X
تبلیغات
اشعار مذهبی
1:15
4218
مناجات با خدا

تقدیم به معتکفین عزیز



حال و احوال گرفتار تماشا دارد

گریه ی عبـد گنـه کار تماشا دارد

آمدم گریه کنم تا که نگاهی بکنی

چون ستاره به شب تـار  تماشا دارد

هر چه شد بین من و تـو  ز همه پوشاندی

آبروداریِ ستـّار تماشا دارد

بـارها زیـر همه قـول و قـرارم زده ام

دست گیریِ تـو  هـر بـار  تماشا دارد

مهربـانی بـه گنـه کار بُــَود عادت تو

کـَرم سفرۀ غفـّار  تماشا دارد

ماه، ماهِ رجب و سفره بـه نـام عـلی است

لحظه ی جلوه، رخ یـار  تماشا دارد

عاشق نیمه شب صحن و سرایِ نـجفـم

حـرم حیـدر کـرّار  تماشا دارد

همۀ آرزویم یک سحر کرب و بلاست

شب جمعه حـرم یـار  تماشا دارد

مادری دست به پـهلو پـسری پـاره گلو

گـریـه ها لحظۀ دیـدار  تماشا دارد

روضـۀ قحطی آب و لبِ عـطشان حسین

گـوشۀ صـحن علمـدار تماشا دارد

خاک ری را به بـهای سـر آقـا دادند

زین جهت گریۀ بسیار  تماشا دارد

کـاش امسال شـود سال ظهـور دلبـر

پـرچم خیمۀ دلـدار  تماشا دارد

قاسم نعمتی


برچسب‌ها: مناجات با خدا
1:13
4217
مناجات با حضرت حجت اروحنا فدا


خواستم تا که بیایم سر بازار نشد

تا مرا هم بنویسند خریدار نشد

خواستم تا که به پابوسی یوسف برسم

مثل هر خواسته ی قبل هم این بار نشد

درمیان صف زوّار تو سر گردانم

آه آه نوبت این عبد گنهکار نشد

عاشقان یک به یک از روی تو گل می چینند

ولی افسوس که روزی من این کار نشد

همه ی ترس من این است بگویند آخر

بخت با منتقم سوخته دل یار نشد

اکر از بخت بدم زیر لحد خوابیدم

وگر از قسمت من نوکری یار نشد

بنویسید روی سنگ مزارم ناکام

بنویسید که او زائر دلدار نشد

علّتش چیست چرا از تو جدا افتادم؟

علّتش چیست چرا فرصت دیدار نشد؟

نفس اماره و شیطان و گناه و غفلت

علّت اینهاست اگر یار پدیدار نشد

گفته بودم که به دنبال معاصی نروم

گوش من هیچ بر این حرف بدهکار نشد

سر اعمال بهم ریخته ام گریانم

هرچه کردم نشوم مایه ی آزار نشد

تا به کی شاهد این بزم جسارت باشیم

تا به کی صبر، چرا لحظه ی پیکار نشد

قبر حجر بن عدی در دل عشّاق علی است

بخداوند اگر دشمن او خار نشد

مانده ام از چه به هنگام جسارت کردن

سقف و دیوار حرم بر سرش آوار نشد

حکمتی داشته که مادرتان بی قبر است

خوب شد خون به دل حیدر کرّار نشد


برچسب‌ها: مناجات با حضرت حجت اروحنا فدا
15:21
4216
علی (ع)

هوالجمیل
تقدیم به مولایم علی (ع) و تمام پدرهای مهربان دنیا:


برق چشمان تو بر ظلمت میدان تابید

کوه لرزید و به یمن قدمت ویران شد
خوب فهمید خودش تیغ علی یعنی چه
آنکه از دیدن شمشیر دودم عریان شد!

تیغ در مرحله ی آخر تعریف علیست

پدرم گفت از این وصف کمی دلگیر است
همه ی زندگی ات بوی عطوفت دارد
چه کسی گفته علی یکسره با شمشیر است؟!

از علی گفتم ویک بند جسارت کردم

کاش میشد بزنم از بدنم دستم را
کاش قصاب جوانمرد تو باشم آقا
تا به دستم بزنی خوب ترین مرهم را

پدرم گفت خدا را به خدا در عالم

آنکه اول به تو رو کرد فقط میفهمد
شانه ی زخمی ات از عشق حکایت دارد
پینه ی دست تورا مرد فقط میفهمد

پدرم گفت همانند پیمبر هستی

جان خود میدهی و مال امانت را نه
پدرم گفت چه بسیار یلان از دستت
تیغ خوردند ولی زخم زبانت را نه

هرکسی پیش من از وصف خدا میگوید

اصلاً انگار فقط از تو به من میگوید
پدرم گفت نبی در شب معراج شنید
که شبیه تو خداوند سخن میگوید

پدرم گفت پس از مرگ پیمبر دیگر

هرکسی مدعی دین پیمبر شده بود
فصل افراط شد و خانه نشینت کردند
از علی هرکسی انگار علی تر شده بود

پشت هم زخم زبان خوردی و ساکت ماندی

چقدر خوبی ناگفته به مردم کردی
چقدر حرف که پشت سرتو گفتند و
صبر کردی و به یک شهر تبسم کردی

پدرم روز پدر گفت برایم از تو

تا از این پس پسرش هم پی راهش باشد
پدرم زندگیم بوده و من میخواهم
که فقط دست خودت پشت و پناهش باشد...

شاعر : محسن کاویانی


برچسب‌ها: علی, ع
15:12
4215
امیرالمومنین(ع)-مدح



اگر ما با علی باشیم در دنیا علی با ماست

نه تنها اندر این دنیا که در عقبا علی با ماست

علی با حق و حق با او گواهم پنح دم یا هو

به ابجد سیر کن تا بنگری معنا، علی با ماست

مسیح از مرتضی پرسید راه آسمان ها را

بگو بر پیروان مکتبِ عیسی علی با ماست

ز لطفش نامهٔ اعمال شیعه می شود اصلاح

علی پرونده ها را می کند امضا، علی با ماست

خروشان موج در پیش و از طوفان چه می ترسی

بگو یک یا علی و بگذر از دریا علی با ماست

تعال الله ولایت بر سر ما سایه گسترده

تو بنشین مدعی در سایۀ طوبا علی با ماست

شهیدان بر در و دیوار این کاشانه بنوشتند

قسم بر همت مردانۀ زهرا علی با ماست

به عالم تا قیامت کشور ما ناز خواهد کرد

و بر این ناز می نازیم چون مولا علی با ماست

دل اهل ولا را گر هزاران بار بشکافی

در او بینی نوشته با خط خوانا علی با ماست

به شیطان بزرگ و کوچک دوران بگو ما را

هراسی نیست از تهدید امریکا علی با ماست

به کعبه زاده شد تا قبلۀ دل ها شود حیدر

قسم بر احترام مسجد الاقصی علی با ماست

دعای اعتکاف مادرش شد مستجاب آن شب

شنید از هاتف غیبی، مکن پروا علی با ماست

شب معراج طاها مرتضی را در فلک می جست

ندا آمد حبیب ما بیا بالا علی با ماست

"کلامی" با علی بودن به محشر عالمی دارد

بگو ای دل مکن اندیشۀ فردا علی با ماست

ولی الله کلامی زنجانی


برچسب‌ها: امیرالمومنین, ع, مدح
15:11
4214
امام علی(ع)-مدح و ولادت



امشب ای کعبه زیارت کن زیارت کن خدا را

همچو جـان برگیر در بر جان ختم‌الانبیا را

چشم شـو سـر تا قدم، بنگر جمال کبریا را

بوسه زن خاک قـدم‌های علـی مرتضی را

رکـن ارکـان الهـی نــور حسـن ابتـدا را

پر کن از نور ولایت وسعت ارض و سما را

کعبـه! امشب آبـرو از مقـدم حیـدر گرفتی

خانۀ حقـی و صاحـب‌خانه را در بـرگرفتی

دل به حیدر دادی امـا دل ز پیغمبر گرفتی

جاودان مانی که امشب زندگی از سر گرفتی

بلکـه آب زندگـی از ساقـی کوثـر گرفتی

ناز کن؛ از خضر هم دیگر مگیر آب بقا را

ایـن محمّـد را روان و روح قرآن است کعبه!

این امیرالمؤمنین ایـن کل ایمان است کعبه

این همان حبل‌المتین این رکن ارکان است کعبه

این بـه جسم پاک کل انبیا جان است کعبه

میهمـانت میزبان مـلک امکـان است کعبه

می‌دهد از امر حق روزی تمام ماسوا را

فاطمه! بنت اسـد! وصـل خداوندت مبارک

بحر عصمت! گوهر بی‌مثل و مانندت مبارک

نقش لبخند علی بـر قلب خورسندت مبارک

عیـد میـلاد یگانـه طفـل دلبندت مبارک

مـادر شیـر خـدا! میـلاد فرزنـدت مبارک

داده ذات حـق بـه تـو آیینـۀ ایزدنما را

غلامرضا سازگار


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و ولادت
ادامه مطلب
15:10
4213
امیرالمومنین(ع)-مدح



در بیابان طلب یک العطش گوی تو خضر

در حریم قدس یک پروانه ات روح الامین

موجه ای از ریگ صحرایت صراط المستقیم

رشته ای از تار و پود جامه ات حبل المتین

بهترین خلق بعد از بهترین انبیا

 ابن عم مصطفی داماد خیرالمرسلین

نقطه ی بسم اللهی فرقان موجودات را

در سواد توست علم اولین و آخرین

چون لباس کعبه بر اندام بت، زیبنده نیست

جز تو بر شخص دگر نام امیرالمؤمنین

 صائب تبریزی


برچسب‌ها: امیرالمومنین, ع, مدح
15:9
4212
امام علی(ع)-مدح



نرسد اگر به على كسى، به كجا رود؟ به كجا رسد؟

به خدا قسم كه اگر كسى، به على رسد، به خدا رسد

سوى انبیا، سوى اولیا، ز طریق حب و ولا بیا

كه به جایى ار برسد كسى، ز طریق حب و ولا رسد

ز خودى برون ننهاده پا، نرسیده است به هیچ جا

چو كسى ز راه دگر سزد، سر او به عرش علا رسد

ز ره طلب به ولى برس، ز ره ولى به على برس

كه به خضر تا نرسد كسى، نتوان به آب بقا رسد

ز در على به در دگر، منه پا، كه مى ‏ندهد ثمر

نرسد كسى به على اگر، به هدر رود، به هبا رسد

در كس به غیر على مزن، ره كس به جز ره او متن

كه ازین در و ره اگر كسى، برسد به نور هدى رسد

نبود چو غیر على كسى، ز درش به عرش علا رسى

كه به اوج عزت اگر كسى، برسد به فرّ هما رسد

نه به كعبه رو نه به دیر رو، نه به فكر رو نه به سیر رو

ز منیّت ار گذرد كسى، ز ره على به منا رسد

به مروت ار بنهى قدم، تو به مروه یى، به خدا قسم!

به ره على ز صفا قدم، نهد ار كسى، به صفا رسد

به على اگر تو یكى شوى، ز دنس رهى و زكى شوى

به جز این اگر ملكى شود، ملكیتت به خطا رسد

تو شنیده‏ اى به بقا اگر ز طریق فقر و فنا رسى

ز على رسد چو كسى اگر به طریق فقر و فنا رسد

چو كسى مزكىّ و متقى، شود از طریق على شود

ز طریق بندگى على، كسى ار رسد، به تقى رسد

نه همى ز «ناد علىِ» او، شود آبگینه «سینجلى»

ملكوت هم پى صیقلى ز غبار او به جلا رسد

نرسد اگر كه ز لافتى، به ثبوت نفى تو زاهدا

نه ز «لم» رسد، نه ز «لو» رسد، نه ز «ما» رسد، نه ز «لا» رسد

به مریض دل نرسد شفا، ز دواى بوعلى از خدا

مگر از محبت مرتضى، مرض دلى به شفا رسد

من «كبریایى» خسته را، بده ساقیا ز مى‏ ولا

ز شراب حب على مگر همه درد من به دوا رسد

 مفتون همدانی


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح
15:8
4211
امام علی(ع)-مدح و ولادت

من مادحِ خورشیدم مست میِ توحیدم

شب سرخوشم از باده تا صبح شود عیدم

در این شب رستاخیز دارم ز جهان پرهیز

تصویر لقاء الله ثبت است به تجریدم

من معتکف اویم مشغول هو الهویم

با نغمۀ یا حیدر تا کعبه خرامیدم

غوغاست طواف من مولاست مطاف من

با چشمِ دلِ عارف در کعبه خدا دیدم

بر پرده بیاویزم از گُرده گنه ریزم

حالی به سبک بالی ست سر تا قدم امّیدم

سرمستِ یداللهم عبد اسداللهم

جز دور و بر مولا بیهوده نجوییدم

با گریۀ او گریان با خندۀ او خندان

با ساقیِ میخانه گرییدم و خندیدم

زنهار تَخیُّل را بگذار تحمل را

با لفظ لسانِ دل دلدار پسندیدم

از هر خَم ابرویش هر پیچش گیسویش

انگار گلی از نو در گلشن او چیدم

ما بی خبران در گِل او معتکف منزل

چون کعبه ای اندر دل نزدیک ترش دیدم

ای قبله گهِ قبله وی سجده گهِ کعبه

در صوم و صلوة عشق خود را به تو سنجیدم

من مدح ولی گویم هر نغمه علی گویم

ذکر علیاً مولا با صوت جلی گویم

در این دل دیوانه بیت الغزلی دارم

از ساقی و پیمانه حرفی ازلی دارم

جزو رجبیّونم مست رطبیّونم

از لعل لب مولا جامی عسلی دارم

چون درّ و صدف پاکم کز خاکِ نجف، خاکم

هم طینت زهرایی هم نور علی دارم

خاک حرمینم من، عبد حسنینم من

اِثنی عشری دینم، الحمد، ولی دارم

اینم قمرِ کامل اینم زهق الباطل

با نغمۀ جاء الحق در سینه دلی دارم

او صاحب دوران است مولا ی رسولان است

تردید اگر باشد در دین خللی دارم

از عالم اَو اَدنی اَسرار خفی امّا

در عالم این دنیا اسرار جلی دارم

فرمانبرِ اللهم حیدر ز ازل شاهم

بر امر اَلستِ او هر لحظه بلی دارم

هم آب حیاتم او، هم نور مماتم او

هم برزخ و هم در حشر شادم که علی دارم

من مدح ولی گویم هر نغمه علی گویم

ذکر علیاً مولا با صوت جلی گویم

 محمود ژولیده


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و ولادت
ادامه مطلب
15:7
4210
امام علی(ع)-مدح و مناجات

امام علی(ع)-مدح و مناجات


تویی ولی خداوندگار یا حیدر

که هم ولی و هم آئینه دار یا حیدر

به نامۀ عمل جمله بندگان خدا

ولایت تو بود اعتبار یا حیدر

نه این جهان که به عقبا و روز رستاخیز

خدا به دست تو داد اختیار یا حیدر

بهشت جای تو و دوستان تو باشد

و جای دشمن تو قعر نار یا حیدر

به جمله پادشهان فخر می فروشم من

کنم به نوکری ات افتخار یا حیدر

خدای تو چو دید لا فتی به غیر از تو

عطا نمود به تو ذوالفقار یا حیدر

چو قصد جنگ کنی از یلان به پا خیزد

ندای الحذر و الفرار یا حیدر

به جنگ اگر عدویت قصد زنده ماندن داشت

نداشت چاره به غیر از فرار یا حیدر

علی علی اسد الله یا علی حیدر

علی علی ید الله یا علی حیدر

تویی به خلق دو عالم امیر یا حیدر

منم به عشق و ولایت اسیر یا حیدر

تمام ملک الهی ست خوان احسانت

تمام خلق به پیشت فقیر یا حیدر

امیر بر همه ی خلق از ازل بودی

اگر چه شد علنی در غدیر یا حیدر

به جز تو روز قیامت مرا امیدی نیست

به جان فاطمه دستم بگیر یا حیدر

تمام هستی من نوکری درگه توست

تمام هستی من را مگیر یا حیدر

اگر چه بود همه دنیا به دست قدرت تو

ز نان جوش نگشتی تو سیر یا حیدر

اگر چه خلد برین است با صفا اما

بدون تو نبود دلپذیر یا حیدر

به پای تو ملک الموت جان خود ریزد

به او اگر تو بگویی بمیر یا حیدر

علی علی اسد الله یا علی حیدر

علی علی ید الله یا علی حیدر

 محمد معارفوند


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و مناجات
ادامه مطلب
15:5
4209
امام علی(ع)-مدح



باز مرا سوی لبِ خُم کشید

قصه ی دریا به تلاطم کشید

آمد و طوفان من آغاز شد

باز دری رو به دلم باز شد

ساقی افلاک! سلامٌ علیک!

ای پدر خاک! سلامٌ علیک!

وای اگر باز جوابم دهی

شعر بخوانم، تو شرابم دهی

دست تو را عشق که بالا گرفت

دست تو نه دست خدا را گرفت

بر نکش از چهره تو کامل نقاب

تا نپرستند تو را بوتراب!

روح امین پیش تو پر باز کرد

با تو محمد سخن آغاز کرد

نوح شده غرق تو ای ناخدا

کشتی او را برسان تا خدا

قطره تو را دیده و دریا شده

«خاک ضعیف از تو توانا شده»

بَه! بِه تو و تیغ بلاجوی تو

شیری و شیران همه آهوی تو

بر سر ذوق آمده پروردگار

بس که می آید به تو این ذوالفقار

کار هزار آیت اعظم کنی

گوشه ی ابرو تو اگر خم کنی

ای خط توصیف تو بی خاتمه

جلوه ی ظاهر شده ی فاطمه

اول و آخر سر یک موی تو

ظاهر و باطن تو و بانوی تو

کشتی خلقت به هدف می رسد

تا که به ایوان نجف می رسد

قاسم صرافان


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح
15:4
4207
امام علی(ع)-مدح



بر بلندای فلک ذکر ملائک یا علی ست

هر که گوید یا علی، در روز محشر با علی ست

در طواف کعبه گر با دیده ی دل بنگری

هر طرف آئینه ای باشد کزان پیدا علی ست

گر خدا خوانم علی را، کفر باشد کفر محض

به که گویم المثنای حق یکتا علی ست

ای یهودی، ای مسیحی، ای مسلمان، ای فلان!

رکن کعبه، چلچراغ مسجد الاقصی علی ست

در شب معراج احمد نور از لب نور بود

دید در افلاک، ماه لیلة الاسرا علی ست

مردگان دم می گرفتند ز عیسای مسیح

غافل از آن که مسیحای دو صد عیسی علی ست

اوست سرّ اسم اعظم، واقف است او بر امور

راز پنهان در عصای پنجه ی موسی علی ست

با علی بودن علو و عزت و آزادگی ست

جبرئیل عرش را استاد بی همتا علی ست

خواستگاران فراوان داشت دخت مصطفی

از خدا دستور آمد همسر زهرا علی ست

بر فراز آسمان ها هم حکومت حق اوست

حاکم و فرمانروای عالم بالا علی ست

قدرت کل دُوَل، از ناخن او کمتر است

امپراطور بلند آوازه ی دنیا علی ست

از غدیر خم چه می دانی؟، نمی دانی بدان

بعد پیغمبر امام و رهبر و مولا علیست

ای که هی دم می زنی از اولی و دومی

بشنو ای ابله، ولی مسلمین تنها علی ست

اوست باب الّه، باب العشق، باب المعرفت

شیعیان باب گرام زینب کبری علی ست

تا ابد پروندۀ شیعه بدون خدشه است

قاضی دیوان کیفر، صاحب الامضاء علی ست

 سید حسن خوشراد


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح
15:4
4208
امام علی(ع)-مدح



امشب در میخانه، حق است که کوبیدن

لعل لب ساقی را حیف است نبوسیدن

گر مستم و هوشیارم، گر خوابم و بیدارم

کارم همه شب این است بر گرد تو گردیدن

ای شیر نجف حیدر وی شاه شعف حیدر

خوب است ز دست تو یک بادیه نوشیدن

ای پیر معارج تو وی باب حوائج تو

خوب است چنان باده در خم تو جوشیدن

ای کوه معانی تو ای بانگ ترانی تو

ای پیر و جوانی تو ای عمق پرستیدن

. . .

تو کیستی ای مولا سقا و اباالسقا

استاد ابوفاضل در آب ننوشیدن

چون بر لب آب افتاد زینب چو رباب افتاد

شد رخت اسارت را آماده ی پوشیدن

محمد سهرابی


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح
15:3
4206
امام علی(ع)-مدح و ولادت



دیوان قضا خطی ز دیوان علی ست

سُکان قدر، در یَدِ فرمان علی ست

طبع من و مدح مرتضی، شرمم باد

آن جا که خدای من ثنا خوان علی ست

***

تا حُبّ علی بُود مرا در رگ و پوست

رنجم ندهد سرزنش دشمن و دوست

جز نام علی لب به سخن وا نکنم

«از کوزه همان برون تراود که در اوست»

***

چون گاه ولادت ولیّ حق شد

در خانه حق، علی به حق ملحق شد

گر مظهر حق ذات علی نیست چرا

از نام خدا نام علی مشتق شد؟

***

در برج ولا مهر جهان تاب علی ست

در شهر علوم سرمدی، باب علی ست

از اول خلقت جهان تا محشر

مظلوم ترین شهید محراب، علی ست

***

آن جا که علی واسطه ی فیض خداست

بر غیر علی هر که کند تکیه خطاست

با مدعیّان کور باطن گوئـیـد

آن جا که خدا هست و علی نیست کجاست؟

محمد علی مردانی


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و ولادت
15:3
4205
امام علی(ع)-مناجات



شکر خدا مست می کوثرم

شکر خدا فاطمه شد مادرم

شکر خدا اهل تولا شدم

عاشق ذریه ی زهرا شدم

شکر خدا بر در این خانه ام

شکر خدا نوکر این خانه ام

شکر خدا پیش علی رو زدم

دم ز عطا و کرم او زدم

شکر خدا قلب و دلم با علی ست

شکر خدا ذکر لبم یا علی ست

نام و نشان گر چه ندارم ولی

نوکر و مسکین علی ام علی

گر که بپرسند گدای که ای

ریزه خور خوان عطای که ای

نازم و گویم که کنم سروری

شکر خدا حیدریم حیدری

خاک سر راه توام یا علی

دشمن بدخواه توام یا علی

از قفس غصه رها شد دلم

شکر خدا کرب و بلا شد دلم

مهر حسین است چراغ شبم

شکر خدا سینه زن زینبم

شکر خدا گر چه که بی مایه ام

با پسر فاطمه همسایه ام

شکر خدا مست می او شدم

ریزه خور ضامن آهو شدم

شکر خدا نرفته ام راه کج

ذکر لبم گشته دعای فرج

سید مجتبی شجاع



برچسب‌ها: امام علی, ع, مناجات
15:2
4204
امیرالمومنین(ع)-مدح



ستاره خاک نشینِ درِ سرای علی ست

ستاره هیچ، که عالم به زیر پای علی ست

ملائکه همه انگشت بر دهان دارند

در آن زمان که صدای خدا صدای علی ست

قنوت نافله هایش ستون عرش خداست

که عرش محو تمنای ربنای علی ست

عدالتی که پس از او به زیر خاک افتاد

به دست صاحب الامر است، او به جای علی ست

تمام آن چه که آورده حضرت احمد

فقط به نام علی و فقط برای علی ست

خدا به وقت شهادت حرم برایش ساخت

تمام خاک نجف، خاک کربلای علی ست

علیِّ عالی اعلاست حضرت حیدر

بهشت گوشه ای از صحن با صفای علی ست

قسم به حق که خدا خون بهای کرب و بلاست

امام کرب و بلا، خون و خون بهای علی ست

اَلا محب علی پیرو ولایت باش

که پای رهبرمان روی جای پای علی ست

تمام قافیه هایم فدای نامش باد

که بیت آخر این شعر، ابتدای علی ست

 (اسیر) هر چه که گفتی اگر چه تکراری ست

تمام، ذره ای از قوس حرف یای علی ست

حمید رمی


برچسب‌ها: امیرالمومنین, ع, مدح
15:1
4203
امام علی(ع)-مدح



ای عبور سبز نخلستان بدوش

باز هم از ذهن نخلستان بجوش

تیغ دستت بس که بر صحرا نشست

شد کویر از دست تو خرما فروش

یوسف آهِ تو عمری بین چاه

می وزد در خویش و می گرید خموش

کودکی دارد صدایت می کند

کفش های وصله دارت را بپوش

باز هم از کاسه ی طفل یتیم

شربت شام تجلی را بنوش

حجت الاسلام رضا جعفری



برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح
15:0
4202
امام علی(ع)-مدح و مناجات



دلا عنایت دلدار، آرزوی من است

زیارت حرم یار، آرزوی من است

گذشت عمر و به دل ماند داغ وصل نگار

بگو به یار که دیدار، آرزوی من است

به زیر منت دونان نرفته ام هرگز

که لطف حیدر کرار، آرزوی من است

عزیز نیست کسی که ذلیل او نشود

ذلیلم، عزت سرشار، آرزوی من است

بر آستان علی سر نهاده ام ز ادب

شفاعت شه ابرار، آرزوی من است

به کارنامه ام امضای حیدری دارم

ثبات گام در این کار، آرزوی من است

ز باب فیض الهی مران (کلامی) را

که قرب عترت اطهار، آرزوی من است

 ولی الله کلامی زنجانی


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و مناجات
15:0
4201
امیرالمومنین(ع)-مدح



شیعه‌ام، نام و نشانم حیدر

دل و جان، روح و روانم حیدر

دائم الخمرتر از انگورم

ساقی هر دو جهانم حیدر

رزق از دست علی مرزوق است

نمک و گرمی نانم حیدر

چشمه باشم، غلیانم حیدر

رود باشم، جَرَیانم حیدر

قلب باشم، ضربانم حیدر

جسم باشم، شریانم حیدر

شور باشم، هیجانم حیدر

همه‌ی کون و مکانم حیدر

حرف حرفم شده حیدر حیدر

که الفبای زبانم حیدر

کفر با یاد علی ایمان است

اشهد انّ اذانم حیدر

رضا احسان‌پور



برچسب‌ها: امیرالمومنین, ع, مدح
14:59
4200
امام علی(ع)-مدح و ولادت



بر کعبۀ سنگ و خشت جان داد آن روز

بت ها  همه را تکان تکان داد آن روز

وقتی که علی ز خانه بیرون آمد

دیدند خدا خودی نشان داد آن روز

×××

دل شیعه ی آفتاب باشد چه خوش است

مست از نفس گلاب باشد چه خوش است

زائر به نجف که می رسد می فهمد

ماهی که میان آب باشد چه خوش است

×××

با قدر تو  قبله را چنین قابل کرد

معنی طواف خانه را کامل کرد

آن روز خدا ز جبرییل گلویت

قرآن به محمد امین نازل کرد

میثم مؤمنی نژاد


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و ولادت
14:58
4199
امام علی(ع)-مدح و مناجات



مصباح نور جلوه گر ماه یا علی

مفتاح مهر وقت سحرگاه یا علی

اسمت ضمانت صدق الله یا علی

تو از خدای کردیم آگاه یا علی

هر چند الکن است زبان دلم ولی

آغاز کرده مدح تو را مرتضی علی

وقتی خدا به خلقت هستی اراده کرد

توحید را به صورت یک مرد ساده کرد

از اسم مستعار خودش استفاده کرد

کل صفات را روی اسمش پیاده کرد

آن قدر شد شبیه خودش که صداش کرد

آیینه دار ذات خدا مرتضی علی

تا داشت پای خلقت دستش هنر گذاشت

دستی که روی سینه ی عالم اثر گذاشت

از مرز بندگی همه را پشت سر گذاشت

از رازهای خود همه را بی خبر گذاشت

تا عرش رد پای تو را دیده آسمان

از آن به بعد رفته کجا مرتضی علی

محمد صمیمی


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و مناجات
ادامه مطلب
14:58
4198
امام علی(ع)-مدح و مناجات



دوست دارم خاک باشم در ره پای علی

تا کنم در رهگذار او تمنای علی

دوست دارم اشک باشم چشمه چشمه، جو به جو

تا که قطره قطره افتم در قدم های علی

دوست دارم باد باشم با امید و آرزو

سرنهم مثل نسیم صبح بر پای علی

دوست دارم چون کبوتر باشم و با بال شوق

پر زنم تا گلشن سبز و دل آرای علی

دوست دارم  گوش باشم تا به بزم اُنس او

بشنوم از دوستانش صوت آوای علی

دوست دارم چشم باشد عضو عضوم تا مگر

وقت جان دادن ببینم روی زیبای علی

دوست دارم شمع باشم تا بسوزم روز و شب

گاه با یاد علی گاهی به زهرای علی

دوست دارم دست ما را او بگیرد روز حشر

نامۀ اعمال ما باشد به امضای علی

دوست دارم ای «وفائی» روز سخت واپسین

عروة الوثقای ما باشد تولای علی

سید هاشم وفایی


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و مناجات
14:57
4197
امام علی(ع)-ولادت



بر دین رسول حق ولی آمده است

خورشید ولا، نور جلی آمده است

جبریل امین برای دیدار علی

با زمزمۀ علی علی آمده است

سید هاشم وفایی


×××

در فصل شکفتن گل یاد علی

داریم همه چشم به امداد علی

دیوار حرم شکافت یعنی که خدا

در کعبه گرفت جشن میلاد علی

×××

خورشید به دیدنش خجل می آید

شبنم زده روی و منفعل می آید

با کعبۀ گِل بگو که احرام ببند

کز سوی خدا کعبه ی دل می آید


برچسب‌ها: امام علی, ع, ولادت
14:56
4196
امام علی(ع)-مدح و مناجات



ما باده در پیاله ی عمار می خوریم

پایِ بساط میثم تمار می خوریم

تنها به خرج حیدر کرار می خوریم

خرده نگیر! بر در و دیوار می خوریم

این عُرف شرعی ست، به مقدار می خوریم

مائیم و جرعه های ز پیمانه ریخته

مُشتی خرابِ بر در میخانه ریخته

سلطان طوس باده کریمانه ریخته

با اینکه رعیتیم، چه شاهانه ریخته !

عمریست از خزانه ی دربار می خوریم

ما حرفِ باده را سر منبر کشیده ایم

بر چشم گریه، سرمه ی ساغر کشیده ایم

هر چه کشیده ایم، ز دلبر کشیده ایم

حالا که ما به مالک اشتر کشیده ایم

پس یا علی ! سلامتی یار می خوریم

بر گِرد خم کهنه طواف جنون خوش است

در زیر چوب محتسبان، رقص خون خوش است

در آینه جمال طرب، لاله گون خوش است

جام بلا به امر شریعت، فزون خوش است

فکه بگو که باده سر دار می خوریم

آخر دعای اهل نظر مستجاب شد

آخر جناب شیخ ز مسجد جواب شد

زاهد گریخت، در وطنم انقلاب شد

انگورهای ری همه وقف شراب شد

این جام را به نیت مختار می خوریم

 وحید قاسمی


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و مناجات
14:55
4195



 آن قول و قرار ازلی را عشق است

دلدادگی لم یزلی را عشق است

از هر چه خوشی ست در دو عالم تنها

مستی ولایت علی را عشق است

وحید قاسمی


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح
14:55
4194
امام علی(ع)-مدح و ولادت



کاش در پرتو این ماه بزرگم کنند

زیر نور ولی الله بزرگم بکنند

آمدم خاک قدوم شه لولاک شدم

تاکه با نوکری شاه بزرگم بکنند

این مسیری ست که مردان خدا طی کردند

کاش می شد که در این راه بزرگم بکنند

از بزرگان فقط از شأن علی پرسیدم

خواستم عاقل و آگاه بزرگم بکنند

نیتم شیعه شدن بوده نمی خواسته ام

بی علی باشم و گمراه بزرگم بکنند

از پدر مادر خود خواسته ام پای علی

نوکر و ذاکر و مداح بزرگم بکنند

خاک زیر قدم یار شدن خوشبختی ست

شیعۀ حیدر کرار شدن خوشبختی ست

ساقیا باده ده بوالحسن آمد دنیا

همسر فاطمه آقای من آمد دنیا

مادرش بنت اسد بوده اسد یعنی شیر

شیری از دامن یک شیر زن آمد دنیا

آمده طعم مناجات به لب ها بدهد

یوسفا یوسف شیرین دهن آمد دنیا

صاحب تیغ ولایت اسدالله، علی

کوه ایمان شه شمشیر زن آمد دنیا

مرهبا! تیغ بیانداز بِکَن قبرت را

قاتل تو یل خیبر بِکَن آمد دنیا

هر چه بت بود به یکباره به خود لرزیدند

شاه مردان تبر بت شکن آمد دنیا

عالم عشق پر از نور خداوند شده

فاطمه بنت اسد صاحب فرزند شده

مهدی نظری


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و ولادت
ادامه مطلب
14:53
4193
امام علی(ع)-مدح و ولادت



ساقی رسید پس در میخانه پر شود

باده بریز باده که پیمانه پر شود

جامی بده، حیاتِ دوباره مرا ببخش

جامی که جان ز حضرت جانانه پر شود

آری علی علی همه را مست می کند

در بین شهر نعره ی مستانه پر شود

سنگم بزن به حبّ علی که ملال نیست

لیلای شهر آمد و دیوانه پر شود

اصلاً تمام بال و پرم پیشکش به او

اطراف شمع از پَر پروانه پُر شود

بالم شده است صید نگاه تو یا علی

مثل ریاح عبد سیاه تو یا علی

باید به پای دار تو ما سر بیاوریم

شاید ز کار زلف تو سر در بیاوریم

باید که خاک کوی تو را در سبو کنیم

سوغاتی از دیار تو، ساغر بیاوریم

وقتی که صحبت از نجف و آن مناره هاست

کم مانده ما ز شوق تو پر در بیاوریم

ما را در آسمان نجف تا که پَر دهی

سجده به خاک مقدم قنبر بیاوریم

شأن غلامی تو همان شأن انبیاست

روشن شود چو رو سوی محشر بیاوریم

انگشتری بده، که سلیمان بنا کنی

یا نسخه ای بده که مسیحا دوا کنی

محسن حنیفی


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و ولادت
ادامه مطلب
14:52
4192
امام علی(ع)-مدح و ولادت



به طوف كعبه زنی پاك و  محترم آمد

میان سینه ی او شعله های غم آمد

دخیل بست به دامان صاحب خانه

به سوی ركن یمانی دو سه قدم آمد

صدا زد ای كه مرا میهمان خود كردی

بگیر روی مرا، لحظه كرم آمد

همین كه دل نگران شد خدا اجابت كرد

صدای اُدخُلی از داخل حرم آمد

قدم نهاد به عرشی ترین مكان و سپس

شكاف سینه ی بیت العتیق هم آمد

میان خانه چه ها شد كسی نمی داند

فقط سلام ملك بود دم به دم آمد

سكوت خلق شكست و پس از گذشت سه روز

زمان جلوه نمایی دلبرم آمد

میان صورت او هر چه نور منجلی است

همین بس است ز مدحش كه نام او علی است

ز داغی لب ساقی خرابمان كردند

میان كوزه چهل شب شرابمان كردند

محك زدند به ناز نگار این دل را

برای ناز كشی انتخابمان كردند

قرار شد كه دم مرگ روی او بینیم

به شوق وصل، همۀ عمر عذابمان كردند

دعا شدیم و سحرها میان نخلستان

به سجده های علی مستجابمان كردند

ابوتراب كرم كرد و بین این همه خلق

مقابل قدم او ترابمان كردند

چو ذره ایم در این وادی و به نام علی

بلند مرتبه چون آفتابمان كردند

همیشه بیشتر از احتیاجمان دادند

همیشه با كرم خویش آبمان کردند

بداند عالم امكان كه ما علی داریم

چه غم ز فتنۀ ایام تا علی داریم


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و ولادت
ادامه مطلب
14:51
4191
امام علی(ع)-مدح و ولادت



حرف دل است آمده و رد نمی شود

او بوده است پس علی آمد نمی شود

کعبه مکان جلوه ی او باشد و زمان

هرگز به روح جاری او سد نمی شود

صد بار اگر که کعبه شکافد به مقدمش

هرگز ز کار خویش مردد نمی شود

آغوش را برای علی باز کرد و گفت

مولا بیا اگر چه که معبد نمی شود

قرآن بخوان حقیقت قرآن به غیر تو

رحلی به غیر دست محمد نمی شود

ای عقل لقمه قدّ دهانت بگیر، شعر


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح و ولادت
ادامه مطلب
14:50
4190
حضرت علی (ع)-مدح و مناجات و ولادت



باده گاهی ز عنب هست و گهی از رطب است

این همان است که در روی تو لب روی لب است

دم کشیدند همه سبزدلان در هیئت

چای سادات اگر سبز نباشد عجب است

جام من هست کنون مثل دو تا عاشق مست

چشمم از باده ی رخسارۀ تو لب به لب است

زلف در زلف و نگه در نگهند اهل نظر

رفتن و آمدن ما به برت شب به شب است

ابرویت حامی فرمان نگاهت شده اند

قتل ما را سر کویت سبب اندر سبب است

شکر فارس چو تجار برم سوی حجاز

فارسی شعر بخوانید که یارم عرب است

خَم ابروی تو انگار خُم وارونه است

فتحه و ضمه تماماً طرب اندر طرب است

بوسه از دور دهم نیست اگر پای سفر

لب ارادت برساند چو قدم بی ادب است

تاک بنشان سر قبرم که مرا روز جزا

چشم امید شفاعت به دخیل عنب است

رنگ افشاندن ما فرصت ابراز نداشت

گر چه هر دیده که عاشق شده فرصت طلب است

ذوالفقار تو دو دم دارد و عیسی یک دم

پس اولوالعزم ز شمشیر تو یک دم عقب است

طفلکْ اشک، چو سر کرد در این تر حالی

جای آن ست که من جان دهم از سر حالی

تو اگر ذوق کنی رنگ فلک می ریزد

کرک و پر از همه ی خیل ملک می ریزد

تو اگر سیزده ماه رجب سبزه شوی

سیزده بار ز اعداد نمک می ریزد

دلم از ریخت که افتاده، دلم را تو نریز

خود به خود چینی ام از رد ترک می ریزد

دهنت بادۀ "الله معی" می نوشد

لب ما ساغر "الله معک" می ریزد

ذوالفقار تو در آن جا که دهد جولانی

سر چنان ریزه شن از چشم الک می ریزد

ما رسیدیم و بیا، ز سر شاخ بچین

میوه ها را به لب حوض دل کاخ بچین

کن گسیل از پی این سیل سپاهی گاهی

سد معبر بنما بر سر راهی گاهی

من به ایوان طلای تو محک خواهم زد

زرگری نیست کند کفتر چاهی گاهی

در مناجات تو من نیز قد افراشته ام

می دمد بر لب یک چاه گیاهی گاهی

با همه روسیهی زینت رخسار توام

می شود خوبی رخ خال سیاهی گاهی

ظالم آن نیست که سر را بزند بهر گناه

سر زند شه به گدا روی گناهی گاهی

آهِ من رفت نجف تا که طواف تو کند

گردبادی شود از شوق تو آهی گاهی

در محیطی که کنی سجده به خود زاعجازت

بال جبریل بدک نیست به زیراندازت

من نه آنم که ز دربار تو سر بردارم

صنما کی ز قدوم تو گهر بردارم

اعتبار تو به من رفعت دیگر داده

می توانم که کلاهی ز قمر بردارم

دزد مضمون توام دست مرا گر بزنی

دست افتاده به آن دست دگر بردارم

شهر را پر کنم از مرحمت تازۀ تو

مثل خاشاک جهان را چو شرر بردارم

لن ترانی چو گذاری و ترانی گویی

کوه را با همۀ ضعف کمر بردارم

ز تو ای شرح قیامت به کجا بگریزم

نشد از روز جزا بار سفر بردارم

ذوالفقار تو در آن جا که دهد شان نزول

سر محال است که دنبال سپر بردارم

جلوه آمادۀ حُسنیم که تکرار کنی

آن چه با آینه کردی به دیوار کنی

محمد سهرابی


برچسب‌ها: حضرت علی, ع, مدح و مناجات و ولادت
14:49
4189
امام علی(ع)-مدح-جنگ خندق



سرّ توحید احمدی این ست: که علی را فقط خطاب کند

عرصه‌ی جنگ هم که تنگ شود روی حیدر فقط حساب کند

آی مرحب! برو کنار بایست، هدف انگار کندن در نیست

شیر حق این چنین که می‌غرّد آمده قلعه را خراب کند

روح انگار روح تازه گرفت، آمد از فاطمه اجازه گرفت

تا که در عرش، عکسِ حیدر را ـ درِ قلعه به دست ـ قاب کند

با دَم یا علی به هر دو دَمش، با هجوم سریع و پشت همش

ذوالفقار برهنه کاری کرد، ملک الموت اعتصاب کند

می‌پری آن طرف سواره، ولی عمرو! آن سوی خندق است علی

جنگجویی ندیده‌ام چون تو سوی مرگش چنین شتاب کند

دلت از او شنید و نرم نشد؟ پیش خورشید بود و گرم نشد؟

پس لب ذوالفقار او تنها می‌تواند تو را مجاب کند

فرق او را شکافتی، بشکاف! مُحرِم است او و خواست قبل طواف

در وضویش به رسم عاشق‌ها روی خود را به خون خضاب کند

تیغ بر عمرو، پهلوان حیدر آن چنان زد که حضرت داور

ضربه‌ی روز خندقِ او را، بهترین ضربه انتخاب کند

در میان عرب خبر پیچید، در دلش هر مبارزی فهمید

خاک خود را به باد خواهد داد رزم اگر با ابوتراب کند

همه دیدند امیر می‌آید زودتر از غدیر می‌آید

کی شود یک امینیِ دیگر شرح آن ضربه را کتاب کند؟

بیشتر بین عاشقانِ علی، حرف سلمان و مالک است ولی

رقص خرمافروش بر سرِ دار، دل ما را همیشه آب کند

بعد یک عمر ذکر یا حیدر مطمئنیم ساقی کوثر

به دل کوزه‌گر می‌اندازد خاک ما ساغر شراب کند

قلب ما در لحد که می‌بویند، به رقیب و عتید می‌گویند

بنده‌ی حیدرند بگذارید او بیاید خودش حساب کند

شعرم از برق ذوالفقار رسید، روشن و گرم و بی‌قرار رسید

تا به ذره‌ نگاه یار رسید، می‌رود کار آفتاب کند1

شعر شمعی برای تو که نشد، قد گلدسته‌های تو که نشد 2

شادم اما، مگر شنیده کسی شاعرش را علی جواب کند؟

×××   قاسم صرافان

1- (به ذره گر نظر لطف بوتراب کند / به آسمان رود و کار آفتاب کند)

2-اشاره به زمزمه ساده و خالصانه شمع سازی که مورد عنایت مولا قرار گرفت:

شمع می سازم برایت یا علی / قد این گلدسته هایت یا علی


برچسب‌ها: امام علی, ع, مدح, جنگ خندق