیین و مرام رضوی گشت جهانگیر

 ای قم ز تو احیا شده با سعی تمامت

 فیضیه که سرچشمه ی انوار الهی است

 پاینده و جاوید شد از فیض مدامت

 جان در ره مقصود به اخلاص نهادی

 آکنده شد از بوی ولایت چو مشامت

 تا روز قیامت که بود حشر خلایق

 ثبت است به لوح دل و جان حرف و پیامت

 از فیض وجود حرمت مرحمتی کن

 ای مرغ دل شیعه گرفتار به دامت

 سیراب شوند از قدح خاص تولا

 زوار تو کآیند سر سفره ی عامت

 بر رشته ای از معجرت آویختم امروز

 دریاب کنون «خوش عمل» این پیر غلامت


 عباس خوش عمل کاشانی

برچسب‌ها: حضرت معصومه, س
13:44
3533
حضرت معصومه(س)



جایی که کوه خضر به زحمت بایستد

شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد

نزدیک می‌شوم به تو چیزی نمانده است

قلبم از اشتیاق زیارت بایستد

بانو سلام کاش زمان با همین سلام

در آستانۀ درِ ساعت بایستد

و گردش نگاه تو در بین زائران

روی من – این فتاده به لکنت – بایستد

تا فارغ از تمام جهان روح خسته‌ام

در محضر شما دو سه رکعت بایستد

بانو اجازه هست که بار گناه من

در کنج صحن این شب خلوت بایستد؟

در این حرم هزار هزار آیۀ عذاب

هم وزن با یک آیۀ رحمت بایستد

باید قنوت حاجت بی‌انتهای ما

زیر رواق‌های کرامت بایستد

شیعه به شوق مرقد زهرا به قم رسید

طاقت نداشت تا به قیامت بایستد

آن کس که جای فاطمه در قم نشسته است

در روز حشر هم به شفاعت بایستد

تو خواهر امام غریبی و این غزل

با بیت‌هاش در صف بیعت بایستد

من واژه واژه عطر تو را پخش می‌کنم

حتی اگر نسیم ز حرکت بایستد

این شعر مست تکیه زده بر ضریح تو

مستی که روی پاش به زحمت بایستد


هادی جانفدا

برچسب‌ها: حضرت معصومه, س
10:39
3532
اشعار وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

دوباره آمده ام تا به من بها بدهی

مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی

گره به کار من افتاده ای کلید بهشت

خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

من از زیارت قبلی خراب تر شده ام

خداکند به من بی پناه جا بدهی

من از زبان رضا با تو درد دل دارم

مگر که پاسخ این اشفعی لنا بدهی

توآمدی و مقام رضا مشخص شد

تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی

دلم برای محرم چه زود تنگ شده

مگر که باز تو امضای کربلا بدهی

هزار عید فدای دو روز ماتم تو

اگر اشاره کنی٫رخصت عزا بدهی...

تمام سال برای تو روضه می گیریم

هزار مرتبه هم در عزات می میریم
 مجید تال

برچسب‌ها: اشعار وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
10:38
3531
اشعار وفات حضرت معصومه سلام الله علیها


برای بار غمت سوگوار باید شد

تمام عمر از این غصه زار باید شد

برای خضرشدن در کنارصحن تو با

غلام و نوکر تو همجوار باید شد

نوشته اند برای زیارت زهرا

بسوی مرقد تو رهسپار باید شد

برای مثل سلیمان شدن فقط بی بی

به روی فرش حریمت سوار باید شد

برای اینکه امام رضا مرا بخرد

ز داغ روضه ات ابر بهار باید شد

ندیدی آخر کاری برادر خود را

از این مصیبت تو غصه دار باید شد

نوشته اند: کریمه، به مصحف نامت

به شوق دانه رسیدم دوباره بربامت

تو آمدی و همه آمدند دیدن تو

بهار شد همه جا با تب رسیدن تو

شبیه خیمه و گودال کربلا که نبود

کریمه،پشت امام رضا دویدن تو

اگرچه از نفس افتادی و شدی پرپر

ولی نبود چو زینب نفس بریدن تو

تو آمدی و در این شهر دلسپرده کسی

به تازیانه نیامد برای چیدن تو

تو را نبرد کسی بر دهانه بازار

فقط فراق شده علت خمیدن تو

عنان ناقه ی تو دست محرمان بود و

نیامدند برای اسیر دیدن تو

ولی زسینه ی زینب زبانه بالا رفت

به هرکجا که رسید تازیانه بالا رفت

سه ساله دخترکی زیر دست و پا افتاد

به روی گونه ی این تک ستاره جا افتاد

هزار مرتبه جای همه کتک زدنش

هزار مرتبه از ناقه بی هوا افتاد

به تازیانه کتک خورد و پاشد از جایش

ولی دو مرتبه با ضربه های پا افتاد

زمین که خورد سه ساله کنار او عمه

به یاد صحنه گودال کربلا افتاد

کنار دیده درخون نشسته اش صد بار

سر عموی رشیدش ز نیزه ها افتاد

شبی که گم شد و آن زجر رفت دنبالش

به روی ناقه روان بود و بی صدا افتاد

ولی به عمه پر از بوی فاطمه برگشت

به سوی قافله زخمی تراز همه برگشت

مهدی نظری



برچسب‌ها: اشعار وفات حضرت معصومه سلام الله علیها
10:35
3530
اشعار وفات حضرت معصومه سلام الله علیها



حرم امن تو کافی است هراسان شده را
مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت
تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است
خارج از دست خلیل است ، گلستان شده را

گندم ری به تنور کرمت پخته شود
از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را

هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است
از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را

به درخانه ی تو بسته و وابسته شدیم
چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را

گر قرار است جبینش به قدومت نرسد
کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را

در محلّه خبر لطف تو بهتر پیچید
پخش کردند اگر قصه مهمان شده را

شدنی نیست کرم داشته باشی ، امّا
دستگیری نکنی دست به دامان شده را

پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت

تا ببندند به آن زلف پریشان شده را

ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم
گذری نیست به معراج ِ تو حیران شده را

علی اکبر لطیفیان


برچسب‌ها: اشعار وفات حضرت معصومه سلام الله علیها
10:31
3529
حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


 

بانو سلام، دختر موسای طورها

هر جا قدم زدی شده کوهی ز نورها

من عاشقِ قدیمیِ این خانواده ام

 راهی شدم به محضرت از راه دورها

پیش شما هوای بهشت از سرم پرید

 این جا پر است بهجت و شور و سرورها

آن قدر هیبت و عظمت دارد این حریم

 جایی نمانده است برای غرورها

وقتی که آشیانه ی آل علی قم است

 فرش حریم آن شده گیسوی حورها

من چشم بسته ام به عطای کریم ها

راضی نیم به تکه نان مثل مورها

در قم همه ز بودن تو فیض می برند

 تنها نه زنده ها، که گرفتار گورها

هم چون عقیله عالمه ی بی معلمی

 طعنه زده کلام شما بر زبورها

گفتم عقیله و دل من رفت کربلا

 آخر به سمت قتلگه افتد عبورها

در پیش صبر زینب ما صبر هم شکست

 حرفی نمانده بود برای صبورها

شکر خدا برادر تو نیزه ای نخورد

 شکر خدا نرفته سرش در تنورها

بر روی پیکرش همه گل هدیه کرده اند

 جسمش نماند زیر هجوم ستورها


برچسب‌ها: حضرت معصومه, س, مدح و شهادت
10:31
3528
حضرت معصومه(س)-شهادت


رنگ و بوی مدینه داری تو دلم آرام نه پریشان است
قدمت روی چشم"بیت النور" واژه ها یک به یک غزلخوان است
خسته از راه آمدی تا قم قم به پا خواست پیش تو خانم
ناقه ات بین جمعیت شد گم همه گفتند تازه مهمان است
افتخاری بده به چشمانم عاشقی از تبار سلمانم
پس می افتم به پای چادرتان عشق عشقی که بهتر از جان است
فاطمه...فاطمه...که هفده روز فاطمه...فاطمه...که هجده سال
فاطمه...زینبی که در گودال روضه ی تو گریز پایان است
گرد و خاکی به چشم می آید دو سواره...گمان کنم...شاید
حرم اهل بیت شد اینجا کاظمین است یا خراسان است
...

صبح من با تو می شود آغاز باز چشمم به گنبدت شد باز
السلام علیک یا بانو صحن آیینه غرق باران است


برچسب‌ها: حضرت معصومه, س, شهادت
22:52
2773
ارادت به حضرت معصومه

در خواب شنیدم که مقیمت شده ام

من خادم این صحن کریمت شده ام

از شوری آب حرمت بود که من

یک عمر نمک گیر حریمت شده ام

شاعر: یحیی نژاد سلامتی،

برچسب‌ها: ارادت به حضرت معصومه
19:54
2669
حضرت معصومه(س)-مناجات

حضرت معصومه(س)-مناجات


با روی سیاه و بارِ سنگین گناه

با خجلت و شرمساری و حال تباه

بر حضرت معصومه گرفتیم پناه

یا فاطمه اشفعی لنا عندالله


برچسب‌ها: حضرت معصومه, س, مناجات
1:31
2653
حضرت معصومه(س)-مناجات

حضرت معصومه(س)-مناجات


در خواب شنیدم که مقیمت شده ام

من خادم این صحن کریمت شده ام

از شوری آب حرمت بود که من

یک عمر نمک گیر حریمت شده ام

برچسب‌ها: حضرت معصومه, س, مناجات
20:22
2651
حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت



ای خاک پاک ملک ری حریمت

قم قطعه ای از جنت نعیمت

هرکس که این منظومه را شناسد

اخت الرضا معصومه را شناسد

غم را جدا از بخت شیعه کردی

قم را تو پایتخت شیعه کردی

درگاه تو جنات عالمین است

شهرت سه باب از جنت الحسین است

آنانکه تاریخ تو را بدانند

ام تو را ام البنین بخوانند

وقتی گل زهراییت سرشتند

میلاد نوری تو را نوشتند

چون در ازل دل از همه گرفتی

زینت به نام فاطمه گرفتی

تو بانی احیای کربلایی

تو زینب از نوع گل رضایی

مهری و مهتاب امام هفتم

ماهی و همزاد امام هشتم

در منزلت کفو برادری تو

در عصمتت با او برابری تو

میلاد تو از مرتضا بگوید

اخبار میلادت رضا بگوید

اصلاب پاکی حامل تو بودند

ارحام نوری قابل تو بودند

ای بهترین یاور برای رهبر

از کودکی آشفتۀ برادر

چون مادرت شد آن کنیز لایق

شد نو عروس کاشف الحقایق

در خواب او می رفت بهر یاری

پیغمبر اکرم به خواستگاری

چون نور پیغمبر در او درخشید

نور تو و نور رضا در او دید

نورت چو از آن حجره سر برآورد

از شادمانی نجمه پر درآورد

از بس تحیت آمدت زبالا

شد خانۀ نجمه چو عرش اعلا

ای خواهر مولای با عطوفه

او شد رئوف و تو شدی رئوفه

پرورده ی همد ولایتی تو

پوئیده ی راه هدایتی تو

دامان پر مهرت پدر سرایت

فرمود بابایت: (پدر فدایت)

از بسکه خوش فکر و اراده بودی

کانون فضل خانواده بودی

از نام های پاکت ای نقیه

مرضیه و صدیقه و رضیه

بنت الامام از نام های نابت

شیعه کند اخت الرضا خطابت

ای عالمه علمیه پروری تو

آیینۀ موسی بن جعفری تو

ای حوزۀ علمیه از تو بنیاد

وی گلشن فیضیه از تو آباد

هستی حدیث عشق را تو راوی

نوآوری کردی تو در فتاوی

در هجرتت چون خون عاشقان ریخت

علم و عمل از نو به هم در آمیخت

روح پیام قاطعیت از توست

مهر مقام مرجعیت از توست

ای اسوۀ ما مرجعیت تو

وی الگوی شیعه شهادت تو

باب شهادت از تو باز مانده

اینگونه محراب و نماز مانده

مرجع کسی که راه تو بپوید

وز آستان درگهت بروید

هر مرجعی، تقلید کردنی نیست

هر مدعی نامش که بردنی نیست

مرجع که از بیگانگان بگوید

اخبار چون دیوانگان بگوید

مرجع تمام نیتش حسینی است

راهش ز راه نهضت خمینی است

مرجع که با دشمن ولی نگردد

ضد تولای علی نگردد

ای رفته راه منطق امامت

با آن برادرهای با کرامت

تو کاخ ظالم را خراب کردی

مانند زینب انقلاب کردی

گرچه تو دیدی هجمه ی حرامی

اما ندیدی ازدحام شامی

بالای تل زینبیه هیهات

دیدی امام خویش در مناجات؟

در پیش چشمت کی سری بریدند

کی معجری را از سری کشیدند

راه تو و زینب طریقۀ ماست

جان دادن در خون سلیقه ماست


برچسب‌ها: حضرت معصومه, س, مدح و ولادت
20:21
2650
حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت



ای حج دل بر گرد حائـر تو

وی چـارده معصوم، زائـر تو

گنج خدا پنهان به سینۀ قم!

معصومـه! زهرای مدینۀ قم!

درّ یتیـم گنجِ مهـر عصمت!

انسیه‌الحورا، سپهـر عصمت!

ســر تـا قـدم آیینـۀ ولایت

قــرآن روی سینـۀ ولایـت

زهرای مرضیه است مادر تو

مریم توسل جسته بر در تو

جبریل اگر رو جانب قم آرد

بـر تـو یریـدالله عنکـم آرد

آینـــۀ روی امــام هفتــم

روح دو پهلـوی امـام هفتم

فیضیه را بر تربتت سجود است

فیضیـۀ تـو عالـم وجود است

ریحانـة الــروح محمـدی تو

سیب بهشت هشت احمدی تو

زهـرا کتـاب الله، کوثـرش تو

قم مسجدالحرام و هاجرش تو

نــور جهانتــاب ائمـه‌ای تو

معصومه‌ای بـاب ائمـه‌ای تو

با آن که در قلب زمین نهانی

بـاب‌المــراد اهــل آسمانـی

زهرا و زینب تو یک جمـالید

مرآت حسن ذات ذوالجلالید

توحیـد دریـا و تـو دُر نابش

زهراست خورشید و تو آفتابش

عصمت گلی از نقش دامن تو

پیراهن زهـراست بـر تن تو

بالای هـر گلـدستۀ تو جبریل

زیبد که بگشاید زبان به تهلیل

بایـد در ایوان تـو بـا حلاوت

روح‌الامیـن قرآن کند تلاوت

صحنین تو برتر ز عرش اعلا

قبر تو قبر زینب است و زهرا

ایوان تو ای دخت پاک موسی

دارالسلام مریم است و عیسی

شفیعـۀ فـردای محشـری تو

نایبــۀ عمّــه و مــادری تو

خورشید را نور رخت وضو داد

ذیقعـده را میـلادت آبرو داد

آیینــۀ بــرادری و بـابــی

یک مـاه در بیـن دو آفتابی

در سیر مصحف رخـت برادر

یاد آرد از قدر و جـلال مادر

جلال تـو جلال کبریـایی‌ست

شایستــۀ سیــدة النسـایی‌ست

پدر که چون جان به برت کشیده

بوی بهشت از سینه‌ات شنیده

زیبد که‌ ای یاس بهشت طاها

گویـد پــدر دربـاره‌ات فـداها

بستـان علـم و حکمت ائمــه

شـایستـۀ تـو عـصمت ائمــه

باغ جنـان تقــدیم تـار مویت

فردوس و رضوان دو گدای کویت

مـدح تـو از نطـق بشـر نیـاید

جــز از بــرادر و پـدر نیــاید

باید ز طـوس آیـد امام هشتم

وصف تو را گویـد به مردم قم

بالاتـری از وصف خلـق عالم

قدر و جلال تو کجا و «میثم»؟


برچسب‌ها: حضرت معصومه, س, مدح و ولادت
6:5
2549
مرغ دلم راهی قم می شود

مرغ دلم راهی قم می شود

در حرم امن تو گم می شود

عمه سادات سلامٌ علیک

روح عبادات سلامٌ علیک

کوثر نوری به کویر قمی

اب حیات دل این مردمی

از سفر کربُ بلا آمدی

یا که به دنبال رضا آمدی

کاش شبی مست حضورم کنی

با خبر از وقت ظهورم کنی

 

محمد رضا آغاسی


برچسب‌ها: مرغ دلم راهی قم می شود
13:30
1741
عمّـۀ سـادات علیک‌السـلام
عمّـۀ سـادات علیـک‌السـلام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

****
تو کوثر مقدس کوثری
فاطمۀ دوم پیغمبری
تو دختر موسی بن جعفری

عمّـۀ سـادات علیـک‌السـلام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

****
ای به دل و دیدۀ ما جای تو
صورت ما خاک کف پای تو
قم شده دریای تجلّای تو

عمّـۀ سـادات علیـک‌السـلام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

قم حرم‌الله و تو صاحب حرم
شهر شده رشک بهشت ارم
ما همه لب‌تشنه، تو بحر کرم

عمّـۀ سـادات علیک‌السـلام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

****
قم شده لبریز از این زمزمه
ای به قدومت صلوات همه
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه

عمّـۀ سادات علیک‌السـلام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

****
قم حرم امن و امان آمده
عمۀ صاحب‌الزمان آمده
فاطمه در باغ جنان آمده

عمّـۀ سادات علیک‌السـلام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

قدر تو از وصف همه برتر است
مدح تو و مادر تو کوثر است
ناقۀ تو براق پیغمبر است

عمّـۀ سـادات علیک‌السـلام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

****
تا که ورودت به قم آغاز شد
باب بهشت از سوی قم باز شد
قم به قدوم تو سرافراز شد

عمّـۀ سـادات علیک‌السـلام
خوش آمدی به شهر خون و قیام

****
ای به سرت چادر زهرا بیا
آینۀ زینب کبری بیا
اخت رضا، دختر موسی بیا

عمّـۀ سـادات علیک‌السـلام
خوش آمدی به شهر خون و قیام


برچسب‌ها: عمّـۀ سـادات علیک‌السـلام
13:29
1740
ای حرمت کعبۀ جان همه

ای حرمت کعبۀ جان همه

عمّۀ سادات بنی فاطمه

فاطمۀ فاطمه بنت الامام

حضرت معصومه علیهاسلام

دختر موسایی و طور تو قم

وادی سیناست به طور تو گم

دختری و بر همه عالم اُمی

قائمۀ عرش خدا در قمی

پیرهنت از جلوات خدا

بر تن و جانت صلوات خدا

آیۀ تطهیرِ مکرّر تویی

عصمت حق کوثرِ کوثر تویی

اخت رضا نایبة الزینبی

عمّۀ ساداتی و زینِ ابی

تربت زهرا حرم پاک تو

پیکر پاک علما خاک تو

از کرم و لطف تو شد این حریم

قبر بروجردی و عبدالکریم


برچسب‌ها: ای حرمت کعبۀ جان همه
13:28
1739
ای حرمت کعبۀ دلِ همه در قم

ای حرمت کعبۀ دلِ همه در قم
قم ز قدم‌های تو مدینۀ دوّم
خاک صفائیه‌ات صفای خلایق
بلکه زده مروه بر صفات تبسم
لیلۀ قدر امام «موسی جعفر»
آیۀ تطهیر قلب حجت هشتم
دختر طوری و نور دیدۀ موسی
شوی نکرده، به خلق هر دو جهان‌اُم
طور تو آیینه‌دار «فاخلع نعلیک»
روی تو مشعل‌فروز «یذهب عنکم»
مدخل اهل فضیلت است به محشر
آن درِ جنت که باز می‌شود از قم
فاطمۀ یازده حریم ولایت
مادر فیضیّه، قبلۀ دل مردم
قدر و مقام و جلال فاطمه داری
آنچه کـه دارند آل فاطمه داری

****
روز ورود تو قم بهشت خدا شد
قم حرم قدس سیدالشهدا شد
با صلوات و دعا و لاله و ریحان
حق تو ای مادر بهشت ادا شد
شهر به دور سر تو گشت هماره
قم به قدومت هزار باز فدا شد
ناقۀ تو بر فراز بال فرشته
محمل تو قبلۀ دلِ علما شد
روز ورودت به شهر قم همه گفتند
فاطمه وارد به حشر روز جزا شد
گوشۀ چشمی به هر کسی که گشودی
حاجتش از آن هزار بار روا شد

فاطمه آمد به پیشباز تو دختر
محمل تو سینۀ رسول خدا شد
هالۀ نورت به چهره داد گواهی
ناز تـو را می‌کشید دست الهی

****
ای قلم صنع را به حُسن تو تحسین
دختر «طاها»، سرور سینۀ «یاسین»
کوثر و تطهیر و نورِ موسی جعفرa
زهرۀ زهرا جمالِ فاطمه‌آیین
خادم زوار توست فوج ملایک
سائل درگاه تو تمام سلاطین
در حرم تو دعاست عین اجابت
نیست نیازی به التجا و به آمین
کافر با مهر توست راه نجاتش
مؤمن بی مهر تو گریخته از دین

پای نه قم نه که بهر آمدن تو
بستند این شهر را ملایک آذین
ای همه ارواح پاک، فرش قدومت
قابل پای تو نیست فرش ریاحین
برتر از اوصاف و مدح و منقبت استی
فاطمـه فاطمـه و فاطمـه هستــی

****
دست تو دریای لطف و جود و کرامت
قلب تو آیینۀ علوم امامت
سورۀ کوثر به وصف فاطمه و تو
فاطمۀ دومی به روز قیامت
خاک مزارت مگر که خاک حسین است
کز اثرش هر مریض یافت سلامت
هر که به قم رو نیاورد به ضریحت
بِهْ که به پشتش نهند کوه ملامت
خازن جنت کند فرار ز جنت
یابد اگر در قمِ تو اذن اقامت
گوشۀ چشمی به اهل قم نه، به عالم
ای تو کریمۀ به اهل‌بیتِ کرامت
با تو دعا می‌رسد به اوج اجابت
بی تو عبادت ندامت است ندامت
ای حـرم یـازده امـام، دیـارت
تربت پنهان فاطمه است مزارت

****
مردم قم، شهر قم، تمامی عالم
مرتبۀ قم کجا و عرش معظم؟
قم حرم یازده ولیِّ الهی است
بلکه بوَد شهر قم حریم خدا هم
یک درِ جنت ز قم گشوده شود؟ نه
کلّ بهشت است این زمین مکرّم
زائر معصومه کیست در حرم قم؟
آسیه و هاجر است و ساره و مریم
موسی عمران ستاده با ادب اینجا
نیست عجب گر زند مسیح از او دم
فاطمه فرزند آدم است و عجب نیست
اینکه کند فخر بر ملائکه آدم
گوید در وصف او هزار قصیده
چشم گشاید اگر ز لطف به «میثم»

ما همه محتاج اوست بـاب حوائج
ثبت بـه نامش شده کتاب حوائج


برچسب‌ها: ای حرمت کعبۀ دلِ همه در قم
13:26
1738
هوای دیدن خورشید درسرم افتاد

هوای دیدن خورشید درسرم افتاد

که ناگهان به دلم جذبه ی حرم افتاد


کسی میان دلم «اشفعی لنا » میخواند

کسی که خاک ترین بودو از طلا میخواند


تویی سرودن شعرم ، تویی ترانه ی من

بهانه ای به غزل های عاشقانه ی من


درخت بی ثمری را به بار آوردی

دراین زمین کویری بهار آوردی


نداشت فاطمه در شهر خود مزار اما

برای فاطمه در قم مزار آوردی


نگه ندار زما سایه ی پناهت را

و قدر یک مژه بر هم زدن نگاهت را


دوباره بال گشودم شبیه پروانه

و با اجازه سرودم شبیه پروانه


کسی که پای ضریحت دخیل می بندد

دخیل را به پر جبرئیل می بندد


طلا زخاک در کوی تو محک خورده است

کنار سفره ی توآب هم نمک خورده است


برای وصف قم از رود نیل باید گفت

غزل،قصیده نه بحر طویل باید گفت


به چشم می خورد اینجا زیارت مریم

سمیه، آسیه ،حاجر،خدیجه،حوا هم


زمین همیشه تو را با برادرت می دید

تو ماه بودی و نام برادرت خورشید


چقدر در حرمت بوی عشق می آید

خیال می کنم عطر دمشق می آید


شبی که فال بجز عشق را نمی آورد

دلم برای زیارت بهانه می آورد


کسی میان دلم ((اشفعی لنا))می خواند

صدا صدای خودم بود از شما می خواند


مجید تال


برچسب‌ها: هوای دیدن خورشید درسرم افتاد
21:12
1735
شهادت حضرت معصومه (س)

حرم امن تو کافی است هراسان شده را
مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت
تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است
خارج از دست خلیل است ، گلستان شده را

گندم ری به تنور کرمت پخته شود
از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را

هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است
از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را

به درخانه ی تو بسته و وابسته شدیم
چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را

گر قرار است جبینش به قدومت نرسد
کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را

در محلّه خبر لطف تو   بهتر پیچید
پخش کردند اگر قصه مهمان شده را

شدنی نیست کرم داشته باشی ، امّا
دستگیری نکنی دست به دامان شده را

پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت

 

 

تا ببندند به آن زلف پریشان شده را

ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم
گذری نیست به معراج ِ تو حیران شده را

 

جلوه ای کردی و زهرای پر از جذبه ی تو
تا قم آورد دل شاه خراسان شده را

شاعر : لطیفیان


برچسب‌ها: اشعار وفات حضرت معصومه, س
21:10
1734
این فاطمه مثل مادرش مظلوم است

این فاطمه مثل مادرش مظلوم است

از وصل برادرش رضا محروم است

معصومه بود کریمه ی اهل بیت

در قم که حریم چهارده معصوم است

21:9
1733
حضرت معصومه

دستی دوباره سوی حرم می کشد مرا

شکر خدا دوباره شدم زائر شما

بی بی چقدر نور و صفا دارد این حرم

دل را چه می برد طرف مشهد الرضا

 

چرخی میان صحن و رواق و قدم قدم

پایین پای می برد این واژه ها مرا

وقتی که قاب چشم ترم شد ضریح تو

مجنون و مست قافیه دم زد ز کربلا

حس می کنم دوباره دلم پر گرفت و رفت

آری زمان اذن دخول است و وهل أتی

از این به بعد واژه به دادم نمی رسد

تا دم زنم ز نای نی و سوز نینوا

* * *

بی بی دوباره بال خیالم گشوده شد

آری دوباره سوی حرم می کشد مرا

آدرس وبلاگ : www. habibalbakin.blogfa.com

وحید محمدی


برچسب‌ها: اشعار وفات حضرت معصومه, س
........ مطالب قدیمی‌تر »