بانک اشعار اهلبیت
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما

با سلام و عرض ادب این وبلاگ جهت گردآوری و تهیه بانک اشعار مذهبی در فضای مجازی می باشد لذا از کلیه شاعران محترم که اشعارشان در این وبلاگ می باشد و نامشان درج نشده است تقاضا داریم جهت ساماندهی و درج نامشان به ما اطلاع دهند.
هدفم از راه اندازی این وبلاگ کمک به خطیبان و مداحان و نوکران اباعبدالله هستش لطف کنید با ارسال نظراتتون راجع به مطالب اشعار بنده حقیر را یاری کنین


سامانه دریافت پیام کوتاه - 50002010000764
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
طراح قالب
ثامن تم
دیگر امکانات
ذکر روزهای هفته
روزشمار فاطمیه دانشنامه عاشورا دانشنامه عاشورا
روزشمار محرم عاشورا آیه قرآن انقلاب اسلامی پخش زنده حرم حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل وصیت شهدا
مطالب اخیر وبگاه

هشتمین آفتابمان هستی
تو امان عذابمان هستی

از روایات اینچنین پیداست
لحظه های حسابمان، هستی

در سوالات آن شب اول
راحتی_ جوابمان هستی

ما به فکر گناه و شر هستیم
تو به فکر ثوابمان هستی

ما مسلمان شرط توحیدیم
آیه های کتابمان هستی

مستی ماست با شما آقا
لاجرم پس شرابمان هستی

ما نگفتیم و تو عطا کردی
خواهش مستجابمان هستی

هر چه باشد شبیه زهرایی
پسر بوترابمان هستی

جان زهرا بگیر دستم را
تا نبیند کسی شکستم را

عاشق و مبتلا شدن خوب است
خادم این سرا شدن خوب است

سر ما کج نمی شود هر جا
فقط اینجا گدا شدن خوب است

ما زمین خورده ایم و خوشحالیم
با نگاه تو پا شدن خوب است

چون که ما با تو عالمی داریم
از دو عالم جدا شدن خوب است

درد دارم دخیلتان هستم
درد ها را دوا شدن خوب است

نامتان دلخوشی_ ما بدهاست
امشب از ما رضا شدن خوب است

گر چه از انتظار دل گیریم
منتظر در سه جا شدن خوب است

از قسم پای پنجره فولاد
زایر کربلا شدن خوب است

هدیه ی روز عیدمان آقا
نکنی نا امیدمان آقا

کارتان از قدیم احسان است
لطفتان برتر از کریمان است

مثل رسم گذشته ها اینجا
چشم رعیت به دست سلطان است

ظاهرا گر چه جانب مکه
باطنا قبله ام خراسان است

ضامنم شو ببین تو اشکم را
بچه آهو همیشه حیران است

مردم کشورم گرفتارت
آخر اینجا دیار سلمان است

اگر اینجا کسی شهید شود
هر چه باشد کفن فراوان است

گریه دارم دوباره یابن شبیب
روضه در قتلگاه عریان است

کربلا در هیاهوی مقتل
بی کفن یک شهید عطشان است

روی نیزه سرش .. امام رضا
وای بر خواهرش .. امام رضا



مربوط به موضوع : امام رضا(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در جمعه 28 شهریور1393 |

روی گلدسته چه خوب اســــت کبوتر بودن
بر بلندای زمان خوشـــــــــــــه ی باور بودن
ریسه در ریسه چراغی به تو چشـمک زدن و
در حرم بودن وپر نور ومــــــــــــــنور بودن
گنبدش دیدن و نقاره شنــــــیدن لب حوض
شب میلاد کــــــــــــــــــــنار غزل تر بودن
خطبه ی چلچله جــــاری شده در دفتر عشق
ماه با چادر گلـــــدار چه محــــــشر بـــودن
زدن بوسه لب پنجــــره خوشـــــــتر باشـــد
یا لب چلچله ها سوره ی کـــــــوثر بــــودن
ماه و خورشید تویی مانــــــــع تردید تویی
عطر پیــراهن یوســـــف گـــــل امید تویی
امشــــــب از ضـــامن آهـــو چه تمنا داری
بره آهو تو مگـــــر گوشـــه ی صحرا داری
ماه و خورشید قشنگ است که همدم باشند
مثل درهای حــــــرم در بغل هــــــم باشند
نه به انگور نه گندم نـــــــــــــفروشند بهشت
جانشیــــــــن خلف حــــــضرت آدم باشند
بوســــــــــــه بر پنجره ی محکم فولاد زنند
عصر تفســــــــیر جهان، آیه ی محکم باشند
زائران حــــــــــــرمش صبح کبوتر شده اند
این دو بر دوش جهان پرچم عــــــالم باشند
ماه و خورشید و غزل در نظر اهل حـــــــرم
فقط ای کاش همان گونه که گفــــتم باشند
این جهان عاشق این گنبد و گلدســـته شده
از قفس دیده تو را از قفسش خســــته شده
به حرم، آمده شــــاید پـــــــــر و بالی بزند
آسمانی بشـــــــود از تـــــــــو مثالی بزند
در حرم ندبه بخوان گــــل به گلستان برسد
شهر عاشق شده گلهای فراوان برســــــــد
بوسه پرتاب کند دست حرم سمــــت بقیع
غربت پنجره ها کـــاش به پایان برســــــد
حرم و گنبد و گلدسته چراغـان شده است
چه قشنگ است در این فاصله مهمان برسد
موی خود را زده شانه گل ســــــرسبز بهار
چمدان دست گرفته، شده بر اســـب سوار
هر پرنده بغلـــــــــــش بود کبوتر می شد
بین ما کاش کمـــــی فاصله کمتر می شد
به حرم گنبد و گلدســــته تو عادت داری
نرم و آهسته بگو باز چه حاجـــــت داری
از سرانجام کدامیـــــــن غزل آغاز شدی
که کبوتر نشده عاشق پــــــــــرواز شدی



مربوط به موضوع : امام رضا(ع)
برچسب ها : علی دولتیان
نویسنده ذاکر اهل بیت در جمعه 28 شهریور1393 |

 

 

به باغِ عشق و محبّت ، گلِ سپیدی تو

ترانه ساز وفا ، نغمه ی امیدی تو

به افتخار تو شبها فرشته ها گویند :

ستاره ی سحری ، همسرِ شهیدی تو



مربوط به موضوع : شهداو امام
نویسنده ذاکر اهل بیت در جمعه 28 شهریور1393 |

 

 

خوشا آن روز را که سنگری بود

شبی ، میدان مینی ، معبری بود

خوشا آن روزهای آسمانی

که شوری بود ، سودا و سری بود

خوشا روزی که دل را دلبری بود

غزل خوان نگاه آخری بود

خوشا آن روزها در خط اروند

هوای روضه های مادری بود

و اهل آسمان بودیم آن روز

که قدری بی نشان بودیم آن روز

و نای دل نوای نینوا داشت

و با صاحب زمان بودیم آن روز

و کاش آن روزگاران گم نمی شد

هوای خوب باران گم نمی شد

صفای جبهه ها می ماند ای کاش

صدای پای یاران گم نمی شد



مربوط به موضوع : شهداو امام
برچسب ها : وحید محمدی
نویسنده ذاکر اهل بیت در جمعه 28 شهریور1393 |

 

 

خبر رسید شهیدی ز خیبر آوردند

دوباره لاله ای از خاک ها در آوردند

خبر رسید و اهالی شهر فهمیدند

که باز لاله ای از دشت پرپر آوردند

دو باره اشک پدر های پیر در خلوت

و مادران همه آهی ز دل بر آوردند

دلا بسوز که این مادران پسرها را

به خون دل همه از آب و گل در آوردند

وبعد این همه آخر ببین جوانی را

برای مادر پیری جوان تر آوردند

برای دختر غمدیده عاقبت بابا

برای خواهر مضطر برادر آوردند

پدر خمید و جوانان شهرمان بر دوش

زقتلگاه طلائیه اکبر آوردند



مربوط به موضوع : شهداو امام
برچسب ها : مهدی چراغ زاده
نویسنده ذاکر اهل بیت در جمعه 28 شهریور1393 |

 

 

باز هم زائر دل خسته فراخوان شده است

ماه ذیعقده دو بار است كه مهمان شده است

قرعه نیك به نام دل عاشق افتاد

مقصد این سفر عشق خراسان شده است

حضرت نور به ذرّات عنایت دارد

میزبان سفرم حضرت سلطان شده است

آنقدر خوب هوای دل ما را دارد

هفتمین قبله ،ولی نعمت ایران شده است

مشكلی نیست كه آسان نشود"در حرمش"

درد بسیار ولی لحظه درمان شده است

قفل دل هرچه كه باشد ،همه را می داند

بی سبب نیست دلم دست به دامان شده است

آكْرٓمٓ آنْفُسٓكُمْ ،نام شما شیرین است

در حرم ذكر لبم، باز رضا جان شده است

آخرین حاجت قلبیّ گدا وقت وداع

عرفه،كرب و بلا بود كه احسان شده است

وعده حجّت حق، وعده صادق باشد

در دم مرگ ،رضا ضامن إنسان شده است



مربوط به موضوع : امام رضا(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در جمعه 28 شهریور1393 |

 

 

الهی...ای که بر دلها امیری

تو را بر تخت بیماری نبینیم

میان ابروان مهربانت

نشانی از گرفتاری نبینیم

 

دعا کردیم پابر جا بمانی

دعا کن پای کار تو بمانیم

به هنگام ظهور مصلح کل

همه باهم کنار تو بمانیم

 

بر این کشور نه بردنیای اسلام

تو دست رحمت صاحب زمانی

قسم خوردیم نگذاریم یک دم

شما در فتنه ها تنها بمانی

 

بگو یا فاطمه برخیز از جا

نگاه ما همه سوی نگاهت

یقین داریم باشد هر کجایی

دعای مادرت پشت و پناهت

 

ولایت پیشه گان آگاه هستند

نمیخواهد ولی ؛ غیر از اطاعت

سزای هرکه بر یارش مطیع است

چه پاداشیست بهتر از شهادت

 

به روی برگی از تاریخ ایران

نوشته عزت ما از خمینیست

خدارا شکر بیرق بعد از ایشان

به روی شانه مردی حسینیست



مربوط به موضوع : رهبر معظم انقلاب
برچسب ها : قاسم نعمتی
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 23 شهریور1393 |

سلام آقاجان

خیز از بستر ، دل آزارای نمی آید به تو

ای طبیب عشق ، بیماری نمی آیدبه تو

جانفدایت قلب ما مشکن فداکاری نما

هیچکاری جز فداکاری نمی آید به تو

استاد کلامی زنجانی



مربوط به موضوع : رهبر معظم انقلاب
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 23 شهریور1393 |

 

 

آقا سلام ! حالِ شما ، بهتری ؟ پدر

هرگز نبینم اینکه تو در بستری پدر

دل ، با سلامتت سحر سبز فاطمی ست

دل ، با کسالتت شب خاکستری پدر

مردم دخیل پنجره فولاد مشهد اند

نذر شفات ، وارث پیغمبری پدر

در اوج درد و رنج فقط فکر امّتی

عالم به خود ندیده چنین رهبری پدر

تو یک تنه مقابل غرب ایستاده ای

مشی ات دلاوری ، نِگهَت دلبری پدر

شبها کنار بسترتان یَابنَ فاطمه !

زهرا کند برای شما مادری پدر



مربوط به موضوع : رهبر معظم انقلاب
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 23 شهریور1393 |

 

چشم خود تا باز کردم ابتدا گفتم ... حسین

با زبان اشک هایم بی صدا گفتم ... حسین

یاد تو واجب ترین رکن نمازم بوده است

در قنوت خویش قبل هر دعا گفتم ... حسین

در مناجات شب جمعه نمی دانم چه شد

خواستم بر لب برم نام خدا ، گفتم ... حسین

کُلِّ اَرضٍ کربلا من تازه می فهمم چرا

در خراسان و نجف ، در سامرا گفتم ... حسین

نام زهرا را شنیدم هر کجا گفتم علی

نام زینب را شنیدم هر کجا گفتم ... حسین



مربوط به موضوع : امام حسین(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 11 شهریور1393 |

ای که عمامه‎ی عزّت به روی سر داری

خُلق و خوی نبوی ، صولتِ حیدر داری

عصمتت فاطمی و غیرت تو عباسی

آن‎چه خوبان همه دارند تو بهتر داری

کاش چشمم به رویِ ماه تو روشن می‎شد

مثل اجدادِ خودت جلوه‎ی محشر داری

این همه سال گذشته خبری از تو نشد

غربتی مثل علی ؛ ساقی کوثر داری

جاده‎ی وصل تو را طی بنمایم روزی

بارها را اگر از شانه‎ی من برداری

باطناً خیمه نشینی و کسی یارِ تو نیست

ظاهراً دور و بَرَت این همه لشکر داری

چند تا یار فداکار و ولایی مثلِ

میثم و مالک و عمار و ابوذر داری

ما فقط مدعی و اهل تظاهر هستیم

بدیِ کار همین‎جاست که باور داری

روسیاهم بپذیرم که غلامت باشم

خواهشاً فکر کن این بار که قنبر داری

بیشتر از همه محتاج دعایت هستم

در سحرگاه که دستی به دعا برداری

در قنوت سحر خویش به یادم هستی

مهربان ، ارثیه از حضرت مادر داری

نفسم تنگ شده عطر حرم می‎خواهم

ای که در خال لبت سیب معطر داری

بین صف منتظرم تا که مرا هم ببری

نجف و کرب و بلا ، هر چه مُقَدر داری

بهترین ذکر شب و روز حسین است حسین

به خدا نام جگر سوز حسین است حسین



مربوط به موضوع : امام زمان(عج)
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 11 شهریور1393 |

نیستی و بر لبم انگیزه ی لبخند نیست

جز به دامان غمت دستم به جایی بند نیست

طالعم با غم گره خورده ؛ گره را باز کن

حتم دارم که دلت راضی به این پیوند نیست

روز مرگم با روزی که بفهمم قلب تو

ذره ای از این مَنِ پُر مُدّعا خُرسند نیست

خوب می دانم وبال گردنت هستم ؛ ببخش

بهترین بابای دنیای حقش این فرزند نیست

من به حق عمه ات سوگند خوردم ، پس بیا

خوب می دانم که بالاتر از این سوگند نیست



مربوط به موضوع : امام زمان(عج)
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 11 شهریور1393 |

خورشید محض ، روشنیِ هر شب بهشت

حک کرده اند نام تو را ، بر لبِ بهشت

ای عصمت مقدسه ، ممسوس ذات رَبّ

گرمای جانماز تو ، تاب و تب بهشت

مُلک بهشت ، زیر قدوم تو خاک پا

این خاک پا شدن ، شده خود منصب بهشت

چیزی کم از مقام اولوالعزم ها نداشت

توصیف اجتهاد تو ، در مکتب بهشت

وقتی که شرحِ آیه ی تطهیر می دهی

در آینه ، مشاهده شد زینبِ بهشت

تو زینب و خدیجه و زهرا و مریمی

تو خواهر رئوف ترین مرد عالمی

آنقدر لایقی عمت الله می شوی

تفسیر کامل دل آگاه می شوی

در سیر خویش پیچ و خم راه عرش را

آنقدر رفته ای ، بَلَد راه می شوی

آنقدر مثل فاطمه شد تار و پود تو

چشم و چراغ طایفه ی ماه می شوی

دست کریمیت به همه لطف می کند

داروی درد هر غم جانکاه  می شوی

زائر شدیم ، پیش تو یک اهل بیت را

با سائلان خویش ، تو همراه می شوی

پیدا شده کنار تو یک قبر گمشده

زردی گنبدت شرفُ الشَّمس قم شده

اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است

از نفخه ی شهود و تجلی ، معطر است

برپا شده است ، مکتب قرآن و اهل بیت

دارالعلومِ مریم آل پیمبر است

اینجا کلید علم و فقاهت ، ارادت است

خاک در حریم تو علامه پرور است

چشم امید عالِم و عاشق به دست توست

دست کریم فاطمه در پشت این ، در است

تنها پناهگاه دلم صحن آینه ست

وقتی دلم از آه زمانه مُکَدّر است

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه ، دل

دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است

اعجاز توست اینکه دلم یاکریم توست

قلب تپنده ی حرم قم ، حریم توست

با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه

در قم دمیده کوکب اقبال فاطمه

بی اختیار پای ضریحت رسیده است

هر زائری که آمده دنبال فاطمه

اصلا عجیب نیست دَرِ جنت است قم

اینجاست سایه سار پَر و بال فاطمه

شان نزول فاطمیات است این حرم

وقتی که می شود حرم آل فاطمه

سجاده ی نماز شبت بیت نور بود

ای راوی شریعت فعال فاطمه

صحن تو غرق بوی گل یاس می شود

اینجا حضور فاطمه احساس می شود



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 11 شهریور1393 |

 

اگر فقیر و یتیم و اسیر آمده‎ایم

به آستانه‎ی نعم الامیر آمده‎ایم

دوباره با سبد دست‎های خالی‎مان

به شوق آن کرم دست‎گیر آمده‎ایم

نیامدیم بخواهیم زنده بودن را

برای آن‎که بگویی بمیر آمده‎ایم

سر قرار تو هستی، همیشه این مائیم

که یا نیامده‎ یا این ‎که دیر آمده‎ایم

به غیر اشک ، کلافی نداشتیم، ببخش

از این غم است اگر سر به زیر آمده‎ایم

مجیرِمردمِ دنیا برای آمدنت

به گریه نزد خدای مجیر آمده‎ایم

حسین ساده‎ترین راه سمتِ قلبِ شماست

و ما به سوی تو از این مسیر آمده‎ایم

ز دست تو کرم عالمین می‎خواهیم

نصیب کرب ‎و بلای حسین می‎خواهیم



مربوط به موضوع : امام زمان(عج)
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 11 شهریور1393 |

 

 

ایران که بهشت در دل قم دارد

در مشهد خود امام هشتم دارد

در این دهۀ کرامت و رحمت و نور

خورشید به خورشید تبسّم دارد



مربوط به موضوع : امام رضا(ع)
برچسب ها : سید هاشم وفایی
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 11 شهریور1393 |

 

 

دم نمی‌فهمد دمی هم بازدم را هیچ‌وقت

مردم بی‌غم نمی‌فهمند غم را هیچ‌وقت

چشم واکردیم محو گنبدت بودیم باز

ما نفهمیدیم این نوع از کرم را هیچ‌وقت

حال که برداشتم سمتت قدم ای کاش که

جز به راه طوس نگذارم قدم را هیچ‌وقت

تا نصیبت گل شود یک عمر مثل شاخه‌ها

در گدایی‌ها نزن حرف رقم را هیچ‌وقت

من گیاه ماه گردانم که بین صحن‌ها

برنگردانم از این گنبد سرم را هیچ‌وقت

مثل عاشق که نمی‌داند مقام وصل را

ما ندانستیم قدر این حرم را هیچ‌وقت

یا جواد آمد به ذهن... اما به جان مادرت

پیش روی تو نخوردم این قسم را هیچ‌وقت

جان دستان عمو عباس خود کاری بکن

جز برای تو نچرخانم قلم را هیچ‌وقت



مربوط به موضوع : امام رضا(ع)
برچسب ها : مهدی رحیمی
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 11 شهریور1393 |

 

 

دلی از بند غم آزاد دارم

ز عمق سینه ام فریاد دارم

فتاده در سرم شور زیارت

هوای پنجره فولاد دارم

اگر آهوی حیرانم رضا جان

خوشم مانند تو صیاد دارم

خدا داند كه من چه خاطراتی

میان صحن گوهر شاد دارم

خراسان را همیشه خاك بوسم

غلام حضرت شمس الشموسم

چو زائر می شوم در مشهد تو

نظر تا می كنم بر مرقد تو

كبوتر می شوم پر می گشایم

كه بنشینم به روی گنبد تو

برایم دانه می ریزی و من هم

شوم مدیون لطف بی حد تو

ندیدم تا به حالا سائلی را

كه گوید دیده ام دست رد تو

دوباره بر گدایت رأفتی كن

مرا مهمان خان حضرتی كن

دل زائر اگر بشكست اینجا

به قدر و قیمتش پیوست اینجا

اگر مهمان تازه وارد آید

برایش سفره ای پهن است اینجا

خبرها حاكی از این است جبریل

میان زائران بنشست اینجا

مدینه رفته ها گویند عطری

ز شهر یاس سرشارست اینجا

ضریحت می دهد بوی مدینه

دلم را می كشد سوی مدینه

منم كه عاشق كوی رضایم

خراب و مست از جوی رضایم

به زلف او گره خورده دل من

اسیر بوی گیسوی رضایم

دخیل ضامن آهو بمانم

من آن آواره آهوی رضایم

میان زائرانش رو سیاهم

كه من شرمنده ی روی رضایم

اگر آقا كند بر ما دعایی

شوم با لطف او كرب و بلایی

به دور از تربت مخفی مادر

دمادم غصه خوردی ای رضا جان

برای دیدن روی جوادت

تو ساعت ها شمردی ای رضا جان

همه زخم زبان هایی كه خوردی

میان سینه ات بردی رضا جان

خدا را شكر كه تیری نخوردی

به گودالی تو شمشیری نخوردی



مربوط به موضوع : امام رضا(ع)
برچسب ها : رضا رسول زاده
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 11 شهریور1393 |

 

 

... وگدا آمده این بار شفاعت خواهی

تا رهایش نکنی در خطر گمراهی

هرچه می خواستمت مرحمتم کردی، حیف

شرمگینم نشدم آنچه که تو می خواهی

وندانم به چه دردی است ، گرفتار شدم !؟

ای طبیبا ! گره بگشای که تو آگاهی

***

 هر کسی خاک نشین تو شود محترم است

ندهم گرد حرم را به طلای شاهی

دل پیمانه‌ی خون در وسط سینه‌ی من

نقش خورشید گرفته است ، جمال ماهی

سر گلدسته به عشق تو اذان می گویند

اشهد انک الحق که رئوف اللهی

***

 آستان بوس حرم باش که این قله نور

از تو تا حضرت الله ندارد راهی



مربوط به موضوع : امام رضا(ع)
برچسب ها : یاسر حوتی
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 11 شهریور1393 |

 

 

در دل غصه ام امان دادند

برکاتی از آسمان دادند

رفته بودم ز دست اما باز

به تن مرده روح و جان دادند

تا که اسم بهشت را بردم

حرم ات را به من نشان دادند

من گدا بودم از ازل که مرا

سر این سفره آب و نان دادند

چه شد اصلا خودم نمی دانم

سهم ما را به آهوان دادند؟!

کرم ات را هزار مرتبه شکر

که مرا پیش ات آشیان دادند

حرم ات واقعا شلوغ شده

چقدر پیش پات جان دادند

کاسه ام پر شد از گدایی تو

دیگران واقعا زیان دادند

.....

این کرامات با شما زیباست

گیرم آن را به دیگران دادند

...

یک مسیحی گرفت و با خود برد

بسته ای را که خادمان دادند



مربوط به موضوع : امام رضا(ع)
برچسب ها : مهدی صفی یاری
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 11 شهریور1393 |

 

 

دلخون و دلشکسته فقط آه می کشم

با حال و روز خسته فقط آه می کشم

آتش گرفته جان من از جور روزگار

با این دلِ شکسته فقط آه می کشم

حرف دل است ساده تر از اشک جاری ام

با اشک دسته دسته فقط آه می کشم

این روزها به غربت خود خو گرفته ام

دل از همه گسسته فقط آه می کشم

دنیا به غیر غربت و رنج و بلا نداشت

چشم از زمانه بسته فقط آه می کشم

از عالمی بریدم و اینجا رسیده ام

کنج حرم نشسته فقط آه می کشم



مربوط به موضوع : امام رضا(ع)
برچسب ها : یوسف رحیمی
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 11 شهریور1393 |

 

 

از فراقت چشم هایم غرق باران می شود

عاشق هجران کشیده زود گریان می شود

درد غفلت یک طرف، درد جدایی یک طرف

مشکلاتم یک به یک دارد فراوان می شود

از خودم ناراضی ام از بس که دنیایی شدم

دل اگر شد جای غیر از یار، ویران می شود

داروی این درد بی درمان فقط در دست توست

درد من با بوسه بر پای تو درمان می شود

یابن الزهرا چاره ای کن مرگ دارد می رسد

آفتاب روی تو پس کی نمایان می شود؟

خوش به حال نوکری که پاک و بی آلایش است

این چنین شخصی در آغوش تو مهمان می شود

هر که از فعل حرام و شُبهه دوری می کند

مور هم باشد اگر، روزی سلیمان می شود

سربلند از امتحان عاشقی آید برون

عاشقی که همّت وصلش دو چندان می شود

کوری چشم حسودانی که طعنه می زنند

عاقبت می آیی و دنیا گلستان می شود

جزء بکّائین شدی با گریه بر جدّت حسین

اشک می ریزی و قلبت بیت الاحزان می شود

هر کسی که مُنکِر گریه برای جدّ توست

شک ندارم تغذیه از دست شیطان می شود

تا نفس در سینه ام باقی ست گریه می کنم

گریه ام خرج غم شاه شهیدان می شود



مربوط به موضوع : امام زمان(عج)
برچسب ها : محمد فردوسی
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 9 شهریور1393 |



همیشه بوده فقط لطف، کار فاطمه ها
که بوده ایل و تبارم دچار فاطمه ها

اگر قرار بر این است بی قرار شوم
خدا کند که شوم بی قرار فاطمه ها

خوشا به حال کسی که تمام زندگی اش
مدام چرخ زند در مدار فاطمه ها

نیاز نیست به توضیح حجب و عفتشان
زبانزد است همیشه وقار فاطمه ها

رسیده چون شب میلاد من کجا بروم
مدینه هست و یا قم مزار فاطمه ها

عجب نباشد اگر قم شده دری ز بهشت
بهشت بوده چو در انحصار فاطمه ها

گره به کار من افتاده می روم سوی قم
دخیل بسته ام امشب فقط به بانوی قم

تمام کشور ما خاک زیر پای شما
که هست این همه امنیت از دعای شما

چه ارزشیست به ناقابلی جان چو من
هزار جان گرامی شده فدای شما

نگاه کن که همه نوکر و غلام تواند
بگو که سر بتراشیم ما برای شما

زنان کشور ما گوشه گوشه ی این خاک
چه مادران و چه خواهر کنیز های شما

رسیده صبح ، گدایی به خاکبوسی تان
به عرش می رود امشب همان گدای شما

دوباره باز کلامی بگو تو فاطمه جان
دل از امام رضا برده چون صدای شما

خوش آمدی به جهان زینب امام رضا
عنایتی برسان زینب امام رضا

اگرچه دختر موسی ابن جعفر آمده است
دو باره فاطمه با شکل دیگر آمده است

عجیب نیست که امشب دلم به تاب و تب است
ببین که در بغل نجمه محشر آمده است

رسیده است که خوشحال شود امام رضا
و باز مونس جان برادر آمده است

شنیده ایم که وقتی رسید وادی قم
سوار محمل و با شال و معجر آمده است

شنیده ایم که گل بود دست مردم قم
چنان که دختر پاک پیمبر آمده است

هزار مرتبه اتش بگیر شام خراب
کسی نگفت که غمدیده خواهر آمده است

کسی به سنگ پران های شهر شام نگفت
نزن که حوصله ی زینبش سر آمده است

تفاوتیست به شهر قم و به شام بلا
به حد نیزه ی راس شهید کرببلا

شهریور - 93
سید حجت



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : سید حجت
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 9 شهریور1393 |

 

 

عمری غبار حضرت معصومه ایم ما

تا در جوار حضرت معصومه ایم ما

هرچند بار حضرت معصومه ایم ما

در سایه سار حضرت معصومه ایم ما

اهل دیار حضرت معصومه ایم ما

ای آرزوی پنجره فولاد آمدیم

ای قبله گاه طاق گوهرشاد آمدیم

بر خاک بوسه داده و بر باد آمدیم

باب الجواد حاجت ما داده آمدیم

حالا کنار حضرت معصومه ایم ما

تا نور میدمی به تمام چراغها

رد میشویم مثل نسیم از رواقها

معراج میرویم به دوش براقها

فریاد میشویم از این اشتیاقها

دل بی قرار حضرت معصومه ایم ما

ما را که عمر نوح دمی نیست پیش تو

ما گشته ایم هیچ غمی نیست پیش تو

شاه و گدا زیر و بمی نیست پیش تو

یاد بهشت جرم کمی نیست پیش تو

محو بهار حضرت معصومه ایم ما

روح الامین که حاجب دولتسرای توست

از خادمان کعبه ی دارالشفای توست

تو کیستی که صحن رضا در هوای توست

ایوان طلا هوایی گنبد طلای توست

شکرش دچار حضرت معصومه ایم ما

بالطف مادرانه ات احیا شدیم شکر

برکه نه،رود نه،دریا شدیم شکر

مولا نگاه کرده و آقا شدیم شکر

ذریه های حضرت زهرا شدیم شکر

ایل و تبار حضرت معصومه ایم ما

بانو!اگر چه پیش تو خشت محقریم

از خشتهای خانه ی موسی بن جعفریم

عمریست از کنار شما لقمه میبریم

از صحن جامع آمده ایم و کبوتریم

سجده گذار حضرت معصومه ایم ما

ما را نشان گرفت اگرچه ملال غم

هرچند پر شده همه جا قیل و قال غم

ما را گره زدند به پرهای بال غم

ما را گره زدند ولی بی خیال غم

تا خاکسار حضرت معصومه ایم ما

تا سر سپرده ی علم زینبیه ایم

سر میدهیم و مرد غم زینبیه ایم

ما از غبار محترم زینبیه ایم

ما کشته مرده ی حرم زینبیه ایم

چون ذوالفقار حضرت معصومه ایم ما



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : حسن لطفی
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 5 شهریور1393 |

 

 

باید دخیل بر پر مهتاب بست و بس

باید کنار سفره ی باران نشست و بس

آدم اگر بهشت طلب کرد کافی است

باشد برای فاطمه بی پا و دست و بس

وقتی که روبروی شما صحن آینه ست

باید تمام آینه ها را شکست و بس

آنقدر پشت بام حرم دیدنی ست که

صیّادها شدند کبوترپرست و بس

حتی مزارهای حرم فرق می کنند

زائر ، کنار حضرت بهجت نشست و بس

نوکر شدم زِ رحمت قالوا بلای تو

هستم دخیل چادرتان از الست و بس

مثل نسیم ، در حرم آرامتر شدم

از هرچه بگذریم ، حرم خوشترست و بس



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : حمید رمی
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 5 شهریور1393 |

 

 

یک عمـر کنـم نثـار جان و سر

صد بــار دهـان بشویـم از کوثــر

باشد که مدیحه‌ای کنم انشـا

در مـدحت دخت موسی‌جعفـر

مجموعــه‌ای از فضــائل زهــرا

معصومــــه‌ای از تبــار پیغمبــر

برچرخ سپهر معرفت خورشید

از هفت یــم کمــال یـک گوهـر

چون مـاه جمـادی از روی زهرا

ذیقعــده گرفتــه از رخش زیـور

فیضیّـه از اوست روضـةالزهـرا

قــم از قــدمش مدینه ی دیگر

هم سیب بهشت حجتِ هفتم

هــم آینـــه ی حقیـقتِ مـــادر

عالم بالـد بــه ایـن چنین بانو

فخریّه کنــد رضا بـر ایـن خواهر

در حشر چو پا نهد همه گویند

زهــرا آمــد دوبــاره در محشــر

این مصحف روی سینۀ باباست

ایـن دختـــر برگزیــدۀ زهراست

ای کعبه ی جـان اهل قـم کویت

وی چشم همـه جهانیان سویت

نبْوَد عجب ار بـه جـای گل رویـد

اسکنـدر و خضــر از لـب جــویت

عیسی به تو می‌دهد سلام اوّل

مریــم بنشینــد ار بــه پهلــویت

آئینه ی خلـق و خــوی زهـرایی

ای جان به فدای خلق وهم خویت

نبْــوَد عجـب ای حقیقتِ زهـــرا

چون سیب جنـان پدر کنــد بویت

مرآت جمـال مـادرش زهــراست

در دیــده ی ثامـن‌الحجج رویــت

مدح تــو ز کس نیــاید ای بانـــو

الاّ کـــه رضـــا شــود ثنـــاگویت

این نیست عجب تمــام عالم را

حق بخشــد اگـر به تاری ازمویت

تــا خــاک قـدوم زائــرت باشم

آرد اگــــرم غبـــاری از کـــــویت

تو دختـر نــور و طور و طاهـایی

معصومــه و زینبــی و زهـرایی

قـــرآن امـــام موســی کاظـم

گلــواژه ی آیه هـــای تقــوایی

ریحانــــه هفــت باغبــانِ دین

یا گوهــر نـاب هشت دریایی؟

چون مـادر خویش حضرت زهرا

سر تا بـه قـدم بهشت بابایی

ممدوحــه ی «انّمــا یریـدالله»

محبوبـه ی ذات حــق تعالایی

قم شهر ائمــه و تــو بانـویش

از قـم بـه وجـود، حکمفرمایی

زهــراست بـه امّت پدر، مـادر

تو از ره لـطف، عمّــه ی مایی

تو نــوری و مــا اسیــر تاریکی

ما تشنه ی معرفت، تو دریایی

بی معرفتیـم لیـک می دانیم

تو فـوق تمـام معــرفت هایی

وصف تو کجا ز همچو مـن آید

مــداح تــو حضــرت رضـا باید

ای بــر حرمت سـلامِ اهـل قم

وی از تــو بلنــد، نــامِ اهل قم

پیوستـــه زمــام ناقه ی نـورت

بـــر دوشِ دلِ تمــامِ اهــل قم

«یا فاطمه اشفعی لنا» باشد

ذکر خوش صبح وشام اهل قم

گردیـــــده ز آفتــــاب بالاتــــر

در سـایه ی  تـو مقام اهل قم

از حــرمت قبــر تـــو ملایـک را

واجـب شــده احتـرام اهل قم

تا دامـن حشـر همچـو دریـا پُر

از کوثــر تـوست، جام اهل قم

صحبت ز بهشت در حریـم تـو

این حــرف بـوَد حـرام اهـل قم

مهــر تـــو و دوستـی اجدادت

بـــوده ز ازل، مــرام اهــل قم

شیرین شده آب شور قم بانو

با مهــر شمـا به کام اهل قم

«میثم»همه عمر بر تو رو دارد

از خـــاک در تــــو آبــــرو دارد



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : غلامرضا سازگار
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 5 شهریور1393 |

 

 

نگاه من به نگاه ضریح تا افتاد

چه اتفاق عجیبی میان ما افتاد

چکید شرم نگاهم و بی صدا افتاد

ببخش گر که به پست تو این گدا افتاد

کریمه ای و به در گاه تو گدا بسیار

و من مثال همیشه برای تو سربار

تو جلوه گاه حجابی تو از تبار کرم

تویی ملازم زهرا ملازمت مریم

هوای صحن تو دل می برد ز اهل قلم

من و تو و قلم و کاغذ و دو چشم ترم

که از تو بیت به بیت با اجازه بنویسم

و با جنون خودم شعر تازه بنویسم

چه دردها که ز اسرار عشق درمان شد

چه چشم ها که به عشق تو مست و گریان شد

به پیشگاه تو هر کس مقیم و مهمان شد

کبوترانه دلش راهی خراسان شد

یتیم آمده ایم تا که تو پناه شوی

دوباره ضامن این قلب رو سیاه شوی

کنار مسجد اعظم دلم بهانه گرفت

بهانه ی حرم طوس عاشقانه گرفت

دوباره قلب مرا یاد او نشانه گرفت

که باز هم دلم از دست این زمانه گرفت

مرا تو با کرمت آشناترم گردان

مرا دخیل گره خورده ی حرم گردان

در آستان تو دنیام جمکرانی شد

و ذره ذره ی من صاحب الزمانی شد

و صبح جمعه دلم گرم ندبه خوانی شد

به پای نوکریم وقت جان فشانی شد

ز بعد فصل خزان فصل یار می آید

دلم خوش است به اینکه بهار می آید



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : مهرشاد واحدی
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 5 شهریور1393 |

 

 

کرامت هست آن جایی که سائل می شود پیدا

اگر چه دست و پـا گم می شود، دل می شود پیدا

گره از مشهد و قم وا نگشته بر نخواهد گشت

برادر خواهری اینگونه مشـکل می شود پیـــدا

ز هر دلــشوره ای دل را به دریــای تو باید زد

که قدر اشک از امواج ساحل می شود پیدا

دل ایران ز لطف سایه ی خورشید مشهد گرم

و قم همشیره اش چون ماه کامل می شود پیدا

دو دلبر از جناب حضرت موسی بن جعفر چون

حسین و زینبی حیدر شمایل می شود پیدا

بدون زهر هم معصومه ی دور از رضا می مرد

مـــثالش زینـب کبـــری، دلایـــل می شود پیــدا



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : صابر خراسانی
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 5 شهریور1393 |

 

 

شکر بر منّت خدا داریم

باز هم شوق ربّنا داریم

ما ز یمن حضور سبز شما

دلی از عشق با صفا داریم

امشب از لطف یک نگاه شما

حال زیبای یک گدا داریم

ما گدا و تویی کریمه ی عشق

چشم امید بر شما داریم

با حساب دو شهر قم – مشهد

ما در ایران دو کربلا داریم

گرچه از خاک کربلا دوریم

لا اقل مشهدالرضا داریم

ما درون حرم کنار ضریح

از تو امید اعتنا داریم

قبر مخفی فاطمه اینجاست

باز حس مدینه را داریم

تا نگاه تو را به خود بخریم

روی لب ذکر یا رضا داریم

ای دل آرام حضرت سلطان

خواهر با کرامت سلطان

دست خالی ما و رحمت تو

چشم داریم بر عنایت تو

سالها بوده ایم مهمانِ

چشمه ی فیض با کرامت تو

قدر تو بی حساب چون شب قدر

بی حساب است قدر و قیمت تو

بر دلت ماند حسرت دیدار

ای فدای نگاه حسرت تو

آسمان با همه بزرگی اش

خیره مانده است بر جلالت تو

غصّه ها از دل رضا می رفت

تا که می دید قد و قامت تو

در تو می دید روح زهرا را

بس که چون فاطمه است هیبت تو

به زنان درس بندگی داده است

چادر تو ، شکوه و عفّت تو

پیش مردم بدم نکن بی بی

دست خالی ردم نکن بی بی

بی شمار و عدد گدا داری

به غم عشق مبتلا داری

اینکه ما را کشانده ای یعنی

نظر دیگری به ما داری

درد دوری چه درد جانکاهیست

حسرت دیدن رضا داری

پیر کرده تو را غم دوری

از زمانه گلایه ها داری

عمّه ی دوم امام زمان

صبری از جنس کربلا داری

بی بی از عمّه ات بخوان امشب

ای امان از غم دل زینب

پیش چشمت برادر تو نرفت

سایه اش بود و از سر تو نرفت

از کنارت به کهنه پیراهن

آه امّید آخر تو نرفت

دست کم محرمی کنارت بود

بر سرت بود و معجر تو نرفت

بدنی زیر سمّ مرکب ها

روی نی رأس دلبر تو نرفت

جرعه آبی کنارتان بود و

طفل شش ماهه از بر تو نرفت

آخرین لحظه ها رضا آمد

به سرت بود و از سر تو نرفت

تازیانه به پیکرت نزدند

طعنه بر داغ مادرت نزدند



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : وحید محمدی
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 5 شهریور1393 |

 

 

خـدّام تــو اند عالمـــــــــــان دینــــــــی

آیـــــــات عظــام "حجت" و "نــائینی"

عالم شده اند از تــــــــــــــواضع کردن

"مشکینی" و "بهجت" و "بهـاء الدینی



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
برچسب ها : محمد کاظمی نیا
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 5 شهریور1393 |

 

 

تمام پنجره را غرق حسن یوسف کن

دل اهالی این کوچه را تصرف کن

قدم بزن وسط شهر باصدای بلند

به عابران پیاده غزل تعارف کن

وبی بهانه تبسم کن و نگاهت را

شبیه آینه ها عاری از تکلف کن

سپس به مجلس ترحیم یک غریبه برو

وچشم های خودت را پر از تاسف کن

صدای ضبط، اتوبان، هوای بارانی

به خود بیا! نرسیده به قم توقف کن

سلام دختر باران! سلام خواهر ماه!

بهشت را به همین ساده گی تصرف کن



مربوط به موضوع : حضرت معصومه(س)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 5 شهریور1393 |

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
برچسب‌ها