ذکر روزهای هفته
روزشمار فاطمیه دانشنامه عاشورا دانشنامه عاشورا
روزشمار محرم عاشورا آیه قرآن انقلاب اسلامی پخش زنده حرم حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل وصیت شهدا
 
 
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد1393

بـا اینـکـه نــا نـــدارد و قـامـت کمــان شده
چون کـوه پشت حیـــدر کــرار مـانـده است
هــر شـب بـــرای غـربـت و مظلـومـی علی
تـا صبـح گـریـه کـرده و بیـــدار مـانـده است
از نـحـوه ي قــــدم زدنـش حـدس می زنـم
چـشمـان ضـرب دیـده او تـــار مـانـده است
کـمـتـــــر شـده تـــورّم پـلـکـش ولـی هنــوز
بـر پیـکــرش جـراحـت بسیـــار مـانـده است
حتـی نـفـس کـه می کشـد آزار می کشد
بـدجـور بیـن آن در و دیـــــــوار مـانــده است
از پــــارگی پیــــرهنـش چـنـــد رشـتـــه نـخ
بـا رنگ سرخ بـر نـوک مسمـار مـانـده است
زیـر لگـد کـه دنــده پـهلــو شکسـت٬ دیـد...
محسن بروی خاک چه خونبار مـانـده است
زخـمـش عمیـق مـانـده بـا خونـریـزی شدید
زینـب بـــــرای بـسـتـــن آن زار مـانـده است
ای فـضــه لا اقـل تــو جــــواب مــــــرا بـــده
این جای پای کیست به دیـوار مانـده است؟

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)، حضرت زهرا(س)
برچسب‌ها: محمدبنواری, مهاجر
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد1393

 

لشگری آمده تا سهم غنیمت ببرد

از تنی غرق به خون جامه به غارت ببرد

از سراشیبی گودال سرازیر شدند

با هم از بخت بد قافله درگیر شدند

بابت جنگ جمل کسب غرامت کردند

سر عمامه ی آقا قیامت کردند

دست از این پیرهن ارثیه بردار ، سنان

مادرش دوخته با زحمت بسیار ، سنان

خولی خیر ندیده چه خیالی داری ؟

کوفی چشم دریده چه خیالی داری ؟

خورجین دست گرفتی سر گودال چرا؟

مانده ای خیره بر این زخمی بد حال چرا ؟

حرمله زیر سر توست بولله ببین

پشت خیمه چقدر نیزه فرو رفته زمین

ساربان منتظر رفتن لشگر مانده

گوشه ای منتظر فرصت بهتر مانده

هر کسی سهم نبرده ست بهم می ریزد

بی نصیب از تن عریان به حرم می ریزد

موضوعات مرتبط: امام حسین(ع)
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد1393

 

لیله القدر مقدر بنما یا الله

اربعین پای پیاده حرم ثارلله

سحری راه بیفتید ز ایوان نجف

همگی رو بسوی صحن اباعبدلله

ما گرفتار سر موی حسینیم همه

عاشق یک شب بین الحرمینیم همه

موضوعات مرتبط: امام حسین(ع)
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد1393

 

قبل از آنکه بنویسند جزای همه را

می سپارند به تو قدر و قضای همه را

شب قدر است تو را قدر نمی دانستم

چون تو باید بدهی اجر و سزای همه را

ما برای فرجت آمده ایم امشب

کاش به اجابت برسانند دعای همه را

ای گُل فاطمه یابن الحسن ای آقا جان

بشنو داد همه را بشنو صدای همه را

کربلایی ، نجفی ، سامره ای یا مشهد

هر کجا هستی خالی کن جای همه را

زائران حرم جد تو را می بخشند

امشب آقا بده پس کرببلای همه را

موضوعات مرتبط: امام زمان(عج)
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد1393

 

اگر چه شهره به شاهن شه خراسان است

ولی امام رضا عشق کل ایران است

کسی که نیست محب رضا مسلمان نیست

که عشق او یکی از شرط های ایمان است

ته گودال فقط پیکر تو مانده و من

همه رفتند فقط مادر تو مانده و من

بوسه خوبست روی گونه نشیند اما

چاره ای نیست فقط حنجر تو مانده و من

تو و عباس که رفتید از آن لحظه به بعد

زخم های بدن دختر تو مانده و من

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)، امام رضا(ع)
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد1393

 

به این بریدن انگشت هم نیاز نبود

قرار بود عقیقی به ساربان بدهد .

چندیست سوالی شده در روضه برایم

انگشت بریده شده، پیدا شده یا نه؟

موضوعات مرتبط: امام حسین(ع)
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد1393

 

دلم گرفته بهانه، سلام شاه نجف

که قتلگاه دلم گشته بارگاه نجف

تمام صحن علی بوی فاطمه دارد

شمیم سیب می آید میان راه نجف

صفای هر سحرش گریه بر غم زهراست

قسم به کوفه و خونابه‎های چاه نجف

قرار ما همه باب الرضا همان جایی

که سوی شاه خراسان بود نگاه نجف

قسم به نم نم اشکم پس از نماز صبح

چقدر بوی حسین می دهد پگاه نجف

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد1393

 

دامن آلوده و روی سیاه آورده ام

گرچه آهی در بساطم نیست آه آورده ام

هرچه هستم هرکه هستم بر کسی مربوط نیست

بر امام مهربان خود پناه آورده ام

 

****

ویرانم و به نام تو آباد می شوم

با یاکریم صحن تو همزاد می شوم

جنسم اگر لیاقت ایوان شدن نداشت

کاشی طاق صحن گوهرشاد می شوم

آخر به عشق اینکه خودت ضامنم شوی

یک شب به عمد طعمه ی صیاد می شوم

سلطانی و بزرگی نامت به ما رسید

من هم کنار نام شما یاد می شوم

وقتی به حلقه های ضریحت نمی رسم

حلقه به گوش پنجره فولاد می شوم

موضوعات مرتبط: امام رضا(ع)
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد1393

آمدم با تو سحرها حرف‎هایم را زدم ــــــــــــــــــــــــــــــ ناله‎های ربنا یا ربنایم را زدم

بعد از این یک ماه هر چه شد دگر پای خودت ــــــــــــــ من برای بنده بودن دست و پایم را زدم

حال میخواهی ببخشای یا که میخواهی نبخش ـــــــــــــــ من که هر شب آمدم اینجا صدایم را زدم

دست، خالی کیسه، خالی گردن کج بارها ــــــــــــــــــــــ بر در میخانه ات دست گدایم را زدم

پیش مردم آبرویم را مبر من ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هر کجا رفته ام حرفِ کریمیِ خدایم را زدم

کاشکی باور کنی مردانه توبه کرده ام ــــــــــــــــــــــــــ کاشکی باور کنی قید خطایم را زدم

زود آمد ضامنم شد زود بخشیدی مرا ــــــــــــــــــــــــــــ تا درِ صحن علی موسی الرضایم را زدم

آخر ماهی خیالم را تو راحت کن بگو ــــــــــــــــــــــــــــ پای تقدیر تو امضای عطایم را زدم

ماه مهمانی که طی شد، کی محرم می رسد ــــــــــــــــــــ کی ببینم خیمه ماه عزایم را زدم

التماست می کنم امسال راهی ام کنی ــــــــــــــــــــــــــــــ من که هر شب ناله‎ی کرب و بلایم را زدم

موضوعات مرتبط: امام زمان(عج)، مناجات
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد1393


مهدیم و خون جگرم، یه عمرِ كه در به درم.
خون میکنه قلب منو،‌ صورت سرخ مادرم

مهدیم و بی یاورم ، تنها ترین مرد خدا.
به من بگید آی شیعه ها، غیرتتون رفته کجا

منم غـریب فـاطمـه، منتقـم خـون حـسین.
حالا منم كه یار میخوام، شما رو بجون حسین


آی شیعه ها چتون شده،که عین کوفیا شدین.
عهد و وفا رو نشکنید، ازم چرا جدا شدین

با اینکه تواین زمونه، خودم غریب و بیکسم.
امّـا غـم غـریبیِّ ،‌ جـدّم بـریـده نـفسم

عجب زمونه ی بدی ، هر کی به فکر خودشه.
مثل عموم یه بـا وفـا، هیچ جایی پیدا نمیشه

شبـا کنـار قـبـر بـی نشـون مــــادرم مـیـرم.
عقده ي دل وا ميكنم، درد دلامو بش ميگم

يه روز ميام و انتقام مادرم رو مي گيرم.
بجـون عمه ام قسم، دارم زغصه می میرم

آی شیعه ها بـرا فـرج ، تا می تونید دعـا کنید.
گـریه بـرای کشته ی ، بـی سـر کـربلا کنید


موضوعات مرتبط: امام زمان(عج)
برچسب‌ها: محمدبنواری, مهاجر
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : یکشنبه 5 مرداد1393

چشمم به راه آمدن یار مانده است
از نیمه شب گذشته و بیدار مانده است

گفتم که بار خویش سبک تر کنم نشد
وقتم تمام می شود و بار مانده است

در را نبند ، پشت در خانه ات هنوز
یک چند تا گدای گرفتار مانده است

با اینکه از قدیم بدهکار میشود
اینجا گدا هنوز طلبکار مانده است

چشمی به هم زدم رمضان هم تمام شد
رویم ز شرم جانب دیوار مانده است

گرچه وداع با رمضان می رسد به عید
قلب شکسته باز عزادار مانده است

اری وداع لحظه ی تلخ جدایی است
حالا کجا رود دلم انگار مانده است

شاید رود مدینه همانجا که فاطمه
مابین درب خانه و دیوار مانده است

وقت عبور از در خانه نگاه کن
یک تکه پیرهن سر مسمار مانده است

باید دل از مدینه رود سوی کربلا
وقت وداع آخر سردار مانده است

زینب کشید ناله ی مهلا اخا حسین
خم کن سرت که بوسه ی دشوار مانده است

دستی گذاشت روی دل زینبش حسین
میگفت خواهرم غم بسیار مانده است

گریه نکن عزیز دلم صبر کن کمی
گریه میان کوچه و بازار مانده است

حالا گذشته بیست شب از روز حادثه
یک کاروان اسیر به انظار مانده است

بر دست های بسته ی زینب ز نیزه ها
چشم حسین و چشم علمدار مانده است

وای از دل سکینه و وای از دل رباب
بغضی شکسته در دل اشعار مانده است


موضوعات مرتبط: امام زمان(عج)
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : دوشنبه 30 تیر1393

خلاصه رفت علی و دوباره زینب ماند
به آسمان حسینش ستاره زینب ماند

گذشت آن شب تدفین گذشت آن جا که
به اشکهای حسن در نظاره زینب ماند

یتیم شد حسن و شد غریب تر ، اما
برای تشت و غم بی شماره زینب ماند

اگرچه فاطمه رفت و اگرچه حیدر رفت
برای بوسه به رگ های پاره زینب ماند

نشست شمر و میامد دوان دوان خواهر
همین که کرد برادر اشاره زینب ماند

گرفت شعله به دامان دختری تنها
بدون یافتن راه چاره زینب ماند

علی کجاست ببیند که یکه و تنها
میان حمله ی چندین سواره زینب ماند

تنی به زیر قدمهای این و آن چون رفت
کنار دختر بی گوشواره زینب ماند

تمام دلخوشی زینبش سر نیزه
خلاصه رفت حسین و دوباره زینب ماند

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : شنبه 28 تیر1393

 

 

یک بار اگر که با تو شبم سر شود بس است

یا خاک پای حضرتت این سر شود بس است

احیا گرفته ام که تو احیا کنی مرا

قدرم اگر که با تو مقدر شود بس است

خیری ندیده ام من از عمری که بی تو رفت

این عمر اگر به دیدنت آخر شود بس است

اندازه چکیدن یک قطره اشک هم

محض فراق، چشمم اگر تر شود بس است

نه من که روزه های همه روزگار با

یک روز، روزه ی تو برابر شود بس است

امشب مرا بخاطر جدت علی ببخش

آقا که راضی از دل نوکر شود بس است

موضوعات مرتبط: مناجات
برچسب‌ها: محمد بیابانی
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : شنبه 28 تیر1393
 

گر چه در خاک نهان شد بدن خستۀ تو

کعبۀ خلق بود خانۀ در بستۀ تو

شمع سان سوختی و آب شدی دم نزدی

که جهان سوخته ازگریۀ آهستۀ تو

گر چه آوای اذانت شده بر لب خاموش

می دمد لالۀ توحید زگلدستۀ تو

کیست تا مثل تو از لطف به قاتل نگرد

ای فدای نگه چشم زخون بستۀ تو

گل لبخند تو نگذاشت بدانند که بود

یک جهان غصه درون دل وارستۀ تو

خلق، یک لحظه زدرد دلت آگاه نشد

بی صدا بود زبس گریۀ پیوستۀ تو

چه به زهرا گذرد گر بگذارد به جنان

دست بشکسته به پیشانی بشکستۀ تو

پیش از آن روز که آب و گل ما خلق شود

اشک ما ریخته بر روی به خون شستۀ تو

"میثم" سوخته دل را زکرم وامگذار

کز همه رسته و عمری شده وابستۀ تو

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: غلامرضا سازگار
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : شنبه 28 تیر1393

 

 

باز داغ سیـــــنه بی اندازه شد

بار دیگر كــهنه زخمی تازه شد

شب رسید و بام  كوفــه تار شد

باز دردی آشـــــنا تكرار شد

گر چه شب بود و فلك درخواب بود

سینه هایی تا سحر بی تاب بود

آه فصل زخم ها آغــــاز گشت

نیمه شب آرام دربی باز گشت

می چكـد خون از دلی افروخته

باز شد در مثل درب سوخـــته

رخت مشكی را به تن پوشید و رفت

سنگ غسلی را حسن بوسید و رفت

گریه ای بر سینه خنجر می زند

باز هم عباس بر سر می زنـــد

چشم زینب در قفا مبهوت بود

بر سر دوش دو تن تابـوت بـود

می كشد آه از جگر از بی كسی

می رود تابوتی از دلواپــــسـی

روضه هایش مانده اما در گلو

می رود بابای زینب پیـــش رو

بس كه زد خود را نوایش زخم شد

چشم ها و گونه هایش زخم شد

با دلی پر خــون و زار و آتشین

ناله زد بر شانه ی ام البنــیــــن

درد تشییع جنازه دیدنیست

روی سنگی خون تازه دیدنیست

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: حسن لطفی
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : شنبه 28 تیر1393

 

 

وقتی که آسمان نجف پر ستاره شد

بر قبر نوح بُهت زده در نظاره شد

آدم برای دیدن حیدر شتاب داشت

تابوت روی دوش ملائک سواره شد

این مصطفی است منتظر روی مرتضی

کز اشتیاق دیده ی او پر ستاره شد

قبری که بود بستر آماده ی علی

ظاهر به یار فاطمه با یک اشاره شد

این فاطمه است دیدن دلدار آمده

آغاز زندگانی زهرا دوباره شد

اینک رسید لحظه ی حساس انتظار

نبض زمین و قلب زمان پر شماره شد

با هم شکاف پهلو و سر حرف می زنند

دیگر زمان گفتگوی استعاره شد

پهلو شکسته یاور قلب شکسته است

دیدار یار پرده ای از سوگواره شد

دستی ز قبر آمد و دست خدا گرفت

پنهان به خاک پیکر سلطان چاره شد

می گفت با علی دل شب ناله ی حسن

برگرد کز زمین و زمان راه چاره شد

این بار دوم است «جگر پاره» می شود

قلبی که قبل رحلت خود پاره پاره شد

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: محمود ژولیده
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : شنبه 28 تیر1393

 

 

تا جسم بو تراب نهان در تراب شد

گردون به فرق خاک نشینان خراب شد

با یک مدینه غربت و یک کوفه درد و غم

مانند شمع سوخت و لب بست و آب شد

وقتی که بازگشت حسن از کنار قبر

از سوز ناله اش دل زینب کباب شد

چندین ستاره در دل شب خون گریستند

تا نیمه شب به خاک نهان آفتاب شد

پاداش آن مروّت و مردانگیّ و عدل

روی علی ز خون سر او خضاب شد

کاش این چنین نبود و نباشد شنیده ام

بین همه سلام علی بی جواب شد

فریاد می زنند شب و نخل و چاه ها

والله بر علی ستم بی حساب شد

در مجلس شهید همه آورند گل

امشب سرشگ دیده ی زینب گلاب شد

"میثم" سزد که نسل جوان گریه ها کنند

بر رهبری که پیر به فصل شباب شد

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : شنبه 28 تیر1393

 

 

شب و تاریکی و صحرایِ خاموش

فلک از جامه ی ماتم سیه پوش

گرفته در زمین چندین ستاره

یکی خورشید خون آلوده بر دوش

سکوت مرگ، عالم را گرفته

تو گویی آسمان هم رفته از هوش

درون سینه ها فریاد فریاد

صدای ناله ها خاموش خاموش

بیابان نجف چشم انتظار است

که گیرد جان عالم را در آغوش

خدا داند که خون فرق مولا

ز قلب آفرینش می زند جوش

ز صحرای نجف آهسته آید

صدای ناله ی عبّاس بر گوش

"جوانمردی" دل شب رفت در خاک

"عدالت" تا قیامت شد فراموش

کجا رفت آن امیری کز رعیّت

رسیدش نیش ها در پاسخ نوش

کتاب غربتش تا حشر باز است

چنانکه فرقِ سر، تا طاق ابرویش

زخونت «میثم» ار شد خاک مفروش

ولای دوست را مفروش مفروش

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: غلامرضا سازگار
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : شنبه 28 تیر1393

 

 

فضای تو چقدر غم فزاست ای کوفه

بگو امام غریبت کجاست ای کوفه

صدای یا ابتا از خرابه ها آید

تمام شهر پر از این صداست ای کوفه

قسم به شام غریبان مرتضی، سه شب است

که سفرۀ فقرا بی غذاست ای کوفه

هنوز از جگر نخل های تو به فلک

صدای نالۀ شیر خداست ای کوفه

دل شکسته یتیمی نسشته چشم به راه

هنوز منتظر مرتضاست ای کوفه

به اشگ غربت و خون سر علی سوگند

تو را نه دوستی و نه وفاست ای کوفه

زدست مردم نامرد تو علی چه کشید

که مرگ خود ز خداوند خواست ای کوفه

چرا علی دل شب دفن شد جواب بده

مگر نه او شه ارض و سماست ای کوفه

گذشت هر چه شد، از زینبش تلافی کن

اگر چه کار تو جور و جفاست ای کوفه

بیا و بعد علی با حسین خوبی کن

که از تو خون جگر مجتباست ای کوفه

روا بود که خرابت کنند از ریشه

ز بس تو را ستم نارواست ای کوفه

ز بی وفائی و جور و جفای مردم تو

هماره ناله «میثم» به پاست ای کوفه

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: غلامرضا سازگار
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : شنبه 28 تیر1393

نام حیدر شعرهایم را پر از غم می کند

عاقبت پشت غزل های مرا خم می کند

در شب قدر از علی گفتن میان گریه ها

اندکی بار گناهان مرا کم می کند

نام زیبای امیرالمومنین در ذهن ها

واژه ی عدل و عدالت را مجسم می کند

از علی جز مهربانی نیست کاری ساخته

فکر آب و نان برای ابن ملجم می کند

بس که مظلوم است شهر کوفه را با رفتنش

مبتلا به حس و حالی سرد و مبهم می کند...

"محسن زعفرانیه"

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: محسن زعفرانیه
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : پنجشنبه 26 تیر1393

کربلا ماوای ما اهل ولاست خاک پاک مادری ما شفاست
هان تو ای داعش بدان ما شیعه ایم مست جام حیدر و با ریشه ایم
همچو موجیم و خروشانیم ما آتش کوهیم و جوشانیم ما
داستان ما همه مردانگیست رسم و آیین شما دیوانگیست
از تبار و نسل سلمانیم ما عهده دار عهد و پیمانیم ما
تیغ بران بر عدو ما میکشیم دشمنان آل حیدر می کشیم
از رجزهاتان جهالت شد عیان بر لب ما گل کند صاحب زمان
جمله افراد مسلمان و مسیح داند افعال شما باشد قبیح
وای بر هر آنکه با ما درفتاد این چنین مردم ولی مادر نزاد
هست اینجا گوی و میدان بسیج خاک کاوه خاک شیران بسیج
رستم و تختی و آرش مال ماست باکری همت سیاوش مال ماست
کربلا و سامرا را وانهید وای اگر بر این اماکن پا نهید
تا که گلبانگ اناالمهدی رسد لحظه ی شیرین هم عهدی رسد
از همیشه تا ابد آماده ایم دل به عشق آل احمد داده ایم

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : پنجشنبه 26 تیر1393

 

امیرالمؤمنین حیدر به صورت بر زمین افتاد

شبیه فاطمه بر خاک امیرالمؤمنین افتاد

به کوفه سوز آتش نیست کسی شلاق دستش نیست

مدینه بین آتش بود و بانو دل غمین افتاد

علی افتاد و بر لب هاش "و ربّ الکعبه" را سر داد

ولی زهرا همین را گفت "بیا فضّه خذین" افتاد

علی عمامه اش از سر میان خاک و خون افتاد

ولی باری که زهرا داشت پشت در زمین افتاد

به صورت بر زمین خوردن گمانم رسم این خانه ست

گل یاس آنچنان افتاد علی هم اینچنین افتاد

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: جواد حیدری
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : پنجشنبه 26 تیر1393

 

بزن ای تیغ دردَم راحتم كن

از این شهر، این جهنم راحتم كن

مگر از دستِ تو كاری برآید

بزن ای ابنِ ملجم راحتم كن

***

ز دلبر ارثیه بردن چگونه است

شبیه عشق خود مُردن چگونه است

بزن طوری بفهمم مثلِ زهرا

كه با صورت زمین خودن چگونه است

***

تو كه در خون نشاندی گیسویم را

شكستی مثلِ زهرا  ابرویم را

مرو ای تیغ كارت ناتمام است

مینداز از قلم این بازویم را

***

دوباره نانجیبی در برِ من

كشیده تیغ بالایِ سرِ من

خدایا باز مسجد باز شمشیر

فقط خالی است جای همسر من

***

خداوندا چه دنیای عجیبی

چه مظلومی چه آقای غریبی

مگر محراب گودال است كوفه؟

كه افتاده زمین شیب الخضیبی

***

مبادا زینبم  بد حال گردد

مبادا واردِ گودال گردد

مبادا دخترم بیند كه با اسب

ته گودی حسینم چال گردد

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: علی صالحی
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : پنجشنبه 26 تیر1393

 

 

پیچیده سحرگاه عجب عطر نجیبی

رد می‌شود از کوچه ی غم مرد غریبی

از وسعت دستان کریمش چه بگویم

وقتی همه دارند از این سفره نصیبی

هم آن که دعایش همه نفرین به علی بود

هم این که به مولای خودش عشق عجیبی ...

منظومه ی انصاف و وفا را نسروده است

جانبخش‌تر از جود علی هیچ ادیبی

سی سال گذشته‌ست، علی چشم به راه‌ست

در عمق نگاهش نه قراری نه شکیبی

او می‌رود و ناله ی‌ دیوار بلند است

مانده ست دری دست به دامان طبیبی

والشمس! شده غرق به خون چهره ی‌ خورشید

والفجر! رسیده‌ست حبیبی به حبیبی

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: یوسف رحیمی
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : پنجشنبه 26 تیر1393

 

 

  حیف مولا مردم عالم تو را نشناختند

دم زدند از تو ولی یکدم تو را نشناختند

رهبر افلاکی و از خاکیان خاکی تری

هم ملائک هم بنی آدم تو را نشناختند

با تو قومی محرم و قومی دگر نامحرمند

ای عجب نامحرم و محرم تو را نشناختند

هم به تخت جاه، هم ویرانه، هم دامان چاه

هم به شادی هم به موج غم تو را نشناختند

انبیا بودند از آدم همه در سایه ات

لیک جز پیغمبر خاتم تو را نشناختند

با وجود آنکه یک آن با تو نشکستند عهد

بوذر و مقداد و سلمان هم تو را نشناختند

تو حَجَر، تو جانِ کعبه، تو حیات زمزمی

هم حجر هم کعبه هم زمزم تو را نشناختند

عرشیان کز صبح خلقت با تو ساغر می زدند

فاش گفتم فاش می گویم تو را نشناختند

چون کتاب آسمانی حرمتت شد پایمال

ای یگانه آیت محکم تو را نشناختند

با دو دسته بسته می بردند سوی مسجدت

گوئی آنجا بودم و دیدم تو را نشناختند

چون فقیری کو تو را دشنام داد و نان گرفت

ای علی جان مردم عالم تو را نشناختند

در کنار خانه ات بر همسرت سیلی زدند

ای فدای غربتت گردم تو را نشناختند

ای شجاعت از تو تا صبح قیامت سر فراز

ای قدت از هجر زهرا خم تو را نشناختند

بارها در نخل میثم دوستان کردند سیر

حیف کآخر همچنان «میثم» تو را نشناختند

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: غلامرضا سازگار
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : پنجشنبه 26 تیر1393

لاله‌گون گشت ز خون روی دل‌آرای علی

می‌چکد اشک حسن بر رخ زیبای علی

مـرغ آمیـن بـه دعـای سحـرش پاسخ داد

از خداونـد همیـن بــود تمنـای علی

که گمان داشت که چون فاطمه تنها و غریب

در دل خـاک رود قـامت رعنای علی

جای یک ضربـۀ شمشیر به پیشانی داشت

جای صد زخم، عیان بود به اعضای علی

آسمـان شست مـه روی علـی را از خـون

عوض آن که نهد رو به کف پای علی

هرچه آب است اگر اشک شود باز کم است

در غم فاطمـه و ماتـم عظمای علی

صـورت شیرخـدا سرخ شد از خـون جبین

نیلگون گشت ز سیلی رخ زیبای علی

از جنـان فاطمه آیـد بـه بیابـان نجف

تا کند خون جبین پاک ز سیمای علی

نـخل‌هـا منتظـر بانـگ الهــی العفـو

چاه‌ها منتظر نالـۀ شب‌هـای علی

"میثم" از سوز درون گرید و خواهد ز خدا

ناله‌اش را برسانند به امضای علی

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: غلامرضا سازگار
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : پنجشنبه 26 تیر1393

 

مسجد ز اذان آخرت مست هنوز

محراب به یاد قامتت هست هنوز

در سجده سرت شکافت مولای نماز

ز آن واقعه سجده سر شکسته‌ست هنوز

***

آه آن سر سرفراز ناگاه شکافت

فرق سر یک نماز ناگاه شکافت

انگار شب تولد مولا بود

پیشانی کعبه باز ناگاه شکافت

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: محمد مهدی سیار
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : پنجشنبه 26 تیر1393

 

ای مرد، فرشته بی حضورت می مُرد

نام تو رسول بی وضو کی می بُرد

آن تیغ که پیشانی ماه تو شکافت

ای کاش به فرق شیعیانت می خورد

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
برچسب‌ها: حیدر توکلی
نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : پنجشنبه 26 تیر1393

 

کوفه ، مدینه بود مگر ؟ التهاب داشت

محراب ، کوچه بود مگر ؟ اضطراب داشت

تیغ عدو کجا و سَرِ سِرِّ عدل و داد !

دشمن دوباره بر سر نیزه کتاب داشت

این فتنه ها ز گور خوارج بلند شد

دینی که بی علی است ، اساسی خراب داشت

بار دگر ز پشت به نامردی اش زدند

غربت به نام نامی او انتساب داشت

در سر ، هوای ماندن در کوفه را نداشت

او که دلی به یاد مدینه کباب داشت

تنهاترین غریب ، هوایی یار بود

با یاد فاطمه ، نه خوراک و نه خواب داشت

قلبش به یاد فاطمه می زد ، که مرگ خواست

آن شب علی لبی به دعا مستجاب داشت

دیگر حساب روز و شب از دست داده بود

در تنگنای سینه ، غمی بی حساب داشت

موی سپید او که ز رویی کبود بود

از خون سرخ سر ز چه قصد خضاب داشت

جان در تنش چه شد که چنین بیقرار بود ؟

مثل مسافری که به رفتن شتاب داشت

میلی به شیر و نان و رطب هم نداشت او

تنها نمک که زخم دلش التهاب داشت

از سهم شیر خویش به قاتل دهد که او

روحی پر عاطفه به زلالی آب داشت

زینب ز نیشخنده ی قاتل تمام عمر

روحی اسیر پنجه ی رنج و عذاب داشت

نویسنده : ذاکر اهل بیت
تاریخ : پنجشنبه 26 تیر1393

ماه جمال قبله ی ایمان به خون نشست

شمس رخ حقیقت عرفان به خون نشست

دیو تباهی آمد و یک سجده را شکست

آئینه ی کرامت انسان به خون نشست

بر سینه ی نماز گذاران نشسته داغ

روح نماز و کعبه ی ایمان به خون نشست

حور و ملک ، فرشته و جن ، نوحه گر شدند

دریا و کوه و دشت و بیابان به خون نشست

توحید جوی دهر ، یدالله بت شکن

از مکر و کینه توزی شیطان به خون نشست

کعبه بیا ، زیارت مولود خود نما

کن سجده ای، که جلوه ی یزدان به خون نشست

صبح وصال او چو دمید آسمان سرخ

گفتا : سحرگه شب هجران به خون نشست

رخساره اش چو ماه شفق گونه ای شده

مهتاب پیر گوشه ی ویران به خون نشست

با سائلان غمزده ، این  ماجرا بگو

مرد غریب صاحب همیان به خون نشست

شیر آورید و شیر خدا را دعا کنید

آن مهربان جمع یتیمان به خون نشست

می خواست روی پای خودش ره رود ، نشد

پیش نگاه زینب گریان به خون نشست

کوفه ، مدینه گشته و محراب ، کوچه اش

یاس کبود بین گلستان به خون نشست

روزی که حرمتش به مدینه شکسته شد

خورد او زمین و دید که قرآن به خون نشست

با خاطرات چادر خاکی همسرش

تنها ترین مسافر دوران به خون نشست

موضوعات مرتبط: امام علی(ع)
 
 
با سلام و عرض ادب این وبلاگ جهت گردآوری و تهیه بانک اشعار مذهبی در فضای مجازی می باشد لذا از کلیه شاعران محترم که اشعارشان در این وبلاگ می باشد و نامشان درج نشده است تقاضا داریم جهت ساماندهی و درج نامشان به ما اطلاع دهند.
هدفم از راه اندازی این وبلاگ کمک به خطیبان و مداحان و نوکران اباعبدالله هستش لطف کنید با ارسال نظراتتون راجع به مطالب اشعار بنده حقیر را یاری کنین


سامانه دریافت پیام کوتاه - 50002010000764